سلام بهار.
فرشته مهربان زیربنای تغییر حالت رو خیلی عالی توضیح داد. من هم از خوندنش لذت بردم خیلی.
اما در مورد سوالی که پرسیده بودی: من با جراحی موافقم. اما نه بعنوان وسیله ای برای مخفی کاری.
جراحی هم امکان رخداد دوباره اون اشتباه رو از بین میبره (البته همونطور که فرشته گفت، واضحه که تو دیگه سمتش نمیری)، هم باعث میشه کسی به فکر سوء استفاده از این موضوع نیفته، و هم یه اثبات قاطع برای اینه که تو فقط یکبار به اشتباه افتادی.
توضیح اینکه: اون پسرایی که میفهمن این مسئله برای تو اتفاق افتاده، دو دستن. یه دسته پیش خودشون این امید رو تقویت میکنن که ممکنه بتونن رابطه رو به سمتی پیش ببرن که تو بهشون اطمینان کنی و دلبسته بشی و شاید در اون شرایط حاضر باشی باهاشون اون تجربه رو تکرار کنی. اینها ممکنه سر پیشنهاد ازدواجشون بمونن، و تو باید حواست باشه که تو دلشون چه خبره. برای اینها جراحی میتونه امیدشون برای اینکه ممکنه تو بازم اشتباه کنی، رو کم کنه.
یه دسته هم که قادر به تشخیص شایستگی های تو هستن. برای اینها جراحی یه اثبات بر اینه که تو حقیقتا دیگه نخواستی اون تجربه رو داشته باشی. و یکبار یه خطایی رخ داد و رفت.
البته منظور من این نیست که تو راحت به دیگران از تجربت بگی. خودت هم که اینکارو نمی کنی. اما بعد از اینکه یک فرد رو شناختی (منظورم شناخت تو رابطه دوستی نیستا، چون واقعا تو رابطه دوستی نمیشه کسی رو شناخت) و بعد از مراجعه به مشاور خانواده، این موضوع رو مطرح کن. البته خیلی نباید کش پیدا کنه و فوقش بشه یک ماه. که اگه اون فرد بخاطر این موضوع از ازدواج منصرف شد، از نظر روحی صدمه نبینی.
در واقع من فکر میکنم بهتره در مراحل اولیه آشنایی اینو به کسی نگی. اما بعد از گذشت یه زمان مناسب به کمک مشاور خانواده موضوع رو مطرح کنی (مشاور میتونه اول به صورت غیر مستقیم راجع به این موضوع تحقیق کنه. و ببینه اون فرد چقدر انعطاف داره در این مورد و اعتقادش نسبت به این قضیه چیه. و اگه شانس پذیرش فرد بالا بود، مستقیما موضوع رو بگه). اینجوری هر کسی راز زندگیت رو نمی فهمه. که بخواد به سوء استفادش یا افشای رازت منتهی بشه.
===========================
اما در مورد خواستگارای سنتی. اگه خواستگاری سنتی رو این بدونیم که قراره یه چند باری در حضور خونواده ها با طرف صحبت کنی و بعدش بری پای سفره عقد، که این روش حتی اگه مسئله فعلی رو هم نداشتی، مطرود بود.
اما اگه خواستگاری سنتی، به این معنی باشه که ملاقات های اولیه بصورت خانوادگیه، اما باز هم همون روال شناخت قراره پیش بره و یه چند ماهی با کمک مشاور سعی در شناخت همدیگه می کنید، دیگه سنتی و غیر سنتیش فرقی نمی کنه.
در واقع در خواستگاری غیر سنتی یکی تو رو تو جمع دوستات یا یه جایی میبینه. اما تو خواستگاری سنتی، اول تو رو کنار خونوادت می بینه. فرقش چیه اگه قرار باشه بعد از خواستگاری غیر سنتی، اون شخص با خونوادت آشنا بشه، و اگه قرار باشه در خواستگاری سنتی چند ماه فرصت برای شناخت آگاهانه وجود داشته باشه؟
به نظر من که فرق چندانی با هم ندارن.








علاقه مندی ها (Bookmarks)