به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 8 از 11 نخستنخست 1234567891011 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 71 تا 80 , از مجموع 102
  1. #71
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 31 تیر 92 [ 18:54]
    تاریخ عضویت
    1391-12-09
    نوشته ها
    160
    امتیاز
    1,385
    سطح
    20
    Points: 1,385, Level: 20
    Level completed: 85%, Points required for next Level: 15
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registeredTagger First Class1000 Experience Points
    تشکرها
    214

    تشکرشده 192 در 82 پست

    Rep Power
    30
    Array
    سلام شیدا جان، شاید تا حدودی از روی رفتارهای من پی به شخصیتم بردی و درست قضاوت کردی. من سر علیرضا هم همینجوری اذیت شدم. ولی روزی که داشت میرفت ( همه‌ش زمزمه های رفتنش بود) یک بار هم بهش نگفتم بمون. چون میدونستم بهتر از اون رو سه سوت پیدا میکنم. الان در مورد حامی قضیه فرق میکنه. جانی دپ هم پیش حامی برام شبیه بزغاله ست. نمیدونم چرا هیچ رقمه نمیتونم خودمو راضی کنم حتی به رفتنش فکر کنم.
    آخه دقیقا همون چیزیه که من همیشه میخواستم. خیلی قویه. از آدم قوی خوشم میاد.
    بعد هم روحیه م یه جوریه همیشه جذب must wanted ها میشم. نمیتونم برم مثل همسن و سالهام یه دوست پسر معمولی بگیرم و بعد هم با همون ازدواج کنم. میخوام خسته و خراب یه نفر باشم. بعد هم با بدبختی به چنگش بیارم. اگه یکی عین راحت الحلقوم بیاد پیشم کلا برام جذابیت نداره.
    یادمه توی اوج عشقولانگی کادوی تولدمو که از علیرضا گرفتم گفتم ایول، الان وقتشه که باهاش تموم کنم. خب با این روحیه معلومه که من دوسش نداشتم. ولی حامی میگفت سارا بیا شام بریم بیرون، میگفتم نه میام با هم باشیم خودمون یه چیزی درست میکنیم. تو این یک سال ونیم یا کتاب به هم کادو دادیم، یا فیلم یا موزیک. اصلا یه جور دیگه دوسش دارم. ولی علیرضا اگه برام خرید نمیکرد حاضر نبودم صداشو بشنوم.
    روحیه مهر طلب وابسته ندارم به خدا. اتفاقا خیلی هم آدم دل بشکن خری بودم تا الان. هرکی بهم محبت کنه به چشمم نمیاد. خودم باید برم یکی رو برای خودم دست و پا کنم و محبت یادش بدم. اینجوری برام جذابه

  2. #72
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 06 مرداد 93 [ 08:34]
    تاریخ عضویت
    1391-10-18
    نوشته ها
    49
    امتیاز
    1,347
    سطح
    20
    Points: 1,347, Level: 20
    Level completed: 47%, Points required for next Level: 53
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    1,236

    تشکرشده 119 در 45 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام سارا جون
    منم دلم تنگ شده منم دلم خیلی گرفته این آهنگ و دارم گوش میدمو اشک باهام همراهی میکنن
    دوست داشتم واست بنویسم
    خدایا سرده این پایین از اون بالا اگه میشه نگاه کن
    یه کاری کن اگه میشه فقط گاهی خودت قلبمو ها کن
    خدایا سرده این دستام از اون بالا خودت ببین میلرزه
    مگه حتی همه دنیا به این دوری به این سردی می ارزه
    تموش کن دیگه بسه شدم از زندگی خسته
    یه زخمی دارم از دردش می سوزم و می خوام می خوام بمیرم
    یه رخمی دارم از دردش هنوزم که هنوزه من میسوزم
    خدایا من دارم میام یه کم با من مدارا کن
    شنیدم گرمه آغوشت اگه میشه منم یه گوشه جا کن
    می دونم گرمه آغوشت اگه می خوای منم یه گوشه جا کن
    دیگه از دنیا بریدیم دلامون خیلی گرفته تو کجایی که ببینی همه جا رو غم گرفته






