ممنونم همراز عزیزم
درست میگی اون مریض بود و من رو هم داشت مریض میکرد... اما خوب من هم بی تقصیر نبودم و با دروغ آخر باعث شدم فکر کنه شکهایی که همیشه داشته واقعی بوده...
این تنها چیزی هست که اذیتم میکنه که بعد از یه عمر پاک زندگی کردن همچین تهمتهایی بهم بچسبه ... حتی به برادرهام هم گفت چیزایی که فکر میکرد...
اما خوب به قول دوستان عزیز همدردی چیزی که مهمه آینده من هست و هر چی بوده تموم شده...
دعا میکنم خدا خودش حمایت کنه از پاکی من ...![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)