سلا م حسین 40 مرسی از راهنماییت وضعمون معمولی و بابام پارسال دو دستگاه آپارتمان خریده و به خاطر مسئله ای خونه رو به اسمش زده که این جریان که شد یه وکالتنامه تهیه کردن محضری که بدون اجازه پدرم اجازه فروش و کار دیگه نداشته باشه پدرم بهش گفت تازه خونه خریدیم صبر کن گفت خودم خرجمو میدم حتی خواهر دختر گفته بود تو بیا جلو من میدم که من و مامان کلی دعواش کردیم که مجبوری مگه الانم میگه یکم داشتم و یکمم قرض کردم و با پدرم تو یه مغازه کار میکنه جدیدن هم بابام تو دخل پول نمیبینه همه رو برمیدارهداداشم اخلاقش خیلی بد در کدچکترین مسئله عصبی میشه و یا خودزنی میکنه یا شیشه میشکونه خانواده دختر هم خیلی تحت فشار گذاشتنمون واسه عقد خواستگاری بخاطر اسباب کشیمون به تبریز کش دادیم یک ماه که هر روز دختر به داداشم فشار میاورد و اونم به ما حتی نذاشت مامانم بره وسایلو از تهران بیاره رفتیم قرار مدارو گذاشتیم امتحانه بچه هارو بهونه کردیم که فامیلامون تهران هستن و صیغه کردیم اونا اصرار داشتن که عقد کنید که قبول نکردیم ما داداشم میگفت هزارتا هم سکه بگن قبول میکنم هرچی من و شوهرمو مامان و بابا براش توضیح میدادیم قبول نمیکردش و الانم 400 قبول کردن بابای دختر کوتاه نیومدش پیش مشاوره هم فرستادیمش غیر مستقیم قبول نمیکنه میگه من مطمئن هستم 2 تیر قرار عقد گذاشتیم ام همه نگرانیم بگید چیکار کنم چی بگم