    زندگی ،خاطره آمدن و رفتن ماست
    لحظه آمدن و رفتن ما ،تنهائی ست

  3. کاربر روبرو از پست مفید barani تشکرکرده است .

    sara.s (جمعه 30 فروردین 92)

  4. #73
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 31 تیر 92 [ 18:54]
    تاریخ عضویت
    1391-12-09
    نوشته ها
    160
    امتیاز
    1,385
    سطح
    20
    Points: 1,385, Level: 20
    Level completed: 85%, Points required for next Level: 15
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registeredTagger First Class1000 Experience Points
    تشکرها
    214

    تشکرشده 192 در 82 پست

    Rep Power
    30
    Array
    یه چیز دیگه هم هست: واقعا ته دلم از این که با حامی ازدواح کنم خوشم نمیاد. فقط میخوام پیشم بمونه
    اون زمان هم اگه میخواستم با علیرضا ازدواج کنم واسه این بود که ویرجینیتی مو بهش داده بودم. بعد فکر میکردم آیه اومده من باید با این ادم ازدواج کنم. با چند نفر که حرف زدم قانع شدم که خوب بودن آدمها با بکارتشون نیست. الان این مساله برام حل شده ست.
    تازه همین زنی که حامی داره میگیره مطلقه ست. کنتور که نداشته، از کجا معلوم به جز شوهرش با چند نفر دیگه هم بوده؟
    مطمئنم سر این قضیه از چشمش نیفتادم

    - - - Updated - - -

    یه چند بار جلو حامی گفتم: این زنه که داری میگیری! این زنه، این زنه، این زنه .... چون اسمشو نمیدونم اینجوری صداش میکردم. بهش برخورد. با عصبانیت گفت این زنه نامزد منه. بعد من کیوی تو دهنم بود. به این کلمه نامزد اینقدر خندیدم هرچی تو دهنم بود تف کردم.;)
    الان میگه خل و چل نبود که اونم شد.
    خدایا این حال خوشو از ما نگیر

  5. #74
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 21 دی 93 [ 23:45]
    تاریخ عضویت
    1391-5-23
    نوشته ها
    535
    امتیاز
    3,418
    سطح
    36
    Points: 3,418, Level: 36
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 82
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    573

    تشکرشده 935 در 360 پست

    Rep Power
    67
    Array
    سلام ساراجان
    محکم باش هرچندبهش وابسته شدی این هم طبیعیه چون ماادمهامخصوصادختراازسنگ نیستیم درسته میتونیم اوایل جلوی احساساتمون روبگیریم ولی دیریازوداسیراحساسات میشیم وزندگی بدون طرف مقابل رونمیتونیم درنظربگیریم درحالیکه اقایون براحتی حرف ازجدایی میزنندبه راحتی سراغ یکی دیگه میرند(قصدتوهین یابی احترامی به اقایون روندارم)ولی مامیمونیم ویه دنیاخاطره یه دنیاسوال که چرااااااااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟
    عزیزم گذشته هاگذشته دیگه بهش فکرنکن درسته نمیتونی بی خیال باشی وازهرچیزی هم فرارکنی ونخوای بهش فکرکنی بیشتربهت فشارمیادبیشترفکرت رومشغول میکنه سعی کن باموضوع کناربیای این هم به زمان نیازداره بعدبه فکراینده وپیشرفت خودت باش سعی نکن ازموضوع فرارکنی بلکه باهاش روبروشواین هم تجربه ای واست شدهرچندتلخ ولی اینوبدون چوبش رومیخوره هیچی بی حساب وکتاب نیست هرچی بکاری همون رودرومیکنی پس بدون ایشون هم ازیه جایی جواب اینکاری روکه کردندمیدندمنظورم این نیست بشینی نفرین کنی بلکه به مرورزمان روزگارخودش جوابش رومیده
    موفق باشی گلم

