به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 11 از 11 نخستنخست ... 234567891011
نمایش نتایج: از شماره 101 تا 102 , از مجموع 102
  1. #101
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 03 مهر 94 [ 16:31]
    تاریخ عضویت
    1391-10-27
    نوشته ها
    991
    امتیاز
    7,073
    سطح
    55
    Points: 7,073, Level: 55
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 77
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1 year registered5000 Experience Points
    تشکرها
    2,771

    تشکرشده 1,881 در 749 پست

    Rep Power
    114
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط sara.s نمایش پست ها
    آسمانی جان عاشقتم. فقط تو الان فهمیدی من با چه افکاری تونستم بعد از این همه مدت یه کم به خودم آرامش بدم که از درس و زندگی نیفتم
    به هر حال تموم کردن یه رابطه درد داره اولش نیاز هست آدم هی به خودش مسکن قوی تزریق کنه که اینجوری میکنم و اونجوری میکنم
    شاید خنده‌تون بگیره... ولی من حتی نشستم فکر کردم که ممکنه زنش به خاطر این که سنش زیاده سر زایمان اولش بمیره و یه بچه هم رو دست حامی بذاره. بعد من دوباره حامی رو داشته باشم و مال خودم بشه طبعا احتمال این اتفاق یک در میلیون هم نیست ولی به قول آسمانی این فکرها میتونن به من آرامش موقت بدن . منم آدم پستی نیستم که واسه یه زن مظلوم بد بخوام... اگه الان این افکار اومده سراغم واسه اینه که مثل یه غریق توی طوفان دارم به هرچیزی چنگ میزنم تا خودمو رو آب نگه دارم و زنده بمونم.
    الان همه چیزو کارتونی میبینم. مثلا زنه رو شکل میکی موس میبینم. برای همین وقتی بهش فکر میکنم ناخودآگاه میخندم تا حدی که میخوام بمیرم از خوشی... اگه بخوام خیلی واقعی به همه چیز فکر کنم تا مغز استخونمم تیر میکشه.
    بعد هم خدایی چقدر قضیه رو جنایی کردید . مدرک جمع کردن رو خوب اومدید خدایی. مگه جیمز بانده؟ (شایدم باشه :rolleyes:)
    اون بیچاره الان دو، سه ماهه میخواد یه جوری به من بفهمونه سارای گلم، عشقم عزیزم، هر سلامی یه خدافظی داره... یادته روز اول اومدی پیشم گفتی: (من اگه با تو باشم و پشیمون بشم، بهتر از اینه که با تو نباشم و پشیمون بشم). خب گلم ما این همه مدت در کنار هم بودیم. الانم رابطه اینقدر خوبه که با این که زدیم همدیگه رو لت و پار کردیم وقتی همدیگه رو میبینیم لبخندمون سرجاشه.
    منتها خریت کرد... یه ریزه تند رفت.
    دیشب فهمیدم اسم زنه (فرزانه) هست. الان فهمیدم اونقدرها هم شکل میکی موس نیست . باید یه شخصیت دیگه واسش متصور بشم



    ا
    منم عاشقتم عزیزم . این تفکرات نشون میده که تو داری واقعیت رو قبول می کنی . این خیلی خوبه
    فقط آروم باش خانمی. تو می تونی هر فکری تو این شرایط بکنی. این فکرا به منزله یه مسکن هستن. اما کم کم این فکرها یکی یکی حذف میشن و تو به زندگی واقعیت برمی گردی . مطمئن باش.

    گفتی : به هر حال تموم کردن یه رابطه درد داره . این جمله ات واقعا امیدوار کننده ست . چون نشون میده همه چیزو قبول کردی .

  2. 3 کاربر از پست مفید asemani تشکرکرده اند .

    barani (شنبه 31 فروردین 92), sara.s (شنبه 31 فروردین 92), مصباح الهدی (شنبه 31 فروردین 92)

  3. #102
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array

    این تاپیک بسیار بیش از ظرفیت پیش رفته


    سارای عزیز

    یه کمی بیشتر به خودت فکر کن ، به عزت نفست ، به اینکه چرا خودتو دوست نداری ، به اینکه ارزش و اعتبارت تا کجاست ، فقط تا این حد که بازیچه دست کسی باشی که نیازهاشو با تو برطرف کنه و هرموقع هم اراده کرد خداحافظ ؟

    میدونی این همه له له زدن برای چنین کسی یعنی اینکه با خودت بیگانه ای ، و خودت رو دوست نداری ؟

