بعضی وقتا اونقدر مشکلاتم زیاد میشه که دیگه راه بی خیالی رو پیش میگیرم.میگم بذار هرطور که میخواد بشه...من نه می بینم ونه می شنوم!
شاید باورتون نشه،ولی من از مشکلات همه کسایی که میان اینجا میگن(همشون که نه!خیلیاشون) خیلی از همون مشکلات رو دارم.بعضی وقتا فکر میکنم خدایا! آخه هرکی یه مشکل داره دو مشکل داره چرا من باید مشکلات رو همه با هم داشته باشم.
دیگه یه جورایی به قول گفتنی پوستم کلفت شده که میام ومیگم ومیخندم...
الان دارم گریه میکنم.گریه برای خودم.گریه برای خنده هام.گریه برای کسی که خیلی سعی میکنه روحیه اش رو حفظ کنه ولی نمیشه...خیلی میخواد مقاوم باشه ولی در برابر کدوم مشکل؟مگه یکی دوتاست؟
برام دعا کنید حالم خوب بشه بازم بیام....








علاقه مندی ها (Bookmarks)