به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 57
  1. #11
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 11 دی 95 [ 09:45]
    تاریخ عضویت
    1391-12-20
    نوشته ها
    343
    امتیاز
    5,466
    سطح
    47
    Points: 5,466, Level: 47
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 84
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    59

    تشکرشده 378 در 207 پست

    Rep Power
    55
    Array
    باورت ميشه خم نميشه مثلا كسي تو ماشين شوهرش بشينه تا مقصد بايد دهنش خشك باقي بمونه فيس مياد ميگه فشار بهم مياد انقده هم حسوده كه حد نداره
    خيلي هم داناس. بهتر بود تو هم از اول اينجور رفتار ميكردي.همه رو عاجز كرده

  2. #12
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 21 تیر 99 [ 21:50]
    تاریخ عضویت
    1390-2-14
    نوشته ها
    1,339
    امتیاز
    22,823
    سطح
    93
    Points: 22,823, Level: 93
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 527
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran10000 Experience PointsTagger First ClassOverdrive
    تشکرها
    3,264

    تشکرشده 3,442 در 1,036 پست

    Rep Power
    151
    Array
    نه پریسا جان اونم چوب کارشو خواهد خورد
    ناز نکرده حال و روزمون اینه چه برسه

    وقتی می دونیم یه کاری اشتباه چرا انجامش بدیم

    من اون روز می دونستم که نباید از کوره در می رفتم ولی اشتباه کردم و در نهایت خودم چوبشو می خورم
    [align=center]خوشبخت کسی نیست که مشکلی ندارد
    بلکه کسی است که با مشکلاتش مشکلی ندارد .[/align]

  3. 3 کاربر از پست مفید eghlima تشکرکرده اند .

    asemani (شنبه 24 فروردین 92), فکور (شنبه 24 فروردین 92), چشمک (چهارشنبه 28 فروردین 92)

  4. #13
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 10 دی 02 [ 10:23]
    تاریخ عضویت
    1391-5-02
    نوشته ها
    1,285
    امتیاز
    24,091
    سطح
    94
    Points: 24,091, Level: 94
    Level completed: 75%, Points required for next Level: 259
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteranOverdrive10000 Experience Points
    تشکرها
    3,681

    تشکرشده 4,954 در 1,249 پست

    Rep Power
    225
    Array
    فکر کنم 11 اردیبهشت زمان خوبی باشه یعنی حدود 1 ماه بعد از این قضیه دیگه هر دو آروم شدید

    فقط زیاد ادای شرمنده ها رو اونجا درنیار که ایشون هم بفهمه بی اشتباه نبوده اگه هم الان همسرت گفت بیا بریم بگو اون تاریخو انتخاب کردی تا هردو آروم شده باشید

    اگه بحثی پیش اومد هم به مادر شوهرت بگو من واقعا اون روز حالم بد بود خوب حق با شماست نباید میومدم از این به بعد در چنین مواقعی نمیام چون به هرحال دیگران که از داخل بدن من خبر ندارن ممکنه دچار سو تفاهم بشن

    با این جمله هرچند ظاهش شبیه شرمندگی هستش ولی با زدن خودت به کوچه علی چپ و به طور غیر مستقیم اعتراض و انتقاد خودتو نشون دادی

    فعلا به خودت برس و سعی کن خوشحال و با روحیه باشی

    ضمنا به استراحت و ... هم هر وقت نیاز داشتی انجام بده اولویت رو به سلامتی خوتو بچه بذار من هم عید امسال تقریبا هرجا میرفتم کمی مینشستم بعدش اگه بقیه میخواستن بیشتر بشینن من میرفتم دراز میکشیدم نمیدونم بقیه چی فکر میکردن اهمیتی هم نمیدم چون من جزو بارداری های تهدید به سقط بودم زیاد نمیتونستم سیخ بشینم تا همین حدش هم بهم فشار میومد اهمیت نمیدم کسی بگه اون داره ناز میکنه یا نگه من کاری که صلاح میدیدم رو انجام میدادم

    راستی بچه ات چی هست؟ دختر یا پسر؟
    پرواز کن آنگونه که می خواهی
    وگرنه پروازت می دهند آنگونه که می خواهند
    ویرایش توسط فکور : شنبه 24 فروردین 92 در ساعت 15:09