    کمی به این فکر کن که این فریاد عزت نفست هست که درکش نکردی و به اشتباه به سمت نگه داشتن اون شخص بردیش و الا عزت نفسته که صداش دراومده از اینکه یک سال و نیم له شده ، عزیزم همین یعنی اینکه حتی دخترانی که با تصوری به اصطلاح روشنفکرانه دوستی های اینچنینی و بدون هدف ازدواج را بی اشکال میدونن هم در درون چنین نمی پسندن و مایلند وجودی که راحت و همه جوره در اختیار یک مرد گذاشتند در نهایت هم فقط برای او و به عبارتی برای هم باشند با ازدواج ، این یعنی میل به تعهد و پای بندی به شخصی که او هم متعهد و پای بند باشه توی خون همه دختراست و ... این همه تلاش و هیجان و در کل احوالت تو ترجمان همینایی که گفتم است ، لطفاً خودت و این حقایق را درک کن تا بدانی که خیلی عزیز تر از آن هستی که خودتو ذلیل کنی برای کسی که از اول هم ترا جز برای تمتعات جنسی و بهره بردن شخصی نخواسته .

    بزار راحت بهت بگم که اگر باورت شده که او فقط تو را دوست داشته تا حالا ، و اگر باورت نمیشه که زود علاقه اش از تو به سمت دیگری برود ، این عین واقعیته که یک مرد در آن واحد میتونه چنیدن زن راعاشق باشه ............. عشق ار نوع
    عشق جنسی . اما بر عکس اونها زنها حتی در عشق جنسی هم سخته براشون که همزمان چندین نفر را به دل راه دهند مگر اینکه روی وجودشون پا بگذارند و خلاف طبیعتشون حرکت کنند . پس باور کن که دوست داشتنش اون جوری که تو فکر کرده ای نبوده و باید بگم بعکس اونچه فکر می کنی شخصیت تو براش ارزشی نداشته بلکه جسم تو براش مهم بوده . چون مردها زنهای قوی و خویشتن دار که به راحتی میدان به مردی ندهند و تحت تسخیر قرار نگیرند و به شدت عفت نگه می دارند را بیشتر دوست میدارند و طالب هستند ..... می دانی چرا ؟ بزار برات یکی از دلایلش را بگم ، برای اینکه یک مرد بودن در کنار چنین زنی و داشتن چنین زنی را نشان قدرت مندی و افتخار برای خودش می داند که خوراک روح و روان او برای ایفای نقش مردانه هست ......

    تو همه جوره در اختیار او بودی و مهمتر اینکه تو بیشتر دنبال او بودی و همین هم کافی بوده و هست تا ارزشی برات در اون حد قائل نباشه که شریک زندگیش باشی ، چون او اتفاقاً دنبال کسی خواهد بود که آفتاب مهتاب ندیده باشد .....


    باور کن که او برای شخصیت تو ذره ای ارزش قائل نیست و همه دوست داشتنهاش نیز از روی میل جنسی و برای سوء استفاده از جنسیت تو بوده و هست . آیا تو هم برای خودت همین حد ارزش قائلی ؟

    بخدا حیفه ....... به ق
    ول خودت عمر درازی ان شاء الله در پیش داری ....... سعی کن ارزشهای وجودیت را دریابی و از این تجربه درس مهمی برای زیستنی که خودت از وجود خودت لذت ببری و به خودت افتخار کنی و خودت را دوست بداری استفاده کنی .





  4. 9 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    ahuman (شنبه 31 فروردین 92), barani (شنبه 31 فروردین 92), maryam1363 (یکشنبه 01 اردیبهشت 92), mohammad6599 (پنجشنبه 05 اردیبهشت 92), sara.s (شنبه 31 فروردین 92), کامران (شنبه 31 فروردین 92), مصباح الهدی (شنبه 31 فروردین 92), venus123 (شنبه 31 فروردین 92), شمیم الزهرا (شنبه 31 فروردین 92)


 
صفحه 11 از 11 نخستنخست ... 234567891011

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. ترس های مبهم و استرس
    توسط مدیرهمدردی در انجمن اضطراب و استرس
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: جمعه 31 خرداد 92, 12:37
  2. داستان غم زندگیه من
    توسط پدربزرگ در انجمن تجربه های فردی
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: جمعه 23 تیر 91, 11:05
  3. داستان زندگی کارافرین برتر کشور..احد عظیم زاده
    توسط بهار.زندگی در انجمن تجربه های فردی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: سه شنبه 13 تیر 91, 14:49
  4. نقش ورزش در کاهش استرس(مدیریت استرس)
    توسط keyvan در انجمن تاثیر متقابل ورزش و روان
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: جمعه 21 فروردین 88, 10:57
  5. داستانی از عشق (داستان کوتاه)
    توسط هوشیار در انجمن سرگرمی و تفریح
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: سه شنبه 19 شهریور 87, 17:12

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 17:18 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.