به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 9 , از مجموع 9

موضوع: من خشمگینم

Threaded View

  1. #9
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 08 آذر 94 [ 06:20]
    تاریخ عضویت
    1391-10-04
    نوشته ها
    461
    امتیاز
    5,041
    سطح
    45
    Points: 5,041, Level: 45
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 109
    Overall activity: 12.0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger First Class5000 Experience Points
    تشکرها
    373

    تشکرشده 699 در 298 پست

    Rep Power
    61
    Array
    سلام خشم عزیز !!!

    کاشکی یه اسم دیگه انتخاب میکردی واسه خودت! میدونی چرا؟ چون احساسی که ما نسبت به خودمون داریم روی حالات و رفتارمون خیلی تأثیر میذاره !!!

    من تا حدودی درکت میکنم چون خودم بچه آخر بودم خواهر برادرهای بزرگترم خیلی کنترلم میکردن خیلی ایراد میگرفتن خیلی عصبیم میکردن تو هیچ کاری قبولم نداشتن و

    همیشه سرکوفت میخوردم. در حالیکه از هر نظر از همه موفق تر بودم و شدم . مخصوصا از 18 سالگی به بعد که پدرم فوت شد بیشتر اذیتم میکردن !!! من موندم و مادری

    که مثل مامان شما میدونست به چی حساسم و حساااابی داغونم میکرد و باز گلی به جمال مامان شما که میگه شوخی کردم ! مامان من که میگفت حقته و تقصیر

    خودته ! بیچاره گناهی نداشت افسردگی داشت. گفتم که بدونی خیلی ها تو حال و روز تو بودن. منم خشمگین میشدم ناامید میشدم ولی باور کن بازتاب اون همه خشم

    و ناآرومی من تو زندگی مشترکم با همسرم کار خودشو کرد و رفتم تاااا طلاق. همسر منم شخصیت آرومی نداشت که اینطوری شد. منم تو 24 سالگی ازدواج کردم. اما

    فهمیدم کجاها تقصیر من بوده و دارم درستش میکنم و الان زندگی خوبی دارم با همسرم.

    خداروشکر که همسرت آرومه. اگه نه زندگیتون میشد عاشورا!!!! حتما اطرافیان تو این حال شما نقش داشتن اما الان مهم اینه که از این حال و روز در بیای نه اینکه بفهمیم

    کی بیشتر مقصره. خیلی عوامل بودن ...برخورد بقیه... استرس ازدواج و کار و ارشد و .....حق داری ولی تو این شرایط هیچکس حتی بهترین مشاورها هم نمیتونن به اندازه

    تلاش خودت کمکت کنن فقط میتونن راهکار ارائه بدن.

    به نظر من در قدم اول به تمام عوامل خارجی اعم از خونواده و ارشد و کار و یه توقف اضطراری بده. یعنی اجازه نده هیچ عاملی تولید استرس کنه...اگه دوستی هست که

    رو اعصابته باهاش قطع رابطه کن ... اگه خونوادتن و نمیشه قطع رابطه کنی اگه حرفی زدن خودتو بزن به اون راه که نشنیدی یا برات اون حرف مهم نیست... سخته ولی

    مجبوری موقتا این کارو بکنی. به خودت بگو اگه من 1 سال دیرتر ارشد بخونم یا 1 سال دیرتر برم سر کار آسمون به زمین نمیچسبه !!! من خودم 18 سالگی بهترین

    دانشگاه و رشته قبول شدم مثل فرفره 8 ترمه تموم کردم بعدم بهترین ارشد الانم دارم دفاع میکنم و کماکان بیکارم دنیا رو هم نگرفتم فقط حسرت روزایی رو میخورم که

    دوستام میرفتن اردو و من خودمو واسه پایان ترم میکشتم !!! یا سر امتحانای ارشد به شوهرم میپریدم !!!

    همه عوامل استرس زا رو قطع کن. اینجوری حس میکنی سبک شدی ... دورت خلوت شده ... شاید یه ماه طول بکشه...

    اونوقت ببین از چی لذت میبری؟؟؟ مثلا من از نقاشی لذت میبرم. از شعر خوندن و خرید کردن !!! تو چی؟ همون کارا رو انجام بده....یه دوره چند ماهه به افکارت مرخصی

    بده و ارشد و کار و کی چی میگه رو بذار کنار و به خودت فکر کن و ریلکس شو اگه نه این خشمت مزمن میشه و بالاخره به زندگی مشترکت و خودت آسیب میزنه.

  2. کاربر روبرو از پست مفید گل آرا تشکرکرده است .

    reihane_b (جمعه 27 اردیبهشت 92)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 13:05 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.