  6. #75
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 30 فروردین 92 [ 17:17]
    تاریخ عضویت
    1392-1-30
    نوشته ها
    1
    امتیاز
    2
    سطح
    1
    Points: 2, Level: 1
    Level completed: 3%, Points required for next Level: 48
    Overall activity: 0%
    تشکرها
    0
    تشکرشده 4 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array
    یه حرف قشنگی سارا زده بود و اینکه لطفا به زبون خودم با من صحبت کنین.
    سارا میتونم ازت چند تا سوال بپرسم؟
    الان دقیقا انتظارت از خدا چیه؟ اینکه یه معجزه رخ بده،استادت که بهش علاقه داری بگه اون زنه(به قول خودت) رو نمیخواد و برگرده پیشت؟
    میخوای پیشت بمونه ولی دوست نداری باهاش ازدواج کنی؟
    فرض کن این طوری هم بشه تا چند وقت مگه ادامه داره؟مگه نمیگی استادت از خودت 18 سال بزرگتره؟ مگه دوست نداری باهاش بتونی بری تئاتر و بهتون خوش بگذره؟ به نظرت 5 سال دیگه 10 سال دیگه میتونی راحت دستشو بگیری و تو خیابون باهاش قدم بزنی؟حس نمیکنی نگاه های سنگین رو روی خودت اونوقت؟ اصلا عالم و آدم به کنار باور کن یه روز جلوی آینه که وایستادی ته دلت بهت میگه حیف من و زیبایی هام نبود؟
    رابطه شیرینه،قبول دارم آدم تا وقتی درگیرش باشه تلخیش مثل تلخیه قهوست که دوست داشتنیه اما از بیرون خیلی فرق میکنه
    اینا حرفای منی بود که زندگیم زیاد شبیه خودت بوده یه زمانی با کسی رابطه داشتم که 20 سال از خودم بزرگتر بود.مثل تو هنوزم دلم براش تنگ میشه و این حس هایی که میگی رو دارم اما گاهی وقتا مجبوری با قانون های آدم های دیگه بازی کنی.
    تا حالا اینجا ننوشته بودم اما حرفات رو که خوندم یاد خودم افتادم و تاب نیاوردم که ننویسم.
    امیدوارم از حرفام چیزی رو به دل نگیری.


    مستی تهش سر درد داره،اما روی هیچ بطری مشروبی نمینویسن اینش رو.
    ویرایش توسط imilad : جمعه 30 فروردین 92 در ساعت 15:45

  7. 4 کاربر از پست مفید imilad تشکرکرده اند .

    meinoush (جمعه 30 فروردین 92), mohammad6599 (پنجشنبه 05 اردیبهشت 92), sanjab (جمعه 30 فروردین 92), sara.s (جمعه 30 فروردین 92)

  8. #76
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 16 دی 95 [ 23:50]
    تاریخ عضویت
    1391-12-18
    نوشته ها
    49
    امتیاز
    2,996
    سطح
    33
    Points: 2,996, Level: 33
    Level completed: 64%, Points required for next Level: 54
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    12

    تشکرشده 97 در 38 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ساراجان باید به خودت جرات تغییرو بدی...باید متناسب با شرایط تغییر کنی. البته تغییری که به صلاحت باشه.
    دقیقا الان زمان تغییر به وجود اومد. باید روحتو متحول کنی باید اعتقادات و نگرشتو به زندگی عوض کنی.
    سلامت روانی تو در گرو متحول شدنه... زمان مناسب همین حالاست. زمان یه تصمیم بزرگ در زندگیت...
    تو تایپیکای قبلیت از توانایی هات نوشته بودی. پس بیبن خدا چقدر به فکرته. این همه استعداد تو وجودت قرار داده . معجزه یعنی همین...همین که تو اینهمه توانایی داری.
    کلی هم استعداد بالقوه که باید اونارو بالفعل کنی...
    تو این تایپیک دوستان راهنمایی های خوبی کردنت بهت توصیه میکنم دوباره بخونیشون. و به خودت قول بدی که راهنمایی هارو عملی کنی...
    وقتی راهنمایی هارو عملی کردی معجزه ی زندگیه تو اتفاق میفته. نگاهت به زندگی تغییر میکنه.
    هنوز کلی راه داری تو زندگی باید با اعتماد به نفس کامل و پرانرژی زندگیتو ادامه بدی...
    خانم گل ارتباطتو با خدا بیشتر کن مطمئن باش اگه با ایمان کامل به خدا اعتماد کنی... خدا ارامشی رو تو وجودت قرار میده که از بین رفتنی نیست و نه این که کسی میتونه اونو به تو هدیه بده.
    به امید روزای خوب ، شاد و بهتر...

