به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 21 تا 29 , از مجموع 29

Threaded View

  1. #22
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 23 فروردین 92 [ 15:52]
    تاریخ عضویت
    1391-4-20
    نوشته ها
    188
    امتیاز
    1,048
    سطح
    17
    Points: 1,048, Level: 17
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 52
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registeredTagger Second Class1000 Experience Points
    تشکرها
    559

    تشکرشده 569 در 163 پست

    Rep Power
    0
    Array
    وقتی که داریم ازدواج می کنیم و نزدیک میشیم، از تمام سالهای دوریمون دورتریم..
    مدتهاست یه دیوار رو حس می کنم ، وقتی می خندیم ، وقتی دستهامون رو به هم میدیم ، وقتی حتی بهم از دلتنگیش میگه بازهم دیوار رو حس میکنم
    شاید این دیوار، جای خالی همه اون احساساتی هستند که تو وجودم دفن شدند ، شاید نیمی از منه که هنوز تو گذشته غوطه ور باقی مونده
    خودم اینجام اما وجودم هنوز تو گذشته ها دنبال راهی برای به هم رسیدن میگرده ، دنبال راهی که 10 سال طول نکشه... تا تمام عمرمون قربانی نشه
    شاید هیچکس وقتی اینهارو می خونه چیزی نفهمه ، شاید هیچکس اینجا نباشه که تو زندگیش 10 سال پای کسی ایستاده باشه که تمام وجودشه اما باید همیشه ازش دور باشه
    دائم مجبور باشه همه وجودش رو از همه پنهان کنه ، مبادا اسمش رو تو گوشیش ببینند ، مبادا تو خیابون کسی باهم ببینتشون ، مبادا این همسایه بفهمه اون فامیل بو ببره .....
    ده سال تمام مهمترین دلیل زندگیت رو شب و روز پنهان کنی ، حالا دیگه تمایلی به معرفیش ندارم!

    تمایلی ندارم دستش رو بگیرم و به همه بگم این همسر منه ، انگار که به پنهان کردنش عادت کردم دیگه
    دلم می خواد انتقام بگیرم ، اما نمی دونم از کی؟؟ کی مقصر 10 سال نابود شدنمون بود؟
    پدرم؟ مادرم؟ خودم؟ نمیدونم...
    زمان به پیش میره و من هر روز تو گذشته ها چرخ میزنم.. عکسهامونو که نگاه میکنم گذشت زمان رو پوستشون حس میکنم
    موهاش که سیاه بودند و حالا گرد سفیدی از بینشون بیرون اومده
    من که یه دختربچه مدرسه ای بودم و حالا دیگه داره 27 سالم میشه... روزهایی که بیتاب هم بودیم و سرشار از عشق و شور زندگی، اما محکوم به دوری
    تک تکشون دفن شدند! بازم دلم میخواد همه چیز به هم بخوره و نشه ... نمی دونم چرا؟ یه کینه عجیبی تو دلمه اما از کی نمی دونم؟
    از زمین و آسمون ، از همه آدمهای دور و برم شاید ، ده سال تموم هربار که ماشین عروس دور و برم میدیدم با حسرت نگاهش می کردم و از خودم میپرسیدم مگه چندوقته که هم رو میشناسند؟
    یعنی بیشتر از ما؟
    مگه چقدر هم رو دوست دارند؟
    یعنی بیشتر از ما؟
    چقدر حاضرند برای هم فداکاری کنند ؟
    یعنی بیشتر از ما؟
    اگه نه پس چرا اونها تو ماشین عروسند و ما فرسنگها دور از هم؟
    چرا همه دورشون هستند اما ما هنوز باید همدیگرو از همه پنهان کنیم؟
    چیزی تو وجودم باقی نمونده انگار..
    حس میکنم برای به هم رسیدن دیگه خیلی دیره ... خیلی دیر
    ویرایش توسط کبـود : چهارشنبه 21 فروردین 92 در ساعت 16:05

  2. 2 کاربر از پست مفید کبـود تشکرکرده اند .

    barani (پنجشنبه 22 فروردین 92), میشل (یکشنبه 08 اردیبهشت 92)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 28
    آخرين نوشته: جمعه 28 اسفند 94, 13:44
  2. رسیدن به عشقم پس از 5 سال...لطفا بیاید تو
    توسط sady-ns در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 23
    آخرين نوشته: دوشنبه 08 اردیبهشت 93, 21:18
  3. پس مشاورا کوشن؟چرا رسیدیگ نمیکنین به بدبختی مردم؟
    توسط henma در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: شنبه 05 مرداد 92, 01:34
  4. پیدا کردن مسیر و برنامه زندگی....بیرون امدن از رکود و معطلی
    توسط بهار.زندگی در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: دوشنبه 03 مهر 91, 15:15
  5. پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: شنبه 30 آذر 87, 13:00

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 02:03 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.