به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 3 از 3 نخستنخست 123
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 24 , از مجموع 24

Hybrid View

  1. #1
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array

    یاسی عزیز


    به همدردی خوش آمدی



    درک می کنم که در موقعیت حساسی هستی .... از طرفی وابستگی پیدا کرده ای ، از طرفی نمیتوانی این مسئله مهم را نادیده بگیری و ......


    اما این مهم هست که اکنون ، با جدیدت و بدور از احساسات بررسی کنی و تصمیم بگیری ( شما عقد نکرده ای و این بسیار موقعیت مناسبی

    برای تصمیم جدی و قاطع هست ).

    برای تصمیم گیری هرگز روی اینکه ایشون ترک کامل میکنه و دیگر به مواد رو نمیاره حساب باز نکن . بلکه برعکس تصور هیچ تغییری را

    نداشته باش و همینطوری که هست و با در نظر گرفتن احتمالا اعتیاد دوباره و حتی دیدن رفتارهایی که با قطع مصرف قرص ازش سر

    بزند و نپسندی و ..... فاکتورهای منفی دیگر ، تصمیم بگیر
    . که اگر تصمیم بگیری ادامه بدهی و عقد کنی و ازدواج ، باید همه شرایطی که گفتم را

    پذیرفته باشی و بعداً اعتراض نکنی .

    در ضمن شما مسئول خوشی یا ناخوشی ایشون نیستی و نباید نگران برگشت احتمالی ایشون به مواد باشی بلکه این احتمال را باید

    بدهی و خود را مسئول مراقبت از اینکه ایشون برنگرده به اعتیاد نیستی ،لذا مبادا از ترس این موضوع و احساس مسئولیت نابجا یا دلسوزی نابجا ، تصمیم

    اشتباه بگیری ، شما فقط در مقابل خودت مسئولی که عاقلانه و درست و برای یک عمر بدون پشیمانی و جنجال زندگی کردن تصمیم

    بگیری هستی
    . اگرشما تصمیمتون به هم زدن نامزدی و صرفنظر از این ازدواج شد حتی اگر ایشون تهدید کند دوباره رو میاره به مواد شما همین

    را باید یکی از فاکتورهای منفی در ایشون ببینید
    و به عبارتی همین کار شما وسیله شناخت بیشتر اوست اگر بخاطر به هم خوردن نامزدی رو

    به مواد آورد اینرا بدان که برای هر ناملایمت دیگری نیز چنین خواهد کرد .


    نکته مهمتر فاکتورهای شخصیتی ایشون هست که زمینه رفتن به سمت مواد و اعتیاد را باعث شده .

    اینکه ما تأکید می کنیم برای ازدواج نزد مشاور بروید برای این است که بعضی رفتارهای نمایشی یا سمبلیک یا متأثر از دارو را یک متخصص به

    خوبی تشخیص می دهد . یا حتی اختلالات شخصیتی که در ظاهر پیدا نیست . بعضی تیپهای شخصیتی دارای اختلال حتی رفتارهای اجتماعی

    جذابی دارند یا سخنرانان خوب و سنجیده گویی هستند ....... اینجاست که اهمیت مشاوره و بهره گیری از نظر یک متخصص معلوم می شود .





  2. 2 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    فکور (چهارشنبه 11 اردیبهشت 92), yasiiiii (یکشنبه 15 اردیبهشت 92)

  3. #2
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 25 خرداد 92 [ 13:33]
    تاریخ عضویت
    1392-3-25
    نوشته ها
    3
    امتیاز
    6
    سطح
    1
    Points: 6, Level: 1
    Level completed: 11%, Points required for next Level: 44
    Overall activity: 0%
    تشکرها
    0
    تشکرشده 2 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array

