به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 69

Threaded View

  1. #21
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 27 خرداد 94 [ 23:42]
    تاریخ عضویت
    1392-2-16
    نوشته ها
    96
    امتیاز
    2,266
    سطح
    28
    Points: 2,266, Level: 28
    Level completed: 78%, Points required for next Level: 34
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    17

    تشکرشده 18 در 16 پست

    Rep Power
    0
    Array
    من یه هفته ست خونه مامانم نرفتم و می رم شرکت خواهرم چون نمی تونه این چن وقته بره دیروز مامانم امد اونجا تا منو ببینه امد و گفت شوهرت که زیاد دیگه خونه ما نمیاد تو هم که اینجایی گفتم اره این چند وقته اینجام و شوهمم سرش شلوغه نتونستیم بیایم حالا فردا شب میایم که بابارو هم ببینیم روز پدره مامانم گفتپس از شام بیاید
    من شب به شوهرم قضیه رو یه جور دیگه گفتم گفتم مامانم امده بود اونجا گفت که دلم براتون تنگ شده می خواسته بهت زنگ بزنه روش نشده و...بعد شوهرم گفت تو چی گفتی گفتم منم گفتم اتفاقا شوهرمم چند روز پیش می گفت بریم یروز خونه مامانت حالا فردا شب میایم گفتم مامانمم گفت از شام بیاید دیگه هیچی نگفت حالا می ترسم امشب بامبول در باره

    - - - Updated - - -

    من یه هفته ست خونه مامانم نرفتم و می رم شرکت خواهرم چون نمی تونه این چن وقته بره دیروز مامانم امد اونجا تا منو ببینه امد و گفت شوهرت که زیاد دیگه خونه ما نمیاد تو هم که اینجایی گفتم اره این چند وقته اینجام و شوهمم سرش شلوغه نتونستیم بیایم حالا فردا شب میایم که بابارو هم ببینیم روز پدره مامانم گفتپس از شام بیاید
    من شب به شوهرم قضیه رو یه جور دیگه گفتم گفتم مامانم امده بود اونجا گفت که دلم براتون تنگ شده می خواسته بهت زنگ بزنه روش نشده و...بعد شوهرم گفت تو چی گفتی گفتم منم گفتم اتفاقا شوهرمم چند روز پیش می گفت بریم یروز خونه مامانت حالا فردا شب میایم گفتم مامانمم گفت از شام بیاید دیگه هیچی نگفت حالا می ترسم امشب بامبول در باره

    - - - Updated - - -

    اصلا دارم دیونه میشم باهام خیلی بد برخورد می کنه هیچ عشق و علاقه ای تو کاراشو حرفاش نیست همش بهم غر میزنه دعوام میکنه یا از خونوادم بد می گه .مثلا چند روز پیش منو برد دکتر انقدر تو را ه بهم غر زد که از هر چی دکتر رفتن پشیمون شدم گفتم تو خودت گفتی امروز وقت بگیرم پس چرا می گی برای چی وقت گرفتی انقدر دعوام کرد سرکوفت زد که تو منو از کار انداختی انقدر ناراحت شدم فقط می خواستم برم بشینم یه جا فریاد بکشم و گریه کنم یعنی من ارزش 2 ساعت وقت گذاشتنم براش ندارم؟ولش کنی همش می خواد کار کنه و پول در بیاره.تو زندگی پول از همه چی براش مهمتره حتی از زن و خونوادش
    ویرایش توسط shahtab : پنجشنبه 02 خرداد 92 در ساعت 16:14


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 18:06 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.