  9. کاربر روبرو از پست مفید venus123 تشکرکرده است .

    sara.s (جمعه 30 فروردین 92)

  10. #77
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 31 تیر 92 [ 18:54]
    تاریخ عضویت
    1391-12-09
    نوشته ها
    160
    امتیاز
    1,385
    سطح
    20
    Points: 1,385, Level: 20
    Level completed: 85%, Points required for next Level: 15
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registeredTagger First Class1000 Experience Points
    تشکرها
    214

    تشکرشده 192 در 82 پست

    Rep Power
    30
    Array
    دوستان خیلی ممنون. من حالم بهتره نسبت به قبل
    با حامی حرف زدم. دیدم بدون اون نمی‌میرم. شاید غصه بخورم. ولی نمیمیرم. میخوام یه مدت به خودم زمان بدم و با خانوادم باشم. یه عالمه هم کتاب و سریال هست که میشه دید. خلاصه که حالم خوبه
    میدونید چی حالمو بهتر کرد؟
    حامی گفت هر اتفاقی بیفته من به عنوان یه دوست کنارتم.
    گفت هرچی به مغزم فشار آوردم دیدم نمیتونم با وابستگی تو کنار بیام. یه دوست روانشناس دارم بهم پیشنهاد کرد هر ارتباطی که ممکنه باهات قطع کنم. من این کارو کردم دیدم داری نابود میشی. الان میبینم اون روانشناس حرف بیخود زده. گفت شرایطمو درک کن. منم دنده‌م نرم چشمم کور به حرمت اون دوستی و روزای خوبی که داشتیم مراقبتم و نمیذارم اذیت بشی. هرجا هر کمکی از دستم بر میاد برات میکنم.
    خیلی حرفاش حالمو خوب کرد.
    الان میبینم روانشناسه چقدر احمق بوده. گفته حتی جوابشو هم نده خودش خواسته اومده با تو. مجبور نبوده تو هیچ مسئولیتی نسبت به حالش نداری. تنهاش بذار تا به خودش بیاد.
    یعنی میخوام برم بکوبم پای چشم اون آدم که دوزار درک از شخصیت یه دختر به سن من نداره. من همین محل نذاشتنهای حامی کارمو به جنون کشونده بود.
    الان حالم اینقدر خوبه که نشستم دارم درس میخونم. میخوام پیشرفت کنم. هرجا هم که لازم بود از حامی و پدر مادرم کمک بگیرم...
    خیلی دوستتون دارم. به امید روزای بهتر واسه همه

  11. #78
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام
    آخرین بازدید
    دوشنبه 18 اسفند 93 [ 18:59]
    تاریخ عضویت
    1391-12-18
    نوشته ها
    224
    امتیاز
    2,769
    سطح
    32
    Points: 2,769, Level: 32
    Level completed: 13%, Points required for next Level: 131
    Overall activity: 21.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points1 year registeredTagger First Class
    تشکرها
    92

    تشکرشده 345 در 153 پست

    Rep Power
    0
    Array
    حال شما خوب نشده هیچ بدتر هم شده . این همه سریال و با خانواده هستم و ... هم بهانه الکیه . خودتو گول نزن
    باز ادامه این رابطه و باز مشکلات قبلی و باز و بازهیا دیگه ...

    فقط از خدا می خوام اول به خود من ، بعد به شما و بعد به همه ما کمک کنه فکر نکنم از انجمن هم کمکی به شما بکنه چون واقعا حاد هست مشکل تون . با یه حرف ح اینوری میشی یا یه حرفش اونوری
    کاش لااقل همونطور ک گفتی حامی رو دوست داشتی ولی متاسفانه اون رو هم دوست نداری و نمی زاری راحت باشه و زندگی تشکیل بده . همیشه دوست داشتن به معنی بغل کردن و رابطه جنسی نیست گاهی اونی رو ک دوست داریم باید ولش کنیم به حال خودش چون با ما خوشبخت نمی شه

  12. کاربر روبرو از پست مفید ahuman تشکرکرده است .

    barani (شنبه 31 فروردین 92)

