سلام دیشب خونه مامانم دعوت داشتیم بالاخره با یه عالمه بهانه گیری شوهرم امد ولی مثل یه برج زهر مار گرفته بود نشسته بود خیلی سرسنگین حتی بعد از خوردن شام خیلی با اخم و خیلی یواش به مامانم گفت دست شما درد نکنه من خیلی خجالت کشیدم نگاه به قیافه مامانم کردم ناراحتی تو صورتش قشنگ معلوم شد ولی بیچاره به روی خودش نیاورد ولی مامانم قرمز شد خیلی دلم براش سوخت بعد از شامم شوهرم زودتر از همه بلند شد رفت به من گفت تو با خواهرت اینا بیا من رفتم یه خداحافظی سرد کرد و رفت منم با خواهرم اینا رفتم مامانمم دوباره تعجب و خجالت تو نگاهش بود ولی بازم هیچی نگفت.خیلی ناراحتم .به نظر شما این رفتار بد شوهرمو چه جوری بهش گوشزد کنم امروز که امد خونه بهش بگم؟هرچند دیگه حوصله جروبحث رو ندارم دوست دارم دیگه توی زندگی لال بشم و هیچی نگم چون واقعا حوصله بحث رو ندارم ولی از یه طرفم میگم اگه هیچی نگم چه جوری شوهرم پی به اشتباهش ببره لطفا بهم بگید چیکار کنم عقلم دیگه کار نمی کنه