سلام مريم بانو
دوستان راهنماييهاي خيلي خوبي كردن،به عنوان كسي كه تجربه ي نزديك به 4 سال زندگي مشترك رو داره بهت توصيه ميكنم بهتره همسرتو همين طور كه هست ببذيري ،ببين گلم شما قبل از ازدواج ديدين كه همسرت به حيوان خانگي علاقه داره،يا به جمع هاي دوستاش كه اليته هيچكدومش چيز بدي نيست،مخصوصااين كه خودتون هم ميگيد كه مثلا در جمع دوستانش كار بدي نميكنه فقط يك حالت دور همي داره،پس چرا اين شرطها روبراش گذاشتين؟دليل اين حساسيتهاي شما چيه؟
درسته كه همسرتون قول داده كه اينكارها رو نكنه واخلاقا آدم بايد پاي قولي كه داده وايسه اما خوب بنده خدا داره با اين شيوه ساليان سال زندگي ميكنه،مخصوصا كه به كارهايي هم علاقه داره كه نه خلاف شرعه ونه عرف،پس حق داره كه سختش باشه كه اين كارهارو كنار بزاره.
به نظر من بهتره شما يك بازبيني در مورد دلايلي كه براي منع اين كارها از جانب شما هست با خودت داشته باشي،و ريشه يابي كني،اين همه حساسيت از كجا آب ميخوره؟مخصوصا به كارهايي اين قدر طبيعي!
دوست خوبم قصد ما سرزنش شما نيست،بلكه دلمون ميخاد زواياي جديدي در نگاهت به مساله ايجاد كنيم،
در ضمن هيچ لزومي نداره كه شما هم براي خوش آمدهمسرت در خودت تغييراتي ايجاد كني كه اذيتت كنه يا حسرتشو بخوري،زندگي مشترك براي هيچ كدوم ازشمانبايد مثل يك قفس باشه،چون هر كس بالاخره از قفس خسته ميشه،شما هم خودت باش و خودتو تحت فشار نزار.
پ.ن:به خصايص اخلاقي خوبي هم كه در ايشون ميبيني مثل همين راستگويي بها بده ،باور كن تعريف در آدمها معجزاتي ايجاد ميكنه كه صدهاقول و شرط و انتقاد نميتونه.
موفق باشي
دردي كش اين ميخانه........صد ناله وصد فغان دارد
علاقه مندی ها (Bookmarks)