به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 13

Threaded View

  1. #13
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 05 آبان 04 [ 19:04]
    تاریخ عضویت
    1391-12-24
    نوشته ها
    1,691
    امتیاز
    45,402
    سطح
    100
    Points: 45,402, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteranOverdrive25000 Experience Points
    تشکرها
    6,934

    تشکرشده 6,911 در 1,649 پست

    Rep Power
    350
    Array
    یافتم

    چیزیکه روان من رو برای اعتیاد مستعد کرده، خلا تفریح و استراحت روحی و جسمیه.

    ذهن من همیشه پره از افکار جدی. کارهایی که باید انجام بدم، تغییراتی که باید در خودم ایجاد کنم. اهداف اخلاقی و شخصیتی و رفتاری و اجتماعی، بعلاوه اهداف تحصیلی و غیره.

    زندگی من خیلی جدی و سنگین گذشته. و همین باعث شده روانم یه خستگی مضمن داشته باشه.

    قبلا گفتم که دارم یک کتاب می خونم راجع به حرمت نفس. نویسنده معتقد به نقش احترام به آگاهی در حرمت نفس انسانه.

    همش فکر می کنم من که از اوائل نوجوانی زندگی آگاهانه تر رو انتخاب کردم، چرا در عین حال درونم یه چیزی هست که از آگاهی فرار می کنه؟ (یکی از نمودهای این فرار از آگاهی اون دوره هاییه که خودم رو در بازی و نت و ... غرق کردم) چطور هردوشون با هم وجود دارن؟

    جوابش همینه. این تلاش ها وقتی مداوم باشن و بدون وقفه، خستگی میارن. خستگی روانی.

    نه اینکه من بدون وقفه در جهت رسیدن به اهدافم تلاش کردم، اما زندگی من تقریبا در سه حالت بوده.

    الف) وقتایی که حالم خوب بوده و با همه قدرت کار کردم.

    ب) وقتایی که یه دفعه ناک اوت شدم و رفتم تو کما.

    ج) وقتایی که کار کردم، اما در عین حال حس کردم که تمایل به فرار دارم. منظورم همین موضوع این تاپیک هست. یعنی استعداد و فضای اعتیاد رو حس کردم، اما در مقابلش مقاومت کردم.

    این روزها همش از خودم می پرسم، چرا اخیرا دیگه اون فضا رو حس نمی کنم؟ این احساس سبکی از چیه؟

    الان حاضرم شرط ببندم بخاطر همین تمرین های تعادلیه. منظورم این یکساعت نت اومدن نیستا!! همونطور که قبلا گفتم من کارهای دیگه ای هم در این جهت انجام دادم. توی این روزها من نه توی حالت الف بودم، نه ب و نه جیم. یه جایی بودم بین الف و ب.

    پس راه حل یه چیزی همین نزدیکی هاست، اگه همین روند رو جدی تر انجام بدم، پیداش می کنم.

    باید همونطور که برای کارهام برنامه ریزی می کنم، برای تفریحاتم هم برنامه ریزی داشته باشم. سررسیدم نباید فقط شامل ساعت هایی باشه که باید کارهای اصلیم رو انجام بدم.

    می خوام جدی تر از این حدود یک هفته گذشته برنامه ریزی تفریحی داشته باشم. باید در شروع یک هفته، بدونم که در اون هفته چطور و طبق چه برنامه ای قراره روانم رو از این جهت تغذیه کنم.

    کارهایی که الان تو ذهنمه اینهان (که توی روزهای اخیر تقریبا انجامشون دادم):


    1* هفته ای یک یا دو بار پیک نیک با خواهرم. با اون که هستم، با خودم هستم. ذهنم هم نفس می کشه و هم استراحت می کنه.

    2* باشگاه.

    3* هفته ای چند ساعت برای آموزش یه زبان مرده دنیا! صرفا چون ازش لذت می برم. (اسمش رو نمیارم که خندتون نگیره)

    4* هفته ای یک بار ملاقات چند تا از دوستای کله پوکم. ملاقات اونها این لطف رو داره که گره های ذهنم باز میشن. البته احتمالش هست باشگاه رو با اونها برم، در اون صورت دیگه نیازی نیست وقتم رو برای ملاقاتشون تلف کنم.

    5* دو هفته یکبار ملاقات دوستای اصلیم.

