چه طوماری :)
خیلی ممنون که کار مردها رو توضیح دادی.این پرخاش عواقب انفعال گذشتست و بهتونم گفتم قبلا.
بگذریم.من کاری به درگیری تو و خانومت ندارم.حرف من بچته.
خیر.بچه ندارم.اما بچه که بودم.دارم میگم من تو شرایط آرمین بودم.چندتا اثر نامطلوب از اون اتفاقا برات میگم:نمیتونم بچه ام رو نبینم چرا درک نمیکنید. زن من پشت مادرشون پنهان شدن حتی موبایلشون رو خاموش کردن.
نمیتونم بچه ام رو چند روز نبینم نمیتونم نمیتونم شما بچه دارین ؟ من نمیتونم
_احساس ناامنی شدید داشتم.خاطراتش تا سالها آزارم میداد.
_از اینکه اقوام از دعوای پدر و مادرم باخبرن احساس خجالت میکردم.اصلا برام مهم نبود کدوم مقصرن.
اگه دور و بر بچتون بچه های دیگه مثلا چند سال بزرگتر باشه دیگه بدتر...اصلا از اینکه همه میگفتن پدر و مادرم با هم دعوا دارن بدم میومد.
زمان زیادی برد که از این بابت خودمو از خونوادم جدا کردم.
چرا نمیتونی بچتو چند روز نبینی؟بچتو نبینی بده اما بچت اذیت میشه اشکال نداره.
بگو نمیخوام جلوی زنم و خونوادش کم بیارم و خلااااص.چرا آسمون ریسمون میبافی...
یه کم کنار زاینده رود بشین...به من که آرامش میده...بذار یه کم آروم بشی بعد دوباره برام بیانیه بنویس :)
به زنت هم فعلا زنگ نزن.مثلا جوابتو بده چی میشه؟دوباره دعوا میشه..این خاموش بودن گوشیش توفیق اجباریه که خودتو آروم کنی.
نذار هم همه اقوام و خونوادت دخالت کنن.هرکی یه چی بگه و تو داغ کنی...فقط با یه نفر که بهش اعتماد داری و داناس مشورت کن،به بقیه هم بگو مرسی به فکرمین.اما اجازه دخالت نده.
لطفاً برای نوشتم جوابی ننویس و تمرکزتو بذار رو بکار بردن راهنمایی فرشته مهربان.
موفق باشی








علاقه مندی ها (Bookmarks)