  5. 8 کاربر از پست مفید فکور تشکرکرده اند .

    bahar.shadi (شنبه 24 فروردین 92), khorshid_banoo (یکشنبه 01 اردیبهشت 92), mamosh (دوشنبه 26 فروردین 92), paria_22 (دوشنبه 26 فروردین 92), she (شنبه 24 فروردین 92), taraneh89 (شنبه 24 فروردین 92), پرنده غريب (دوشنبه 26 فروردین 92), چشمک (چهارشنبه 28 فروردین 92)

  6. #14
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 26 مهر 97 [ 09:20]
    تاریخ عضویت
    1390-5-27
    نوشته ها
    1,398
    امتیاز
    13,057
    سطح
    74
    Points: 13,057, Level: 74
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 193
    Overall activity: 11.0%
    دستاوردها:
    Social1000 Experience PointsVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    8,610

    تشکرشده 8,998 در 1,493 پست

    Rep Power
    157
    Array
    سلام مامان اقلیما

    ببینم هسته سیبمون چطوره؟ الان باید 6 ماهش باشه درسته؟

    بازم که گرد و خاک کردی تو گل دختر؟

    درک می کنم حالت رو اقلیما...منم تو شرایطی که حال خوبی نداشتم یک نوجون از اقوام بهم بی احترامی کرد و منم نتونستم خشمم رو کنترل کنم و یکم صدامو بلند کردم

    اما بعدش پشیمون شدم و حس کردم با اینکه حقش بود ولی خودم رو کوچیک کردم جلوی جمع...

    واسه همین یک مدت نرفتم خونشون تا آبها از آسیاب بیافته و بعد که همه چی آروم شد دوباره خیلی عادی انگار که چیزی نشده رابطمون رو باهاشون از سر گرفتم

    اما چندتا درس هم گرفتم :

    1- همیشه با آدمهای همگون و هم سنخ برم بیرون!

    2- تو هنگام خشم موقعیت رو ترک کنم چون پشیمونی بعدش خیلی زیاده.

    3- سعی کنم خودمو تو این موقعیت ها قرار ندم که تو خودت هم بهش رسیدی.

    حالا هم نشین باز غصه بخور. روابط انسانی خیلی پیچیده است. کلا آدمها خیلی پیچیده تر شدن. اگر سیاست نداشته باشی قافیه رو باختی.

    فکور خوب راهنماییت کرد عزیزم.

    دیگه بهش فکر نکن فقط از این به بعد یک رفتار محافظه کارانه تر و خویشتن دارتری با مادر همسرت داشته باش.

    اون که عوض نمیشه ، پس تو برای آرامش خودت و حفظ شان و مقامت جلوی بقیه به خصوص همسرت ، تغییر رفتار بده.

    بذار فرزندت همیشه یک مادر صبور و محترم نزد دیگران رو ببینه.

    وقتایی هم که اعصابت ضعیف شده یا حالت بده جایی نرو لطفا و پیشگیری کن. ضمنا اقوام خودت رو در مشاجراتت با خانواده همسر داخل نکن و بالعکس.

    آفرین گل دختر. حال نی نیمون چطوره؟ دختره یا پسر؟


    روزی تو خواهی آمــــــــد از کوچه های باران

    تا از دلـــــــم بشويي غمهاي روزگـــــاران...




    ویرایش توسط bahar.shadi : شنبه 24 فروردین 92 در ساعت 15:41

  7. 6 کاربر از پست مفید bahar.shadi تشکرکرده اند .

    del (دوشنبه 26 فروردین 92), mamosh (دوشنبه 26 فروردین 92), she (شنبه 24 فروردین 92), taraneh89 (شنبه 24 فروردین 92), فکور (شنبه 24 فروردین 92), چشمک (چهارشنبه 28 فروردین 92)

  8. #15
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 21 تیر 99 [ 21:50]
    تاریخ عضویت
    1390-2-14
    نوشته ها
    1,339
    امتیاز
    22,823
    سطح
    93
    Points: 22,823, Level: 93
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 527
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran10000 Experience PointsTagger First ClassOverdrive
    تشکرها
    3,264

