به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 53

Hybrid View

  1. #1
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 03 مهر 94 [ 16:31]
    تاریخ عضویت
    1391-10-27
    نوشته ها
    991
    امتیاز
    7,073
    سطح
    55
    Points: 7,073, Level: 55
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 77
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1 year registered5000 Experience Points
    تشکرها
    2,771

    تشکرشده 1,881 در 749 پست

    Rep Power
    114
    Array
    ببین ماهان من هم یه دخترم. اگه کسی رو بخوام و دوستش داشته باشم و اونم برام به اندازه ای که تو برای این کار انرژی گذاشتی و همه خواسته ها رو برآورده کردی ، این کارا رو انجام بده ، از جونم براش مایه میذارم. آخه یعنی که چی ؟ ببین من واقعا سر درنمیارم. یه روز دیرتر یا یه روز زودتر . بالاخره که حرف اون شد و تو رفتی خواستگاری و همه شرایط رو هم قبول کردی. آخه باید بابت چی ناراحت باشه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    من واقعا هنگ می کنم وقتی حرفات رو می خونم. بابا دو طرفی که همدیگرو دوس دارن به یه اندازه برا هم انرژی میذارن. و تلاش می کنن. دیگه ناراحت شدن نداره .

    ببین با عرض معذرت امیدوارم ناراحت نشی .
    ولی یا تو خیلی منت کش هستی (ببخشید واژه دیگه ای پیدا نکردم ) یا عروس خانم یه کمی تیتیش مامانی هستن که نباید آب تو دلشون تکون بخوره .
    اگه حالت دوم باشه که کارت ساخته ست. خدا به دادت برسه تو زندگی که هزار جور مشکل پاشه و زن هم باید عین یه کوه پابه پای مردش حرکت کنه.
    تو همین تالار بخون دست نوشته های دخترایی رو که چطور دارن زندگی می کنن و چه سختی هایی رو از شوهر و پدر و برادر و خانواده شوهر و ... تحمل می کنن. اما در بر نمی زنن و فقط فکر اصلاح وضعیت هستن !!!!!

    آخه دختر این همه لوس !!! اصلا اتفاق حادی نیفتاده که تو اینطور میگی !!! پس فردا بقیه مشکلات رو چی میگی ؟ پسر خوب تو این همه منتش رو می کشی. پس فردا مادر و خواهرت این کارو نمی کننااااااااا . این دختری که توصیفش رو کردی یه دنده و لجباز و لوسه . تا جایی که من از حرفات برداشت کردم.
    چشمات رو باز کن. از همین اول اگه محکم ایستادی جلوش که هیچی . وگرنه از همین امروز تا ته زندگیت این تاپیک همیشگی تو خواهد بود
    که چیکار کنم از این ناراحت شد ..... چیکار کنم از اون ناراحت شد
    حالا خود دانی
    منم که الکی زحمت می کشم اینجا فقط تایپ می کنم. اصولا نقش سیاهی لشگرو دارم خوب بازی می کنم.
    تو اصلا حرفای منو نمی خونی . چه برسه به عملی کردنش

  2. 2 کاربر از پست مفید asemani تشکرکرده اند .

    mahan26 (سه شنبه 24 اردیبهشت 92), دلپذیراد (چهارشنبه 01 خرداد 92)

  3. #2
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 04 مرداد 92 [ 13:05]
    تاریخ عضویت
    1392-1-29
    نوشته ها
    69
    امتیاز
    498
    سطح
    9
    Points: 498, Level: 9
    Level completed: 96%, Points required for next Level: 2
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class250 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    71

    تشکرشده 10 در 10 پست

    Rep Power
    0
    Array

    6

    نقل قول نوشته اصلی توسط asemani نمایش پست ها
    تو اصلا حرفای منو نمی خونی . چه برسه به عملی کردنش
    هیچوقت اینطو نگید ! همه حرفاتون ملکه ذهنم شده و اگه حرفای گذشته تونو مرور هم نکنم همیشه توفکرمه.
    دیگه پابند دختری شدم که زودرنج و حساسه!
    نه با من !!!! حتی با داداش یا مامان خودشم میگه که بعضی وقتا شده که از اونام خیلی دلگیر شده!!!!
    خودش میگه همون اندازه که تو منو میخوای منم تو رو میخوام.

    اما فراموشی خاطرات بد گذشته خیلی سخته واسش.
    با کدوم راهکارا میتونم این حس رو ازش دور کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    ویرایش توسط mahan26 : سه شنبه 24 اردیبهشت 92 در ساعت 13:22

  4. #3
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 04 مرداد 92 [ 13:05]
    تاریخ عضویت
    1392-1-29
    نوشته ها
    69
    امتیاز
    498
    سطح
    9
    Points: 498, Level: 9
    Level completed: 96%, Points required for next Level: 2
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class250 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    71

    تشکرشده 10 در 10 پست

    Rep Power
    0
    Array

    Bow

    اعتماد خانوادمو به خودم چجوری جلب کنم!!
    اونا نمیخوان قبول کنن که میتونم از عهده ش بربیام.
    اطرافیانمو که میبینم (منظورم دوستای همکلاسی دانشگامه) خیلی از من هم شرایط ضعیف تری دارن (بیکار-سربازی نرفته- و ...)
    اما خانواده هاشون به سختگیری خانواده من نیستن!
    هم باید خانواده مو راضی کنم هم باید گذشته بد رو فراموشش بدم!!!!!
    :(


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. قلبم داره میترکه
    توسط بی _پناه در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: دوشنبه 11 بهمن 95, 21:51
  2. میترسم هرگز ازدواج نکنم
    توسط lida afshari در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 19
    آخرين نوشته: دوشنبه 10 تیر 92, 21:13
  3. از مریض بودن همسرم میترسم!
    توسط mehr-banoo در انجمن سایر مشکلات خانواده
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: جمعه 31 خرداد 92, 21:24
  4. از اینده میترسم
    توسط selin در انجمن دو دلی در انتخاب همسر
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: چهارشنبه 21 فروردین 92, 13:12
  5. از رو برو شدن با خواهر شوهرم میترسم
    توسط aphd در انجمن اختلاف و دعوا با خانواده همسر
    پاسخ ها: 19
    آخرين نوشته: پنجشنبه 11 آبان 91, 11:15

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 04:53 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.