سلام.من حس ميكنم شما مثل برادرمي.اونم خيلي زود عاشق شد وخيلي زود ازدواج كرد.خانومش يك سال ازش بزرگتره وخيلي خوشبختن.برادرم توسن 23سالگي (توتمام فاميل از همه زودتر) ازدواج كرد.همه ميگفتن چراگذاشتين؟اما اون روپاي خودش ايستاده بود وبايكي شركت تاسيس كرده بود وخانومش مهندسشون بود.برادرم از اول هم احترام مامانمو مارو داشت وهم هيچ وقت هيچ وقت هيچ مساله اي از همسرو زندگيشو به بيرون از خونه نمياورد.الان كه30سالشه هنوز هيچكدوم از همسنو سالاش ازدواج نكردن وهميشه بهش ميگفتنو ميگن چراخودتو گرفتار كردي؟اما برادرم فقط وفقط به ظاهر شنونده است اما تا حالا كلمه عزيزم از زبونش نيفتاده.همه حسرت زندگيش ميخورن.بعد از اينكه ازدواج كرد رزقو روزيش فراوون شد چون همه زندگيش براي همسرش بود(قبل ازدواج دوست دختر داشت اما تو يك فرصت مناسب به خانومش گفته بود من هر كاري كردم ديگه هيچوقت تكرار نميكنم.وجدا هيچوقت خيانت نكرده).البته ما رو هم هيچوقت فراموش نكرده وبهترين فرزند وبرادر دنياست.هيچ وقت با خانومش لجبازي نميكنه ومراعات حالشو ميكنه.هر وقت ميريم خونش مامانم ميگه من كيف ميكنم ميبينم پسرم به همسرش كمك ميكنه نميزاره خانومش خسته بشه.اين درصورتيه كه پدرم تمام رفتاراش درست برعكس برادرم بود.اما برادرم از اشتباه ديگران درس گرفت.اگر ازدواج كردين هيچ وقت پشت همسرتونو خالي نكنين وسياست داشته باشين.








علاقه مندی ها (Bookmarks)