سارا جان ببخشید اگه این حرفو می زنم ولی من واقعاً برام سواله که چرا پدر و مادر شما اینقد در مورد ازدواجت دارن سطحی رفتار می کنن مخصوصاً که یه دختر هم بیشتر ندارن و مخصوصاً تر که دخترشون توی سنیه که تو اوج احساساته!!! وقتی توی تاپیک قبلیت در مورد عکس العمل مامانت بعد از شنیدن این موضوع، گفتی من وااااقعاً تعجب کرده بودم!!! حالا حتی اگه ایشون تخصص روانشناسیشون مربوط به کودکان استثنایی باشه ولی بالأخره یه سری از اصول روانشناسی رو که می دونن. اصلاً همه ی اینا به کنار اما خیلی از دوستان اینجا که حتی تخصصی در زمینه ی روانشناسی ندارن چقققدر زیبا و موشکافانه قضیه رو برات باز کردن.
عذر میخوام اگه اینقدر رک گفتم... قصدم توهین نبود خدانکرده.
بگذریم...
در هر صورت حتماً حتماً تاریخ عقدتون رو عقب بندازین. من هم مثل همه ی دوستان فرجام خوشی رو برای این ازدواج نمی بینم!
چشماتو باز کن عزیزم و به این هشدارهایی که خدا داره بهت میده توجه کن و بی اهمیت نگذر.
سعی نکن با عشق و علاقه روی این واقعیت هایی رو که الآن داری می بینی، سرپوش بذاری چون عقلت داره یه کم نیشکونت می گیره ... بهش توجه کن!








علاقه مندی ها (Bookmarks)