    6* هفته ای دو تا فیلم. نه بیشتر نه کمتر! (فیلم هم یکی از چیزاییه که من چندین بار اعتیادش رو تجربه کردم برای همین ممنوعش کردم)

    7* آشپزی. خیلی برام لذت بخشه. هفته ای دو روز آشپزی با من. اینجوری از خوشحال شدن مامان هم خوشحال می شم.

    8* روزی یکساعت هم برای اینجا و فیسبوک. این تفریح به حساب نمیاد، ولی تنوع خوبیه.

    9* هفته ای یا دو هفته یکبار برای خرید.

    10* روزی یکساعت مطالعه آزاد. کتاب های تاریخی و روانشناسی جزء علایق من هستن، اما چون خیلی سختمه که فقط یکساعت بخونم و مثلا یه دفعه نگاه نکنم ببینم صبح شد و من هنوز نخوابیدم، کتاب های تاریخی و کلا چیزهایی که برام جذابیت دارن رو ممنوع کردم. ولی امروز امروزه، و با همه روزهای گذشته فرق می کنه. اگه من تونستم فقط یکساعت تو یه تالار گفتگو باشم، نه بیشتر نه کمتر، پس می تونم در موارد دیگه هم انجامش بدم!

    11* روزی نیم ساعت نشستن کنار پدر و مادرم. و نفس کشیدن تو فضایی که اونها نفس می کشن.

    12* تفریحات هیجانی. یکی از دلایل این مشکل من اینه که هیجاناتم انباشته می شن.

    =================================

    بیشتر فکر می کنم، مطمئنا خیلی چیزای دیگه پیدا می کنم. و یه نکته مهم دیگه:

    *روزی چند دقیقه تمرینات تمرکزی که بتونم یه برنامه متنوع رو هندل کنم. وقتی کار می کنم حواسم فقط روی کار متمرکز باشه و در غیر زمان کار، از دغدغه کار آزاد باشم.

    یکی از تمرین های تمرکزی که من بلدم، اینه که یک دقیقه، یا اگه شد بیشتر، فقط به صداها گوش بدی. صدای تنفست یا هر صدای دیگه ای که توی محیط هست. بدون اینکه به چیزی فکر کنی.

    شما تمرین دیگه ای برای افزایش تمرکز بلدید؟

    ================================================== ===

    یه احساس خوب دارم. فکر کنم دارم یه زندگی قشنگ تر رو شروع می کنم.
    هدف من همیشه *عالی* بودن بوده. (نه اینکه الان عالی شده باشم!! این هدفم بوده) اما *متعادل* بودن هدف قشنگ تریه. احساس خوبی دارم. حس می کنم موفق می شم که متعادل بشم.

    از همتون متشکرم که با من بودید. وقتی این تاپیک رو ایجاد می کردم، می دونستم سوالم خیلی سخته و امیدی نداشتم که اینقدر همراه های خوبی بشید.






    اگه این سه ماه بگذره و من به برنامه هایی که گفتم عمل کنم، و حس کنم اثر کرده، این تاپیک رو خاتمه یافته اعلام می کنم. اما تا اون زمان، ممکنه بازم بیام و یه چیزایی رو ازتون بپرسم. پس این تاپیک فعلا در جریانه.

    هر اتفاق بدی، یه اتفاق خوبه...



  2. کاربر روبرو از پست مفید میشل تشکرکرده است .

    reihane_b (یکشنبه 25 فروردین 92)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. استعدادمو چگونه کشف کنم
    توسط REZABAGHE در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: شنبه 18 آذر 96, 21:29
  2. داشتن کودکی شاد وبا استعداد با این 50 کار
    توسط بی نهایت در انجمن مقالات آموزشی روانشناسی کودک
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: یکشنبه 18 دی 90, 13:25
  3. استعدادهای فرزندانمان را چگونه شکوفا کنیم
    توسط هاله نو در انجمن مقالات آموزشی روانشناسی کودک
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: شنبه 05 آذر 90, 01:45
  4. 55 راه برای پیدا کردن استعدادهای پنهان
    توسط Niloo55 در انجمن خودآگاهی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: شنبه 17 بهمن 88, 18:23
  5. چرا بعضی زنان مستعد نگرانی و اضطرابند؟
    توسط آرمان 26 در انجمن اضطراب و استرس
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: شنبه 15 فروردین 88, 21:24

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 00:00 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.