سلام آقای کامروای گرامی
هم از صحبتهاتون و هم از از اینکه این پست را زدید و استمداد طلبیدید، معلوم است که شما خودتون به ایراد این کار و اشتباه بودن حستون به اون خانوم آگاه هستید. و حضورتون در اینجا برای این است که راهکار دریافت کنید , و در واقع بیشتر نیازمند راهکار هستید تا مذمت این ارتباط و این افکار (که خودتون قطعا به اون واقفید) و سرزنش و ملامت و نصیحت...
من راهکاری که به ذهنم میرسه بر اساس تحلیل و آنالیز گفته ها و عملکر شما (بر اساس نوشته خودتون) است.
بر اساس نوشته های شما، قسمت هایی را که قرمز کردم، یک اصلی است که شما در مورد ازدواج برای خودتون تعریف کردید و اون عشق آتشین است که ازدواج حتما بر این اساس باشد. شاید با توجه به طولانی شدن حضورتون در تالار و آگاه شدن به خیلی از اصول صحیح و مهارتهای لازم در امر انتخاب همسر و ازدواج و حفظ رابطه، لازم نباشه که در این زمینه قلم فرسایی کنم. اما همین قدر بهتون یادآور میشم که دیگه الان تقریبا همه ما کم و بیش میدانیم که عشق آتشین , و عشق با یک نگاه، شروع صحیحی برای ازدواج نیست و این موضوع بسیار در تالار صحبت شده و تاکید شده که احساسات آتشین و ...موکول شود به بعد از شناخت و انتخاب دقیق. پس این یک نکته که عمدا با رنگ قرمز انتخاب کردم.
و اما اتفاقا نکته مثبت ازدواج شما این بود که از راه غیر احساسی و بدون احساسات آتشین و زودگذر و با همراهی و مشورت بزرگترها انتخاب کردید و الان از ثمره این انتخاب مثبت همان گفته ها و رضایت شما از زندگیست که با رنگ سبز مشخص کردم. اینکه دعوا ندارید اینکه راضی هستید اینکه عقیده دارید خانمتون خوبه و... یعنی اینکه تفاهم دارید یعنی اینکه تضادهاتون کمه و یعنی اینکه زندگیتون آرامش داره و اینها یعنی اینکه انتخابتون انتخاب درستی بوده.
اما آنچه که آرامش را از شما گرفته و این زندگی را در نظر شما یکنواخت و بهانه ساز کرده، این است که اولا شما هنوز نتیجه گیری و استدلالتون بر اساس اون پیش فرض غلطه. اما از همه اینها مهمتر این است که نیاز جنسی باعث شد بی خیال عشق آتشین بشید و دست به انتخاب همسر از طریق سنتی بزنید، و این یعنی اینکه شما اگر مجبور بشید، و یک نیاز غریزی و حیاتی پیدا بکنید، عشق و عاشقی از سرتون می پره. و اما حالا که خانوم همسر، شما رو تامین کرده، بدتون نمیاد فیلتون یاد هندوستان کنه. و از همین رو گیرنده و فرستنده های عشقیتون و ابزارهای افتادن در مسیر غلط رو برای خودتون باز گذاشتید.
این ابزارها که من اسمشون را میگذارم ابزار و اسباب خطا یا گناه کدامند؟ اینها همانها هستند که در نقل قول خودتون مشکی و بولد شده اند:
*دلتون پتانسیل لرزیدن داره، اما نگاه میکنید
* نگاه میکنید
*بعد میرید راجع بهش خیال پردازی میکنید و توی ذهنتون مدام بهش فکر میکنید. کلماتی که بولد کردم رو ببین: *فکر کردن بهش کار هر روزم شده بود* *هر وقت اس ام اس میاد...* *مرتب از خودم میپرسم*
* وسوسه میشید و به عمل میرسونید (هرچند در ظاهر به بهانه کار)
* و مداومت به خرج میدید و بعد بسطش میدید: *رابطه خارج از محیط کار* تماسهامون به نیم ساعت و بعد هم به یکساعت کشید*
*و چون این وسوسه ها تمام شدنی نیست، به نتیجه میرسی که با خانومت آشناش کنی که بتونی با خیال راحت تر و به دفعات بیشتر و بمدت طولانی تر به ارتباطت ادامه بدی.
اونقدر این خیال پردازیها و استمرار فکری در شما زیاده که به قول خودت بعد از چند سال که از رابطه اولت گذشته و بعدش ازدواج کردی و بعدش این خانوم همکار یهو سبز شد، و هنوز وسوسه خانوم همکار رهات نمیکنه، یاد خواب دختر هم دانشگاهیت هم سر جاشه: هنوز بعد چندسال یاد اون خواب میافتم!حالا فهمیدی اشکال کار کجاست؟
راهکار: بر ذهنت مسلط شو و مدیریتش کن. در حال حاضر اون داره تو رو مدیریت میکنه و هر جا دلش بخواد میبره، قسمت اعظم انرژی ذهنی ات رو میبره در جایی متمرکز میکنه که نه تنها سودی برای شما نداره که در مسیر نابودی قرارت میده. اگر بپذیریم که فکر پتانسیل این رو داره که به عمل تبدیل میشه، و شما با وجود اینهمه قوای فکری که در این زمینه نادرست متمرکز کردی و از طرفی مجبوری جلوی خودت رو بگیری که به عمل نرسه، حکایت ماشینی رو پیدا میکنی که ترمز دستیش رو کشیده باشند و ماشین توی دهنده باشه بعد گاز هم بدهند. ببین چه بلایی سر ماشین میاد. حداقلش اینه که بوی سوختگی لنتهاش در میاد. حالا فکر کن یک راننده ای هر روز بخواد همین کار رو با ماشینش بکنه!
خلاصه میکنم: شما که دلت پتانسیل لرزیدن داره، حجاب نگاه رو رعایت کن. فکرت رو در مورد اون خانوم و عشق آتشین و خانمهای دیگر به سرعت و بشدت متوقف کن. شاید در مراحل اولیه خیلی موفقیت آمیز نباشه اما در اثر مداومت حتما موفق میشی. در کنار این، لحظات بیکاریت رو به حد اقل برسون. و سرت رو مدام با یکسری کارهای مفید گرم کن و علی الخصوص انرژی بیشتری برای خانواده و همسرت بگذار و برای بیشتر کردن شادیهای زندگیت با خانواده برنامه ریزی کن.
و اما مهمتر از همه اینها اینکه اون عشق یا عطش یا نیازی که همه ما بدنبال دستیابی و رسیدن به رضایت از اون هستیم و یکی فکر میکنه در دوست دختره، دیگری در ازدواج و همسر دوم و سوم و یکی در رابطه های خاص و اعتیاد و رفیق و اکس و مشروب و همجنس بازی و....الی ماش الله می بینه که هر چی هم توی اینها پیش میره باز عطشش فرو کش نمیکنه و هی میخواد پیشتر بره تا بلکه به مراد دل برسه. اما هیهات! که نیست که نیست! که این راهها به ترکستان است.
اون چیزی هم که دل شما بدنبالشه با این چیزها سیراب نمیشه. دنبال عشق حقیقی باش و سرمایه هات رو به اون سمت ببر اگر که میخواهی بازنده این راه نباشی و هر از چند گاهی در مسیر پر پیچ و خم زندگی به چکنم چکنم نیافتی:
در خواب دوش پیری در کوی عشق دیدم
با دست اشارتم کرد که عزم سوی ما کن
گر اژدهاست بر ره عشق است چون زمرد
از برق آن زمرد هين دفع اژدها کن















علاقه مندی ها (Bookmarks)