زنی که صاعقه وار آنک ردای شعله به تن دارد.
فرو نیامده خود پیداست که قصد خرمن من دارد
تشکرشده 51 در 22 پست
زنی که صاعقه وار آنک ردای شعله به تن دارد.
فرو نیامده خود پیداست که قصد خرمن من دارد
آنچه می گویم نه برای این است که حقیقت را می دانم بلکه آن را به یاری شما جست و جو می کنم \"افلاطون\"
تشکرشده 4 در 4 پست
تا نهان سازم از تو بار دگر
راز این خاطر پریشان را
می کشم بر نگاه راز آلود
نرم و سنگین حجاب مژگان را
تشکرشده 37,361 در 7,159 پست
ای دل اگر نخواندت ره نبری به کـــوی دوست
بی قدمش کجا توان ره ببری به کوی دوست
تشکرشده 59 در 29 پست
در این بازار اگر سودیست با درویش خرسندست
خدایا منعمم گردان به درویشی و خرسندی
تشکرشده 537 در 283 پست
دامن از زمین کشیده است
سرخی و کبودی افق
تشکرشده 537 در 283 پست
شاخه چلچراغ می شود
هر درخت پر شکوغه باغ ...
تشکرشده 926 در 486 پست
شنید آن سرو از سوسن،قیام آورد مستان را ز اول باغ در مجلس نثار آورد آنگاه عقل
تشکرشده 537 در 283 پست
شبها که سر به دامن « حافظ » روم به خواب ،
در خواب های رنگین ، در باغ آفتاب
تشکرشده 51 در 22 پست
بسر جام جم آنگه نظر توانی کرد
که خاک میکده کحل بصر توانی کرد
آنچه می گویم نه برای این است که حقیقت را می دانم بلکه آن را به یاری شما جست و جو می کنم \"افلاطون\"
تشکرشده 5 در 3 پست
تا کی به نمنای وصال تو یگانه
اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه
aramesh (جمعه 14 دی 86)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)