    تشکرشده 3,442 در 1,036 پست

    Rep Power
    151
    Array
    فکور جان از پست خوبت ممنون
    امیدوارم دیگه اتفتق غیر منتظره ای نیافته


    سلام بهار جان
    دلم برات تنگ شده بود کجاهایی دختر

    امیدوارم هر جا هستی شاد و سرحال باشی

    راستش توی 6 ماهم و به طور دقیق 25 هفتمه و هسته سیبم یه پسمله گوگولیه

    سعی می کنم خودمو آروم نگه دارم ولی خیلی از نظر روحی غمگینم و بی حوصله

    همسرم و بقیه نهایت بی درکی رو از شرایطم انجام دادن

    واقعا از همسرم و خانواده اش چنین رفتاری رو بعید می دونستم و حالا که شده و من همه رو واگذار کردم به خدای خودم

    برام دعا کنید
    [align=center]خوشبخت کسی نیست که مشکلی ندارد
    بلکه کسی است که با مشکلاتش مشکلی ندارد .[/align]

  9. 5 کاربر از پست مفید eghlima تشکرکرده اند .

    bahar.shadi (شنبه 24 فروردین 92), mamosh (دوشنبه 26 فروردین 92), she (شنبه 24 فروردین 92), taraneh89 (شنبه 24 فروردین 92), فکور (شنبه 24 فروردین 92)

  10. #16
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 07 اردیبهشت 99 [ 02:11]
    تاریخ عضویت
    1391-11-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    719
    امتیاز
    12,958
    سطح
    74
    Points: 12,958, Level: 74
    Level completed: 27%, Points required for next Level: 292
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,329

    تشکرشده 1,605 در 532 پست

    Rep Power
    92
    Array
    شاید دست پیش رو گرفتن که پس نیوفتن.
    بی توقع باش و آروم و بی حاشیه!
    خودت باش و نی نی و خدا.
    آروم باشی اون ها هم آروم می شن.
    بی توجه باش.
    به خودت برس.

  11. 3 کاربر از پست مفید she تشکرکرده اند .

    bahar.shadi (شنبه 24 فروردین 92), maryam123 (چهارشنبه 28 فروردین 92), فکور (شنبه 24 فروردین 92)

  12. #17
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 26 مهر 97 [ 09:20]
    تاریخ عضویت
    1390-5-27
    نوشته ها
    1,398
    امتیاز
    13,057
    سطح
    74
    Points: 13,057, Level: 74
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 193
    Overall activity: 11.0%
    دستاوردها:
    Social1000 Experience PointsVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    8,610

    تشکرشده 8,998 در 1,493 پست

    Rep Power
    157
    Array
    من خوبم عزیزم :)

    راستی سال نوت مبارک باشه خانوم

    بی خیال ، مردا همشون همینن عزیزم! من که زده به سرم خونه بابام بمونم کلا ;) بابا آدم آرامش داره در حد تیم بارسلونا

    الان گل پسرت رو عشقست خاااااااااااااانوم :)

    تو خودت ، خودت رو دریاب و درک کن!

    بابا به فکر گل پسرت باش! اون دلش مامان اقلیمای شاد میخواد! گلم لطفا حالت رو به شرایط اطرافت گره نزن.

    حالا واسه درک خودت چیکارا کردی؟

    ورزش می کنی؟

    کتاب های نینی داری میخونی؟ به تغذیت میرسی؟

    سر سال نو خیلی دعات کردم


    روزی تو خواهی آمــــــــد از کوچه های باران

    تا از دلـــــــم بشويي غمهاي روزگـــــاران...





  13. 2 کاربر از پست مفید bahar.shadi تشکرکرده اند .

    taraneh89 (شنبه 24 فروردین 92), فکور (شنبه 24 فروردین 92)

  14. #18
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    سه شنبه 28 فروردین 03 [ 01:56]
    تاریخ عضویت
    1390-10-11
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    2,483
    امتیاز
    37,786
    سطح
    100
    Points: 37,786, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsRecommendation Second ClassVeteranOverdriveTagger Second Class
    تشکرها
    8,332

    تشکرشده 10,025 در 2,339 پست

    حالت من
    Ashegh
    Rep Power
    374
    Array
    سلام اقلیما جان

    خواهر خوبم ! بازم که بی سیاست شدی !؟>

    قبلش یادت باشه شما که با خانواده همسرت روابط پر تنش داری اصلا نباید پای خانواده خودت رو به میون اونها باز کنی.اینجور مواقع خیلی محترمانه تشکر کن و بگو خانواده من خودشون جایی دعوتن و ....

