یلدا ۸۹ من تا جایی که تونستم و به نظرم کافی بوده در مورد مسایل مهم زندگیم تحقیق کردم . البته هیچ وقتم نمی تونم ادعا کنم که دیگه همه چیز رو می دونم .
ولی یک موقع هایی تو دو راهی هایی می افتم که تصمیم گیری برام سخته . هر راهی که انتخاب کنم با اینکه مزایایی داره ولی مشکلاتی رو هم داره که نمی تونم اون ها رو نادیده بگیرم . برای همین تصمیم گیری خیلی سخت می شه .می مونم که راه آسون تر رو انتخاب کنم یا راهی که درست تره و مشکلات زیادی رو داره .

من خیلی از خانواده ام در زندگی ام تاثیر پذیر نیودم و دنبال این بودم که خودم راه خودم رو پیدا کنم . دوستام و کسایی که باشون در ارتباط هستم دارای تفاوت هایی خیلی زیادی هستند اما من از مرزبندی خیلی خوشم نمی یاد و حتی نمی تونم خودم رو جزو یک گروه خاص در جامعه بدونم . با آدم هایی سروکار دارم که رفتار ها و باور های خیلی متضادی دارند اما همشون به نظرم انسان های خوب و قابل احترامی هستند و رفتار هاشون هم می تونه با توجه به موقعیتی که درش هستند درست باشه . این هم یکی از عواملی هست که تصمیم گیری رو برای آیندم سخت می کنه .