رهای عزیز
اصل زندگی همینه.اینکه در اوج ناراحتی و عصبانیت بتونی خودت و احساساتت رو کنترل کنی و نذاری منحرفت کنه
یادت باشه همیشه ممکنه این التیام که نیازمند دعواست خوشایند نباشه و همه چیز به خوبی و خوشی تموم نشه.
یه زن عاقل و با سیاست هیچ وقت سر شوهرش دادو بی داد نمیکنه.هیچ وقت باهاش قهر نمیکنه تا اون از خونه فراری بشه.
مطمئن باش اگر ا این روند نادرست پیش بری دیگه همسرت به داد و بی دادهات هم توجه نمیکنه و اونم براش عادی میشه
همسرت خسته شده.از کشمکش و دعوا و درگیری باهات.
مراقب زندگیت باش.یادت باشه اون بیرون متاسفانه همونقدر که برای زنها کمین میکنن برای مردها هم میکنن.
اجازه نده زندگیت به خاطر عدم صبوری و سیاستت از دست بره که بعد از اون دیگه پشیمونی سودی نداره.
ممکنه شما وقتی معنی سیاست و درایت رو فهمیدی خیلی دیر شده باشه
برای همسرت طنازی کن.نه مردانگی.نه داد و بی داد.خواسته هات رو با لوس کردن خودت و با ناز کردن بگو.
منم اوایل زندگی که با همسرم اختلاف زیاد داشتم همسرم دوست نداشت از سرکار زود بیاد خونه.اما کم کم که بعدا مشکلاتمون به مرور کمتر شد تازه یک ساعت هم زودتر مرخصی میگرفت و میامد خونه.
راستش من از صحبتهات بیشتر شما رو مقصر میبینم.چرا که این زنه که میتونه خونه رو تبدیل کنه به کانون ارامش و یا میدان جنگ.
بازم بهت میگم.همسرت خسته شده از این همه کشمکش.و این یه زنگ خطر برای زندگیتونه
فقط و فقط با صبوری خانومی و درک همسرت میتونی اوضاع رو درست کنی.ضمن اینکه یاد باشه طولانی شدن این کشمکشها و دعواها اصلا خوب نیست
گاهی برای رشد کردن باید سختی کشید،گاهی برای فهمیدن باید شکست خورد،گاهی برای بدست آوردن باید از دست داد،چون برخی درسها در زندگی فقط از طریق رنج و محنت آموخته میشوند.
علاقه مندی ها (Bookmarks)