شما هنوز در شوک ماجرای اتفاق افتاده هستی و هراس ناشی از اون باعث شده افکاری رو به ذهنت راه بدی که در شرایط عادی (مثلاً قبل از ماجرای سوء قصد) چنین افکاری رو غیر منطقی می پنداشتید. طبیعت ترس به خودی خود همینه ---> ترس، میزان ریسک/خطر محرک رو بیش از اندازه واقعی برای فرد بزرگ میکنه. هر کسی میتونه نوعی ترس رو تجربه کنه، ترس از حیوانات، بلندی، تنها بودن، تاریکی، مکان فشرده و کوچک و و و. حالا شما یک بار تجربه ای تلخی رو داشتید و همین باعث شده توانایی خودتون رو زیر سوال ببرید که طبیعیه! متاسفانه مشاور یا روانشاس نیستم، تنها دو راه حل رو پیشنهاد میکنم که شاید بتونه شرایط رو بهتر کنه:
1- تکنیک توقف فکر.
2- ثبت نام هر چه سریعتر برای بدنسازی (یا پاورلیفتینگ) و رشته ای رزمی. چرا؟ چون با مشاهده تغییر در فیزیک بدنتون انگیزه از دست رفته رو دوباره کسب میکنید، به توانایی هاتون دلگرم میشید. ظرف دو ماه تغییر رو 'شما' احساس میکنید، ظرف چهار ماه اطرافیان تغییرات مثبت بدنتون رو به شما گوشزد میکنند. ظرف یک سال همه بدنتون بزرگتر و قویتر میشه. انگیزه بیشتر، ترس کمتر! منظور از بزرگتر و قویتر شدن همینه.
و اما در رابطه با قدتون، نه دوست خوبم، صرفاً چون قدتون کوتاهتر از خانمتونه کسی به شما حمله نمیکنه. قد کوتاه تنها یک فاکتور در احتمالات هست و بس. خیلیها جانباز هستند و با همسرشون بهترین زندگی رو تجربه میکنند و هیچ کس حقشون رو پایمال نمیکنه. خیلیها هم مثل آقای داداشی که شیدا خانم ذکر کردند هیکلی بزرگ داشتند و در دعواهای خیابانی به قتل رسیدند.
بحث اینجا این نیست که خدای نکرده بزرگ بشید و دعوا کنید، چرا که دعوا کردن از خیلی جهات مطلقاً اشتباهه. هدف اینه که با کار کردن روی ضعفهاتون، احتمال روی دادن تجربه های تلخ قبلی رو بگیرید. همین! کار کردن روی هر زمینه ای که ضعف داره لازمه. خواه در زمینه جسمی باشه، خواه در زمینه های دیگر مثل مالی، تحصیلات، روانی و فکری، زناشوئی الی آخر.








علاقه مندی ها (Bookmarks)