به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 3 از 3 نخستنخست 123
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 23 , از مجموع 23
  1. #21
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 01 مهر 97 [ 17:26]
    تاریخ عضویت
    1391-7-30
    نوشته ها
    234
    امتیاز
    6,479
    سطح
    52
    Points: 6,479, Level: 52
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 71
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    830

    تشکرشده 901 در 185 پست

    حالت من
    Khoshhal
    Rep Power
    37
    Array
    مي دونم شيدا جان
    ولي دست خودم نيست...عاشق نشدم ولي داره زمينش پيش مي ياد
    اخه رفتارهاي اون شخص عجيبه با من...يك حركتي يك بار كرد باعث شد يك روز كامل حالم خراب شد...كه اين حركت واسه چي بوده،عمدي بوده يا غير عمدي
    اصلا يك جوريه كه من مي ترسم
    عشق اولم هم همينطوري به وجود امد ...كم كم
    حتى اگه به وجود اوند نميشه كاري كرد...عاقبت من همينه...نميتونم كاري كنم
    خداي من خداييست كه اگر سرش فرياد كشيدم به جاي اينكه با مشت به دهانم بزند،
    با انگشتان
    مهربانش نوازشم مي كند و مي گويد ميدانم جز من كسي نداري !!!

  2. #22
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 12 بهمن 04 [ 00:01]
    تاریخ عضویت
    1391-6-06
    محل سکونت
    تهــــران
    نوشته ها
    438
    امتیاز
    13,948
    سطح
    76
    Points: 13,948, Level: 76
    Level completed: 75%, Points required for next Level: 102
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,019

    تشکرشده 2,388 در 433 پست

    Rep Power
    64
    Array
    چه جوری دست خودت نیست؟یعنی اختیار ذهنت و فکرت و قلبت و...دست خودت نیست؟؟!!!
    کارهایی که همسرت بعضی وقت ها انجام میده آزار دهنده است ولی به نظر خودت اینا دلیل خوبیه برای تلخ کردن زندگی؟!
    به نظر من تو مرثیه سرایی زیاد میکنی و مرتب خاطراتو به یاد میاری وبدی هاشو بزرگ میکنی و...
    مرثیه سرایی زیاد نتیجه اش میشه بیشتر شدن مشکلاتت :

    بعضی رفتارای همسرتو میتونی با عکس العمل مناسب تعدیل کنی ولی اول باید روی خودت کار کنی و تلاشتو برای بیرون آمدن ازین حالت مفعول بودن و تبدیل شدن به حالت فاعل شدن شروع کنی
    سعی کن مرثیه سرایی نکنی و به جای اینکه تو خلوت خودت هم بگی از زندگی بدم میاد و این بده و اون بده و....از جملات مثبت شروع کن
    گذشته رو رها کن.هر کی هر کاری کرد ببخش و از ذهنت بیرونش کن

  3. 2 کاربر از پست مفید taraneh89 تشکرکرده اند .

    reihane_b (دوشنبه 30 اردیبهشت 92), rozaneh (سه شنبه 31 اردیبهشت 92)

  4. #23
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 01 مهر 97 [ 17:26]
    تاریخ عضویت
    1391-7-30
    نوشته ها
    234
    امتیاز
    6,479
    سطح
    52
    Points: 6,479, Level: 52
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 71
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    830

    تشکرشده 901 در 185 پست

    حالت من
    Khoshhal
    Rep Power
    37
    Array
    ترانه جان اين مطلبي كه گذاشتي واقعا با من منطبق بود.من اصلا ثبات احساسي ندارم و اين رو از قبل هم مي دونستم...ولي انگار دوستش دارم و نمي خوام تغييرش بدم و فكر نمي كردم قراره تو زندگيم اين قدر اثر بذاره
    ترانه من گذشته رو فراموش كردم...اصلا فراموش كردم كه چرا ساعت ها مينشستم و غصه مي خوردم
    يك خوبي كه دارم اينه كه كينه اي نيستم...ولي تا قبل عروسي همش ترس داشتم...احساس مي كردم در هر لحظه قراره يك اتفاقي بيفته...كه همه چيز خراب بشه...
    ولي الا من يك ادم خنثى هستم....پيشرفت كردم البته
    قبلنا خونه خالم حوصلم سر ميرفت ...الان دوست دارم بمونم چون انرژي مثبت ميگيرم
    بدبختي اينه كه من تو عشق عاشقي ادم سخت گيري ميستم و كسي كه مطابق ميلم بشه زود ازش خوشم مي ياد
    مسئله اينجاست كه شوهرم چيزي كه منو جذب كنه نداره
    حتما مي گين خوب چرا باش ازدواج كردي...چون گفتم خوب شرايطش خوبه ،تحصيل كردست ،مهربونه،خارج زندگي مي كنم پيش خانوادم،وكلي هم ازش تعريف شنيدم و اين كه چشم و گوشش نمي جنبه ...خوب عشق هم بعد از ازدواج به وجود مي ياد كه نيومد و اون اتفاق لعنتي كه اون وسط پيش اومد همه چي رو خراب كرد..
    اصلا مي دوني چيه...اختيار دلم هم دست خودم نيست...من قبلا شكست خوردم و فكر نمي كردم ديگه ممكنه كسي رو دوست داشته باشم...ولي الان يكي داره پيدا ميشه كه شوهرم نيست.نمي خوام بهش علاقه مند بشم ولي فكرمو درگير كرده
    خداي من خداييست كه اگر سرش فرياد كشيدم به جاي اينكه با مشت به دهانم بزند،
    با انگشتان
    مهربانش نوازشم مي كند و مي گويد ميدانم جز من كسي نداري !!!

  5. کاربر روبرو از پست مفید پرنده غريب تشکرکرده است .

    rozaneh (سه شنبه 31 اردیبهشت 92)


 
صفحه 3 از 3 نخستنخست 123

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 31
    آخرين نوشته: یکشنبه 18 مهر 95, 22:29
  2. منو زن داداشام دوستیم دوست دوست
    توسط ارشیدا در انجمن اختلاف و دعوا با خانواده همسر
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: شنبه 11 آذر 91, 11:00
  3. دوست داشتن دختری که با پسر دیگری است و می گوید مرا دوست دارد
    توسط mehdi1369 در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: شنبه 28 آبان 90, 11:29
  4. من دوست پسر دوست صمیمیم رو دوست دارم
    توسط MisS AviatoR در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: شنبه 28 اسفند 89, 12:00

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 14:30 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.