    اینجور نزدیک شدنها و اینجور بیرون رفتنها خودش میتونه اسبا تنش رو فراهم کنه که کرد....

    از طرفی از خانوادت بخواه اصلا و ابدا در این مشکل دخالت نکنن و به نیت دفاع از شما وراد کار نشن که کار رو خیلی خراب تر میکنه.

    بارهم خوب مادر شوهری داری ! من اگر به مادر همسرم بگم چرا گنده بار من میکنی و .... اون موقع فقط باید به فکر کفن و دفنم باشم !

    گذشته از شوخی.....اقلیما جان
    سعی کن حال اون رو هم درک کنی.همونطور که تو دغدغه هایی داری اونم داره.طوریکه از مواجهه و حرفها و احیانا متلکهای عمه ها که همون خواهر شوهراش باشن(درست فهمیدم؟) ترس داره و میخواد بعدا حرفی توش درنیاد.

    از طرفی خوب بود دندون روی جیگر میذاشتی.کلا دو تا تیکه بارت کرده ! خیلی نبوده که.یکی صبح یکی عصر ! فکر کنم میشد نادیده گرفت تا بعدش اینهمه مشکل پیش نیاد.

    اصلا اصلا خانوادت وارد جریان نشن و هیچ نیازی نیست که شوهرت رو متقاعد کنن که مقصره یا نیست.همین موضوع خودش بعدا برات دردسر ساز میشه و میشه یک مشکل جدید.

    مطمئن باش پدر و مادرت به دلیل داشتن جایگاه پدری و مادری نمیتونن خیلی دید منطقی به این موضوع داشته باشن.

    خانومی اقلیما جان

    زور میگی ها !مگه میشه نتونن باین و نوه شون روببینن !؟

    باور کن همین حس تنفری که داری هم روی جنین تاثیر میذاره.

    من با جواب دوستانی که تشویق به کینه جویی بیشتر میکنن موافق نیستم.هم برای زندگی اقلیما خوب نیست و هم برای بچه اش.

    بنابراین شما بذار همون روز 11 اردیبهشت برو و بهشون سر بزن و اصلا به رو یخودت نیار.

    ارامشت رو حفظ کن.مراقب برخوردهات با اونا باش.

    یادت باشه همیشه نمیتونی بگی اره..بی سیاست بودم و ....شاید یه زمانایی برای جبران دیر بشه.

    موفق باشی
    گاهی برای رشد کردن باید سختی کشید،گاهی برای فهمیدن باید شکست خورد،گاهی برای بدست آوردن باید از دست داد،چون برخی درسها در زندگی فقط از طریق رنج و محنت آموخته میشوند.


  15. 3 کاربر از پست مفید maryam123 تشکرکرده اند .

    del (دوشنبه 26 فروردین 92), mamosh (دوشنبه 26 فروردین 92), she (دوشنبه 26 فروردین 92)

  16. #19
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    واااااااااااااااای
    اقلیما من خیلی برات نوشته بودم. همه اش ناپدید شد!!!!!!!!

    خلاصه اش این بود که من برعکس بقیه فکر می کنم مقصری.

    همه اش بخاطر جمله آخر پست است.
    ازشون متنفری!!
    وقتی از کسی متنفری لازم نیست بگی. طرف حس می کنه.
    مادرشوهرت می دونه ازش متنفری. انتظار داری قربون صدقه ات بره؟

    ماجرایی هم که تعریف کردی ممکن بود برای یک مادر و دختر هم پیش بیاد. مادرت هم حتما گاهی اوقات بهت می گه چرا غر می زنی
    یا حالت بد بود چرا اومدی اینجا می خوابیدی خونه ات یا جملات مشابه.

