lupin عزیز سلام
شما همزمان دو مسئله رو مطرح کردید که روی هم اثر متقابل دارن. اینکه یه بیماری دارید و چون بخاطر چهرتون دوست ندارید زیاد بیرون برید و توی اجتماع باشید پس قاعدتن خیلی پیگیر بیماریتون نیستید و مشورت با دکترهای مختلف رو امتحان نکردید. خب به نظر من باید برای حل این دو مسئله همزمان قدم بردارید.
اول اینکه چون توی پست 12 نوشته بودی یک سال از عمرت حروم شده و این از بزرگترین اشتباهاتت بوده پس نشون میده اینکه زندگیت چطور بگذره برات مهمه و خیلی هم بی هدف و بی انگیزه نیستی که به نظر من این مسئله باعث میشه که فکر کردن به خودکشی زیاد جدی نباشه و فقط چون فکر میکنی هیچ راهی وجود نداره به این فکر افتادی. پس دیگه به این قضیه فکر نکن و نذار فکر کردنای زیاد باعث شه مسئله خودکشی برات جدیتر شه. خب این از این حالا...
در مورد چهرت فقط از بینیت صحبت کردی که بچه ها جراحی رو بهت پیشنهاد دادن. منم فکر میکنم اگه خوب در موردش تحقیق کنی و ریسک بالایی نداشته باشه میتونه بهت کمک کنه. دیگه اینکه میتونی به پوستت برسی یا به قول meinoush مدل موهاتو عوض کنی. لباس خوب پوشیدن هم همونطور که بچه ها گفتن خیلی توی ظاهر تاثیر داره؛ ببین چه رنگایی بهت میاد بیشتر از اونا استفاده کن. مجموع این تغییرات مطمئنن روی چهرت تاثیر میذاره و حستو بهتر میکنه. وقتی جلوی آینه میری احتمالن فقط بینیتو میبینی و روی اون تمرکز میکنی و همین باعث میشه هر روز بینیتو زشت تر و بزرگتر از روز قبل ببینی (من خودم یه مشکل پوستی دارم که متاسفانه توی چهرمه و هر وقت میرم جلوی آینه فقط به همون ناحیه زل میزنم واسه همین واسم بزرگتر میشه) پس تمرکزتو از روی بینیت بردار و کل چهرتو ببین. ضمنن زیادم جلوی آینه نرو. همزمان با مطالعه کتاب روی اعتماد به نفستم کار کن.
بعدشم به نظر من برو با یکی از این خدمات کامپیوتریا که تقریبن نزدیک خونتون باشه یه قرارداد ببند و توی خونه واسشون کار کن. هر از گاهی هم میتونی بری اونجا واسه تحویل گرفتن یا تحویل دادن کارا. اینجوری هم ارتباطتو با محیط بیرون (هرچند ناچیز) حفظ میکنی هم نیاز نیست زیاد بیرون باشی ک اذیتت کنه هم میتونی دوست پیدا کنی و هم اینکه پول در میاری (شاید واسه عمل) و... کم کم شاید باعث شه ارتباطت با بیرون بیشترم بشه
حالا در مورد بیماریت: تو که طراحی وب بلدی میتونی یه محیطی ایجاد کنی و در مورد بیماریت توش بنویسی و از اونجایی که گفتی مشکل شایعی هست شاید کم کم یه عده که مشکل تو رو دارن بیان عضو شن و با هم در مورد بیماریتون صحبت کنین. اطلاعات بدین اطلاعات بگیرین دکترهای مختلفو به هم معرفی کنین و ... اصلن شاید بتونین کم کم یه انجمن تشکیل بدین (مثل انجمن کوتوله ها) شاید بتونین به همدیگه برای حلش کمک کنین. مهمتر از همه اینه که چون مشکلاتتون مثل همه دیگه مطمئنین که تنها نیستین و همدیگه رو درک میکنین و اونوقت خیلی راحت تر و بیشتر از هم تاثیر میگیرین و میتونین روی روحیات همدیگه اثرات شگرف بذارین به همدیگه امید بدین و زندگی بهتری رو ادامه بدین. من فکر میکنم تنهایی شاید یکم سخت باشه از این شرایط بیرون اومدن، اما با کمک همدیگه سریعتر و با اطمینان بیشتری به نتیجه میرسین.
ضمنن اگه توی شهرستان هستین حتمن برای پیگیری بیماریتون به شهرای بزرگ و دکترای اونجا مراجعه کنین وتوروخدا ناامید نشین و راههای مختلفو امتحان کنین (من هشت ساله که درگیر این بیماریم اما هنوز دنبال راه حلم)
نکته آخر اینکه شاید الان تحت تاثیر حرفای بچه ها قرار بگیرین و شروع به امتحان کردن راههای ارائه شده کنین اما بعد یه مدت هیجاناتتون بخوابه و دوباره بیخیال تلاش بشین. پس به نظر من تا وقتی که این افکار مثبت تو وجودتون نهادینه نشده نیاز به محرک و مشوق دارین. پس تا یه مدت بیاین تو این سایت و از کاراتون و نتیجه هاش برای بچه ها صحبت کنین تا وقتی که برای تلاش کردن به ثبات برسین.
چقدر این امضای آقای کبوترو دوست دارم: "همیشه آخر هر چیز خوب می شود. اگر خوب نشد، بدان هنوز آخرش نشده..."
ببخشید خیلی طولانی شد. براتون آرامش و صبر و قوت برای تلاش آرزومندم.








علاقه مندی ها (Bookmarks)