سلام.نه نرفتم.
ولی واقعا موندم. دیگه جدا درموندم که چیکار کنم.
هر چی می بینه من کوتاه میام بدتر می کنه.
مثلا امروز ظهر با اینکه واسه کارم بیرون رفته بودم ، فوری تا برگشتم ، کلی دویدو تا غذا را آماده کردم. وقتی اومده میگه این چیه دیگه چرا آبش زیاده. چرا فلانه.....(در حالیکه اینجوری هم نبود). منم هی با لبخند سر و ته قضیه را هم آوردم. اون برنج خالی خورد.
نمی دونم چیکار کنم. شما جای من بودی چیکار می کردین؟
گل آرا جون ، این که گفتی"شاید تو برخوردت بیش از حد طبیعی و بی دلیل بهش محبت کردی حتی وقتی خطا کرده ... یعنی مثل کسی که یه نقطه ضعفی داره یا چون میترسه از شوهرش خیلی محبت میکنه و در برابر هر رفتاری فقط محبت میکنه رفتار کردی که باعث شده شوهرت تقاضای بیشتری داشته باشه ! و متوجه خطاهاش نشه.
برخورد صحیح و همدلی طوریکه حس کنه یک پشتیبان تو زندگی داره خیلی فرق داره با کوتاه اومدن و چشم گفتن و محبت زیادی."
یعنی چه جوری مثلا؟ میشه بیشتر برام توضیح بدی؟ مثلا از دستش که ناراحت میشم ، چه جوری بگم بهش؟
خدایا خسته شدم دیگه:(