به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 12

Threaded View

  1. #3
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 15 اردیبهشت 94 [ 12:25]
    تاریخ عضویت
    1392-3-12
    نوشته ها
    7
    امتیاز
    1,506
    سطح
    22
    Points: 1,506, Level: 22
    Level completed: 6%, Points required for next Level: 94
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    11

    تشکرشده 4 در 3 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط nosh nosh نمایش پست ها
    عزیزم تو خونه چه جوری حرف میزنی ؟؟چی میپوشی ؟؟؟ چه جوری برخورد میکنی ؟ازش درخواستی داری چه جوری و تو چه موقعیتی بیان میکنی ؟؟مردا اکثر دوست دارن حس مالکیت و نسبت به زنشون داشته باشن در کنار خانواده ها با همسرتون چه چه جوری برخورد میکنید ؟؟؟چرا خونه مادرت باهم نمیرید؟؟
    در حالت عادي حرف زدنم خوبه. هميشه با جانم با عزيزم با آقا صداش ميكنم. (وسط دعوا هم كه نقل و نبات پخش نميكنن) لباس پوشيدنم خوبه. اوايل ازدواجمون آرايش ميكردم ميزد توذوقم. مينشست نگام ميكرد و انگار خوشش نياد. ولي وقتي براي بيرون رفتن آرايش ميكردم ميگفت واسه ما كه از اين كارا نميكني. ديگه منم هيچ جا آرايش نميكنم. هيچ وقت هم ازم نخواسته كه اين كارو بكنم. حتي گاها پيش مياد بعضيا كه آرايش كرده هستن تو خيابون و ... ميبنه خوشش نمياد. هميشه تو ذوق ميزنه. هر كاري بكنم ايراد ميگيره. اصلا انگار ثبات نداره. اوايل اگه درخواستي داشتم مستقيم و رك بهش ميگفتم. بعضي وقتا براش مينوشتم ميذاشتم رو آينه. خيلي وقتا غير مستقيم بهش يه چيزي ميگفتم. ولي متاسفانه ديگه چيزي نميگفتم. چون ميبينم هيچ جوري فايده نداره. يه بار، دوبار، سه بار ...

    پس اونايي كه خودشون همه چي رو ميبينن و ياد ميگيرن و درك ميكنن كي هستن؟ چرا بعضيا خودشون ميرن دنبال يادگيري؟ چرا همسر من با گفتن من هم كاري نميكنه؟

    جلوي خانواده ها هيچ وقت بهش بي احترامي نكردم. هيچ وقت بدشو نگفتم. حتي زمان هايي كه دعوا كرديم و مامانم اينا فهميدن بهشون گفتم تقصير من بوده، من ناراحتش كردم، من عصباني شدم و ... اما متاسفانه خودش براي خودش حد و حدود قائل نيست. هر چيزيو جلوي هر كس ميگه. وقتي دعوامون شده بهم ميگه برو. اگه رفتي ديگه برنگرد. چندين بار منو برده گذاشته جلوي خونه مامانم اينا و گفته برو ولي من نرفتم همون جا موندم و برگشتم. نخواستم جلوي خانوادم سبك بشه ولي اون ....

    با هم ميريم خونه مامانم. ولي وقتي كه اون ميخواد بعد از سركارش بره فوتبال و دير بياد خونه چه اشكالي داره من تنها نباشم؟ اونم بعد از اين همه تنهايي؟ پس چرا خواهر من هفته اي كه 7 روزه 8 روزشو ميومد خونه ما و شوهرش نميذاشت آب تو دل خواهرم تكون بخوره. هر وقت حوصلش سر ميرفت ميوردش خونه ما تا حس تنهايي بهش دست نده. چرا خواهر اون همين طوره؟ چرا جاري من همين طوره؟ چرا همه زنا همينطورن؟ همكارام؟ دوستام و .... فقط شوهر من بايد به اين چيزا گير بده و منو از همه چي (از عزيزترين كسام) محروم كنه؟

    بهش ميگفتم اگه عزيزامو ازم بگيري عزيزي خودتو ميگيري ولي براش مهم نيست. كاري به احساس من نداره. حرف، حرف خودش بايد باشه.
    ویرایش توسط خزان زندگي : یکشنبه 12 خرداد 92 در ساعت 09:59

  2. کاربر روبرو از پست مفید خزان زندگي تشکرکرده است .

    asemani (یکشنبه 12 خرداد 92)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 17:03 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.