    Tavajoh

    نقل قول نوشته اصلی توسط yasiiiii نمایش پست ها
    فقط دلم همدردی می خواد و اینکه توروخدا یه نفر به من بگه چه جوری میشه یه عالــــــــــــــمه خاطره را فراموش کرد
    مثل خل ها فقط راه می رم و گریه میکنم...دیگه چشمام درد گرفته از بس گریه کردم نفسم بالا نمی یاد...هر چیزیو می بینم یاد اون می افتم...هر ساعتی منتظرشم ...صداش تو مغزم میچرخه...درس می خوونم یاد اون می افتم...توی کوچه خیابون میرم گوشه گوشه اش منو یاد اون می اندازه...همه آهنگای کوفتی که باهم گوش کردیم توی مغزم می چرخه...همه چی ...حتی خودم
    عکسشو نگاه میکنم و گریه میکنم...باورم نمیشه
    8 ماه آزگار روزی نبود بدون اون بگذره...هر روز صبح با تلفن اون بیدار میشدم ...با تلفن اون می خوابیدم...همش حرف میزدیم و می خندیدیم...به خدا دارم دیوونه میشم
    بعد از کلی شکست عشقی دیگه فکر کردم یه نفرو پیدا کردم که عاشقمه که عاشقشم...که باهام صادق و روراسته... دیوونه هم بودیم ...باهاش که بودم انگار هیچ غصه ای تو دنیا نبود...چه نقشه هایی واسه آیندمون داشتیم...تا اینکه بابام بهش شک کرده بود و غافلگیرانه برده بودش آزمایشگاه و فهمیدیم داره قرصایی مصرف میکنه که واسه ترک اعتیاده
    فکر کنین یه آدم سفید تپل درسخون ورزشکار با خانواده ...حتی باورمم نمیشه
    البته یه بار به من گفت که دو سال پیش سیگار میکشیده اما ترک کرده...من چه میدونستم این قصه سر دراز دارد
    فقط یه شب که رفتاراش (عرق کردن و دستپاچه شدن برای رفتن به خوونه) و این موضوع که بعضی وقتا یهویی غیبش میزد نه گوشیشو جواب می داد نه تلفنی نه خبری...منو به موضوع مشکوک کرد و به بابام گفتم...البته از اول به خاطر یکم قرمزی چشماش بابام بهش شک کرده بود
    دلمم براش می سوزه...می ترسم رفتن من باعث بشه برگرده به مواد
    تازه دکتر میگه این رفتار سرخوشانه ای که توش میدیدی و این بگو بخندش واسه قرصایی بوده که مصرف میکرده...فکر نکن این خودش بوده که تو دوست داشتی
    تصمیمم قطعیه من با همچین ادم ضعیف النفس و دروغگویی ازدواج نمیکنم...اما چی کار کنم که اونم ضربه نخوره؟؟...چیکار کنم که خودمم دارم دیوونه میشم؟؟
    هنوز نمی دونه که من میدونم...چون الان توی وضعیتیه که نباید بهش بگم...مسافرته... باید بگذارم وقتی برگشت خوونه اشون بهش بگم...که یهو دوباره گرفتار مواد نشه...البته اگه من واقعا براش اهمیت داشته باشم...مردم از بس نقش بازی کردم و هی مدام داره میگه دوست دارم...خدایا من چی کار کردم که مستحق همچین اتفاق هایی بودم
    تازه داشتم از یه شکست دیگه بلند میشدم و خودمو پیدا میکردم که این سر راهم سبز شد...فکر میکردم چقدر خوشبختم که بعد از اون اتفاق الان اونو دارم...8 ماه زندگیم هدر رفت...من شاگرد اول دانشگاهمون بودم اما حالا مطمئنم تا دو سال دیگم نمی توونم روی تزم کار کنم...حالم خیلی بده
    تورو خدا یکی به من بگه چه جوری اروم تر بشم...گاهی وقت ها دلم می خواد خودکشی کنم
    سلام
    دوست من مقصر این وضع در درجه اول انتخاب نسنجیده و تحقیق نکرده خود شماست نه کس دیگه ای
    بعدش هم شما چرا همش نگران ایشون هستی؟!! اگه با این شخص ازدواج میکردی و بعدش متوجه میشدی اعتیاد داره میشد گفت که اونم به فکر شما بوده؟؟!!
    پس این حرفها رو بزار کنار که من بفکرش هستم اینا همش بهونه است که شما بازم ولش نکنی در صورتیکه خودت هم میدونی این شخص دروغگوی بزرگیه و در اینده هم قطعا دروغهای بزرگی ممکنه افشا بشع یا بهت بگه
    پس شما وابستگی خودتون رو بهونه نگرانی واسه ایشون نزارید
    البته به نظر من ایشون زندگی رو در شروع با دروغ بزرگی شروع کرده که باعث میشه شما همیشه بهش ظن داشته باشی بعدش هم این بنا دیگه سست قرار داده شده
    اگه تصمیمت ترکش هست تنها راه حلش از بین بردن تمام اثار و نشانه ها از قبیل هدیه و شماره تلفن و همه و همه چیز هستش اولش سخته ولی بعدها متوجه میشی تصمیم درستی گرفتی ..کم کم متوجه میشی که ایشان تنها ادم روی کره زمین نیست که به درد شما میخوره...
    در ضمن هدر رفتن 8 ماه در مقابل هدر رفتن کل عمر و زندگی هیچ عددی حساب نمیشه پس دست از این بهونه های واهی بردار و واقع بین باش هر چند در این دوران واقع بینی ممکنه خیلی کم باشه
    موفق باشی
    ویرایش توسط movaffagh : شنبه 25 خرداد 92 در ساعت 13:32


 
صفحه 3 از 3 نخستنخست 123

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 21
    آخرين نوشته: جمعه 21 شهریور 93, 11:37
  2. پاسخ ها: 20
    آخرين نوشته: سه شنبه 10 اردیبهشت 92, 01:57
  3. چجوری برگردونمش؟دارم دیوونه میشم
    توسط marziehh در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: سه شنبه 01 شهریور 90, 15:52
  4. دارم دیوونه میشم
    توسط illia2005 در انجمن ارتباط مراجعان - مشاوران
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: شنبه 15 فروردین 88, 22:22

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 12:11 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.