مرسی از اینکه وقت گذاشتی زندگی موفق عزیز. امیدوارم هرچه زودتر مشکلت حل بشه.
من گذشته بدی داشتم. اینقدر بد که حتی میترسیدم برگردم و نمیتونستم به شوهرم اعتماد کنم که باهاش زیر یک سقف باشم. اما وقتی بعد از 4 ماه برگشتم خونه الان حدودا یه ماه و اندی میشه که هرگز اون اتفاق ها نیفتاده... بحث هم که میشه فقط بحثه....بلافاصله یکیمون پیش قدم میشه واسه آشتی... اینا همه خوبه اما من از همین هم میترسم. درسته که تو مدتی که من نبودم همسرم رفته پیش مشاور من هم خیلی از رفتارهای غلطم رو کنارگذاشتم اما اینکه همسرم میتونه به اعصابش مسلط باشه برام ترس میاره... میگم نکنه یه جوری با یه موادی چیزی خودشو آروم میکنه؟
آخه وقتی به گذشته فکر میکنم نمیتونم جلوی ترس هام رو بگیرم








علاقه مندی ها (Bookmarks)