ممنون كه جوابمو دادين
من قبلا با كسي دوست بودم كه ضربه شديدي بمن وارد شد يعني هم ميخواستم باهاش باشم هم نميشد،حالا هم حدود يكسال از هم دوريم.اوايل خيلي احساس افسردگي ميكردم ولي خودم خواستم اين وابستگي رو از بين ببرم بخاطر همين ازش فاصله گرفتم خيلي سخت بود واسم ،روحيمو باخته بودم همش به فكرش بودم ولي بايد پاي عهدي كه با خودم بسته بودم ميموندم و تا الان هم با هيچ كس دوست نشدم و اعصاب آرومي دارم و همش مواظب اينم كه وابسته نشم به كسي.الان هم خيالم از پدر و مادرم راحته اين اختيار رو بمن دادن كه تصميم عاقلانه اي بگيرم ميدونن كه من عاقلانه تصميم ميگيرم يعني به جفتشون گفتم من ميترسم با كسي دوست بشم.
چند چيز اين آقا برام سواله ايشون قبلا با كسي دوست بوده دوستيشون بهم خورده ولي خيلي راحت از من شماره ميخواد و اصلا نميترسه از ريسكش.بعد اينكه هي ميگه من تنهام و انتظار داره من بهش زنگ بزنم.ولي يچيزي تو درونم ميگه نه اينكارو نكن.
الانم پيام داده گفته من دارم انتظار تورو ميكشم انگار نه انگار ميخوام بيشتر باهات آشنا بشم آخه اين درسته يه تماس خشك و خالي هم بامن نگرفتي.نميدونم معني حرفش چيه!منم گفتم كه من كه هرچي ميگم شما قبول نمي كنيد،شرايط منو درك نمي كنيد.من فرصت بيشتري ميخوام تا بيشتر فكر كنم. فقط من تو ليست دوستاشم تو سايت.








علاقه مندی ها (Bookmarks)