  13. #79
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 01 تیر 93 [ 11:43]
    تاریخ عضویت
    1392-1-25
    نوشته ها
    15
    امتیاز
    963
    سطح
    16
    Points: 963, Level: 16
    Level completed: 63%, Points required for next Level: 37
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class500 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    26

    تشکرشده 16 در 9 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام
    ساراي عزيز
    ساراي عزيز عزت خودتو به عنوان يك زن حفظ كن وچود زن خيلي مقدسه
    وقتي اصرار كردي در واقع خودتو تو چشش كوجيك كردي
    اون ارزشتو نفهميده
    اون دروغ ميگه كه دوستت داره يا داشته از حرفاي خودت مي تونم اينو واست ثابت كنم
    ارزش خودتو براي كسي كه دوستت نداره چرا اينقدر مي اري پايين؟!
    توصيه مي كنم كتاب شفاي زندگي نوشته لوييز هي ترجمه گيتي خوش دل رو يه دور بخون خيلي مي تونه كمكت كنه

  14. کاربر روبرو از پست مفید sahand745 تشکرکرده است .

    barani (شنبه 31 فروردین 92)

  15. #80
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 31 تیر 92 [ 18:54]
    تاریخ عضویت
    1391-12-09
    نوشته ها
    160
    امتیاز
    1,385
    سطح
    20
    Points: 1,385, Level: 20
    Level completed: 85%, Points required for next Level: 15
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registeredTagger First Class1000 Experience Points
    تشکرها
    214

    تشکرشده 192 در 82 پست

    Rep Power
    30
    Array
    دوستان شما در مورد کسی که نمیشناسید چطوری میتونید قضاوت کنید؟ من الان بعد از سه روز اینقدر حالم خوب شده که دارم غذا میخورم.
    سه روز لب به هیچی نزده بودم.
    من میخوام این آدم همونطور که اسمش روشه همیشه حامی من باشه.
    چرا اینقدر دگماتیک با همه چی برخورد میکنید؟ شما چه شناختی روی این آدم دارید؟ نمیتونید بگید ارزش منو نفهمید. یا دوسم نداره. این چیزیه که فقط خودم حسش میکنم. اون اگه منو دوست نداشت اینقدر با من راه نمیومد. اگه یکی فقط 10 درصد اعصاب خوردیای منو واسه اون داشت، الان من لهش کرده بودم. خوردش کرده بودم.
    ولی اون به من گفت همیشه کنارمه. طردم نمیکنه. زن هم بگیره، بچه هم داشته باشه بازم من دوستشم و کمکم میکنه. منتها نوع کمک فرق میکنه. شاید مثلا دیگه سکس نکنیم ولی موسیقی و رقص و تئاتر مارو به هم پیوند میده. چیزی بین ما مشترکه. لطفا درک کنید...

    مرد رویاهای منه و برای وجودش همه کار میکنم...

    - - - Updated - - -

    زنی که داره میگیره خوشبختانه یه آدم عامی و سطحیه. این زن فقط برای ارضا کردن خواسته‌ی مادرش، و پر کردن تنهایی حامی کاربرد داره. ولی من اگه خودمو بالا بکشم همیشه حرفی واسه گفتن باهاش دارم. میخوام اینقدر کار کنم تا یه روز به نقطه اوج برسم


 
صفحه 8 از 11 نخستنخست 1234567891011 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. ترس های مبهم و استرس
    توسط مدیرهمدردی در انجمن اضطراب و استرس
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: جمعه 31 خرداد 92, 12:37
  2. داستان غم زندگیه من
    توسط پدربزرگ در انجمن تجربه های فردی
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: جمعه 23 تیر 91, 11:05
  3. داستان زندگی کارافرین برتر کشور..احد عظیم زاده
    توسط بهار.زندگی در انجمن تجربه های فردی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: سه شنبه 13 تیر 91, 14:49
  4. نقش ورزش در کاهش استرس(مدیریت استرس)
    توسط keyvan در انجمن تاثیر متقابل ورزش و روان
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: جمعه 21 فروردین 88, 10:57
  5. داستانی از عشق (داستان کوتاه)
    توسط هوشیار در انجمن سرگرمی و تفریح
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: سه شنبه 19 شهریور 87, 17:12

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 04:10 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.