    منتها این حمله را چون مادرشوهر گفته شده یک تاپیک در همدردی!!
    مهمون بردی خونشون، تا عصر هم بهش محل ندادی و قیافه گرفتی، انتظار داشتی آخرش واسه اخلاق خوبت اسفند دود کنند؟

  17. 3 کاربر از پست مفید شیدا. تشکرکرده اند .

    del (دوشنبه 26 فروردین 92), maryam123 (دوشنبه 26 فروردین 92), she (دوشنبه 26 فروردین 92)

  18. #20
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 21 تیر 99 [ 21:50]
    تاریخ عضویت
    1390-2-14
    نوشته ها
    1,339
    امتیاز
    22,823
    سطح
    93
    Points: 22,823, Level: 93
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 527
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran10000 Experience PointsTagger First ClassOverdrive
    تشکرها
    3,264

    تشکرشده 3,442 در 1,036 پست

    Rep Power
    151
    Array
    سلام مرسی که اینهمه برام نوشتید
    من نگفتم مقصر نیستم اتفاقا من مقصر اصلیم تو این قضیه ولی واقعا نتونستم خودمو کنترل کنم و همین یک کلمه حرف برام شد این همه غصه و آسیب به خودمو و بچهمو و همسرم

    روزهای خیلی خیلی بدی رو سپری می کنم و اصلا خوب نیستم

    دیروز که از همه چیز پشیمون بودم از ازدوتجم و بعد از حامله شدنم

    از اینکه همسرم همش اخم داره و ناراحته و من از اون بدتر داریم می ریم به خونه ی جدید و داریم کاراشو می کنیم ولی نه حوصله دارم و نه هیچ انگیزه ای
    جای جای اون خونه منو یاد پدرشوهرم و منت هاش می ندازه
    از طرفی مامانم میگه بیا بریم برای خرید سیسمونی ولی منی که این همه ذوق و شوق داشتم الان دیگه اصلا حوصله شو ندارم

    یه سایه غم رو زندگیم افتاده پر از بغض و ناراحتی هستم و حوصله ی هیچی رو ندارم

    دوست ندارم خانواده همسرمو دیگه ببینم و حتی حوصله تلفن های همسرم به اونا رو هم ندارم و می رم تو اتاق گوشامو می گیرم تا نشنوم که چی می گن

    دیروز می گفتم کاش هم خودم و هم این بچه می مردیم و از دست این زندگیه مزخرف راحت می شدیم

    بهار جانم ممنون از دعات ،کار خوبی می کنی عزیزم

    - - - Updated - - -

    she عزیز تمام سعیم هم همینه
    بهار جان ورزش نمی کنم و لی مطلب می خونم برای نینی
    برای درک خودم نمی دونم کار خاصی نکردم میشه بیشتر توضیح بدی؟

    مریم جانم همه حرفاتو قبول دارم و من کار خیلی بدی کردم که دارم تاوانشم می دم ولی واقعا دست خودم نبود به شدت عصبانی شده بودم و قادر تحمل نبودم

    خانواده ام شوهرم عادتشه که همیشه تو دعواهامون دخالت می ده

    تازگی ها اصلا نمی تونیم با هام حرف بزنیم دیروز از صبح تا شب 5 تا جمله هم با هم حرف ندیم که سر یه جمله آخرش بحثمون شد

    واقعا نمی دونم برای این شرایط بد باید چه کنم
    [align=center]خوشبخت کسی نیست که مشکلی ندارد
    بلکه کسی است که با مشکلاتش مشکلی ندارد .[/align]


 
صفحه 2 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. تو ارتباط با دخترها تو اجتماع مشکلی ندارم، اما وقتی دختری رو دوست دارم برعکسه
    توسط amir800 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: چهارشنبه 05 آبان 95, 22:01
  2. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: یکشنبه 19 مهر 94, 23:08
  3. من خیلی نقص دارم هم تو رفتارم هم تو ظاهرم نمیتونم خودمو دوست داشته باشم
    توسط پونیو در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 43
    آخرين نوشته: پنجشنبه 30 مرداد 93, 00:20
  4. تو انتخاب کمکم کنید تو تصمیم درست مرددم روحیم داغونه
    توسط mona_joon در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 17
    آخرين نوشته: چهارشنبه 15 دی 89, 14:23
  5. لطف آن چه تو اندیشی، حکم آن چه تو فرمایی
    توسط مدیرهمدردی در انجمن موسیقی و آرامش، دانلود موسیقی و...
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: جمعه 02 فروردین 87, 04:37

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 16:42 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.