به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 19

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 10 اردیبهشت 92 [ 16:36]
    تاریخ عضویت
    1392-2-08
    نوشته ها
    8
    امتیاز
    39
    سطح
    1
    Points: 39, Level: 1
    Level completed: 78%, Points required for next Level: 11
    Overall activity: 0%
    تشکرها
    11

    تشکرشده 3 در 2 پست

    Rep Power
    0
    Array
    شیدا ی عزیز و دیگر دوستان شب نیلوفری- ویدا -زندگی موفق- کامروا -شکوفه کویری عزیز سلام
    نمیدونین چقدر از خوندن مطالبتون آروم گرفتم.
    عزیزم سعی میکنم راهنمایی هاتون رو با دقت تمام به کار بگیرم.از خوندن مطالب قدیم و نکته های اون ها هم درس میگیرم این خیلی راه خوبی بود ممنون از پیشنهادت عزیزم.
    اما باید بدونین که همسرم مدام در حال تکرار این جملاته که من میدونم تو برای زندگی هیچ چیزی کم نذاشتی و حتی خودش داره بارها و بارها میگه که من از لحاظ مسائل خصوصیمون بسیار راضیم و محاله فکر ارتباط جسمی با کسی رو حتی تصور کرده باشم.
    دیروز بمن گفت که من برای تو توضیحاتم رو دادم اگر ازت ناراضی بودم یا کاستی میدیدم بهت میگفتم اگر هم واقعا از تو و زندگیمون ناراضی بودم خیلی راحت بهت میگفتم و زندگی بازی نیست.

    حالا به من گفته که فکراهاتو بکن و انتخاب کن یا میتونی به شک و تردیدت پایان بدی و باز زندگیمون برگرده به روال سابق یا اینکه فقط خودت آزار میبینی .البته میگه من هم از شک تو آزرده میشم اما حتی اگر آزار هم ببینم ترکت نمیکنم و باهات میمونم.

    میگفت که مثل اینکه دوست داری به زور و با این ناراحتی هات من رو به سمت اون هل بدی و این کارت اشتباهه.میگفت چی خوشحالت میکنه و میخوای بشنوی؟با گفتن اینکه تو به من خیانت کردی و این حرفها میخوای من هم بهت بگم که آره و تائیدت کنم و آیا فکر میکنی بعد از شنیدن این حرف (که تازه حقیقت هم نداره) خوشحال خواهی شد؟
    یعنی همسرم تا این اندازه زرنگه و فقط داره همه چی رو با حرفاش فیصله میده یا واقعا فهمیده خطا کرده ؟؟؟
    خوندن راهنمایی های شما دوستان نمیدونین چقدر بهم آرامش میده.
    ویرایش توسط niosha : سه شنبه 10 اردیبهشت 92 در ساعت 07:12

  2. کاربر روبرو از پست مفید niosha تشکرکرده است .

    ویدا@ (سه شنبه 10 اردیبهشت 92)

  3. #2
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 04 مرداد 04 [ 11:37]
    تاریخ عضویت
    1391-1-16
    محل سکونت
    همین نزدیکی
    نوشته ها
    176
    امتیاز
    13,347
    سطح
    75
    Points: 13,347, Level: 75
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 303
    Overall activity: 75.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    825

    تشکرشده 878 در 168 پست

    Rep Power
    46
    Array
    به نام خدا
    با سلام
    امیدوارم که کشتی زندگیتون آرام بگیره و بازهم افق زیبای دریای پیش روتون رو ببینید.
    بعنوان یک مرد از جملات همسرتون که نقل کردید این حس رو دارم که اون با یک چیزی از درونش درگیره و اصلا موضوعی که شما بهش تمرکز کردید الان براش مطرح نیست (البته ممکنه که اصرار شما بر این موضوع و رفتارهاتون و سخنانتون این موضوع رو براش پررنگ بکنه و ...).
    این موضوعات درونی ایشان میتونه : کاری / مالی / خانواده خودش / رفتارهای گذشتش / عدم رضایتش از خودش و ...... باشه که به نظرم صبر + آرامش شما میتونه راه حلی برای گذر شوهرتون از این مرحله باشه.
    تاکید میکنم که اصرار شما بر این موضوع ممکنه دروازه دروغ رو برای شوهرتون باز کنه که دیگه معلوم نیست کی و چه جوری این دروازه بسته خواهد شد. ما همه انسانیم و در معرض خطا و باید کمک کنیم به هم که لبه پرتگاه نزدیک نشیم.
    در پناه حق.

  4. 3 کاربر از پست مفید Aram_577 تشکرکرده اند .

    del (چهارشنبه 11 اردیبهشت 92), niosha (سه شنبه 10 اردیبهشت 92), شمیم الزهرا (سه شنبه 10 اردیبهشت 92)

  5. #3
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 10 اردیبهشت 92 [ 16:36]
    تاریخ عضویت
    1392-2-08
    نوشته ها
    8
    امتیاز
    39
    سطح
    1
    Points: 39, Level: 1
    Level completed: 78%, Points required for next Level: 11
    Overall activity: 0%
    تشکرها
    11

    تشکرشده 3 در 2 پست

    Rep Power
    0
    Array
    با تشکر از شما

    بله حدس شما درسته.

    البته که در هر زندگی مسائل کاری یا .... بوجود میاد اما معمولا ما همیشه مشکلات اقتصادی یا مسائل خانواده هامون رو با کمک هم حل میکردیم.
    من همیشه در کنارش بودم و فکر میکردم میتونم مفید واقع بشم. خودم رو دخالت نمیدادم اما میدونست که میتونه روی همفکری و حمایت و کمک من حساب کنه .البته خودش هم میگفت و میگه که مفید بودی و با کمک هر دو تا الان تونستیم مشکلاتمون رو خودمون حل کنیم.
    به نظر من زندگی مشترک یعنی همین که بتونی برای همسرت مفید باشی یا اگر در موردی کاری نمیتونی براش انجام بدی حداقل باری هم روی دوشش نباشی .
    اما این قضیه شوک خیلی بزرگی وارد کرد.
    مثل یک زلزله بود بیخبر اومد و رفت .من نگران پس لرزه هاش هستم .نگرانم که این لرزش دفعه بعدی با قدرت تر به سرم بیاد و ویرانی اش قابل جبران نباشه .

    اما با توجه به راهنمایی شما بزرگوارن تصمیم گرفتم با آرامش و صبر سعی در حل این مسئله داشته باشم.امیدوارم از راهی که انتخاب کردم پشیمان نشم.


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 04:09 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.