سلام بچه ها لطفا بیاین کمکم کنین. من دوباره دچار اون استرس شوم شدم ولی خودمو زدم به اون راه که شوهرم نفهمه.
الان شوهرم از بیرون اومد رفته بود تعمیرگاه. از در که اومد تو طبق معمول دم دربودم و بوسیدمش. حس کردم دهانش بوی سیگارمیده...نمیدونم حس کردم یا واقعا بوی سیگاربود...
دیروزم قرار بود ساعت 4 عصر بیاد اما 7 اومد گفت پیش دوستش بوده ازش طلب داشته دوستش هم با خانومش مشکل داره و از این درددل ها...
من نمیدونم چی شد که گیر دادم. که چرا پیش دوستت رفتی؟ بعد شوهرم شاکی شد که چرا بی اعتمادی؟ منم گفتم اگه اون روز میگفتی علی اومده اینجوری نمیشد...خلاصه...ولی خیلی ناراحت شد. خیلی. وقتی خیلی ناراحت میشه بی حال میشه...معده اش به هم میریزه...
چای گذاشتم و با هم دوست شدیم. نه حرف بدی زده شد نه عکس العمل بدی نشون داد فقط بحث بود و بلند حرف میزد...
من میدونم که خودم درگیرم. همش یاد کارای وحشتناکش تو گذشته میفتم و میگم نکنه مواد مصرف میکرده و الانم داره مصرف میکنه؟
...
کمکم کنید. به من بگید نشونه های مصرف مواد چیه؟ شوهرم سرحاله امروز رفتیم کوه. 4 ساعت یک نفس رفتیم تا اووون بالای دربند. من کم آوردم برگشتیم.
مواد مخدر همه یه اثر دارن؟ نکنه بعضی ها اصلا انرژی رو زیاد میکنن؟
کمکم کنین. این استرس داره نابودم میکنه