به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 44

موضوع: خیلی دودلم

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 31 تیر 92 [ 18:54]
    تاریخ عضویت
    1391-12-09
    نوشته ها
    160
    امتیاز
    1,385
    سطح
    20
    Points: 1,385, Level: 20
    Level completed: 85%, Points required for next Level: 15
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registeredTagger First Class1000 Experience Points
    تشکرها
    214

    تشکرشده 192 در 82 پست

    Rep Power
    30
    Array
    بچه ها اجازه بدید اول در مورد این قضیه تیپ شهرستانی توضیح بدم تا خدایی نکرده به کسی برنخوره... من چون خیلی نامزدمو دوست دارم و مرد عزیزی هست برام هرجا میرفتم به همه میگفتم که خیلی خوشتیپ و خیلی خوشگله و اصلا لنگه نداره. تمام دو و بریهای من خیال میکردند من دارم با داداش بردپیت ازدواج میکنم. بعد دیدنش و خب خورد تو ذوقشون و کلی ازش ایراد گرفتند!
    بعد هم من الان میبینم خیلی امید و آرزو دارم. حالا شاید این اتفاقایی که میخوایم نیفته تو زندگیم ولی دوست دارم خودمو بسازم دوست دارم پیشرفت کنم. از یه طرف نگرانی از این دارم که دیگه نتونم کسی رو دوست داشته باشم و تنها بمونم. از طرف دیگه من از علاقه خودم به نامزدم مطمئنم ولی حسم میگه اون علاقه که لازمه اون هم به من داشته باشه وجود نداره. اون فقط منو دوست داره و تازه با شرط و شروط
    من الان خیلی شیفتگی ندارم بهش وقتی کنارشم آرامش دارم اگه نبینمش دلم براش تنگ میشه دوستشم دارم ولی ایراداشم دارم میبینم. مثلا این که خسیسه. البته اوضاع مالیشم زیاد خوب نیست ولی خب چند بار امتحانش کردم و اگه قرار باشه دستش تو جیبش بره برای چیزای کوچیک و جزئی با حساب و کتابه.
    الان نامزدم نسبت به یه پسر هم سن و سال خودم یه برتری هایی داره و یه کاستی هایی. برتریهاش اینه که پخته ست و با تجربه ست. و محبتش گرمتره و به یه جایگاه ثابتی رسیده تو زندگیش و داره همونو ارتقا میده. عوضش بی حوصله ست. اسم محبت های منو گذاشته لوس بازی... پایه ثابت تفریح و مهمونی من نیست. چون وقت و انرژیشو نداره. دوستانش همه با دوستان من فرق دارند. در ضمن به لباس پوشیدن منم داره گیر میده که از این کارش متنفرم.
    هنوز نمیدونم و به قول شما تا مبعث چیزی نمونده و نمیدونم چرا همه چی اینقدر سریع داره اتقاق میفته... شاید از تغییر میترسم. نمیدونم ممکنه باهاش خوشبخت بشم چون همین دوست داشتنش منو از خوشی لبریز میکنه ولی میترسم یواش یواش محبتش کمرنگ بشه. چون همین الانشم خیلی دلم بیشتر میخوادش و اون کم برام وقت میذاره
    به خدا هنوزم عاشقانه دوستش دارم. ولی میترسم مناسب نباشیم برای هم. و میترسم وجود من توی زندگیش به جای خوشبختی براش دردسر بشه. و میترسم دوباره کاری کنم که از دست وابستگیهام مریض بشه. شاید اون باید با یه زن پخته تر از من ازدواج کنه. زنی که دستش هم تو جیب خودش باشه و کمک خرج زندگیش بشه براش. نه یه دحتر لوس و وابسته و پر توقع مثل من!

  2. کاربر روبرو از پست مفید sara.s تشکرکرده است .

    barani (چهارشنبه 08 خرداد 92)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 06:54 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.