سلام عزیزان
من بی صبرانه منتظر راهکار های شما هستم.
با دوستام که صحبت می کنم می گن نمی تونم کاری کنم و بهش بگم نمی تونم بهت اعتماد کنم و خودت راهی برای اعتماد کردنم پیدا کن. می گن نمی شه یه عمر با بی اعتمادی و شک زندگی کرد و بیخیال طرف مقابل بود.
خانواده ی منم کاملا سپردن دست خودم تصمیم گیری کردن رو.
اما دوستام کم تجربه هستند. انقدر دلم گرفته و می خوام گریه کنم که حد نداره. هیچ احساس دلتنگی هم به همسرم احساس نمی کنم. گیج شدم.می ترسم عجولانه تصمیم بگیرم و زندگیم سر هیچی بهم بخوره. راهنماییم کنید چه کاری درسته؟بگم می مونم در چه حالتی و یا اصلا بگم نمی مونم؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)