به همین خاطر حسابی به خودش رسیده است غلط نکنیم بویی از قضیه برده . به هرحال برای اینکه دست پیش را بگیریم تا پس نیفتیم اخم کردیم وبا قاطعیت فریاد زدیم که چرا سالاد فصلمان سس گوجه ندارد عیال هم که انگارحسابی هول برش داشته بود با تته پته بهمان فهماند که سس گوجه تمام شده وفرصت نکرده است تا از فروشگاه رفاه خرید کند
بعد از ناهار پاهایمان را دراز کردیم تا عیال با حوله ی خیس پاهایمان را ماساژ بدهد.بعد از آن یکی دوساعتی را به استراحت پرداختیم در حالی که عیال مثل شیر کنار تخت مان نشته بود ومواظب بود تا ...![]()









پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)