اسماء جان سادگي و بي آزاريت رو خيلي دوست دارم .ولي خيلي دلم برات مي سوزه كه گاهي بدجوري رودست مي خوري و مي خوره توي ذوقت . روزهايي كه يه ضربه مثل يه پتك بهت وارد شده و سر نازنينت تبديل به پاندول ميشه بيشتر دلم به حالت مي سوزه .اما بازم خوش به حالت كه خدا هميشه باهات ياره مواظب باش كه فراموش نشي .اگه بهت بر نمي خوره مي خوام يه كم نصيحتت بكنم سعي كن دنيا رو از بالا ببين چون اينجوري اگر چه همه چيز كوچيكتر مي شه ولي وسعت ديدت مي ره بالا .چرا اينقدر عجولي؟چرا اينقدر تو تصميم گيري قاطي پاطي مي شي چرا اينقدر اضطراب داري؟تو كه اينقدر خدا رو احساس ميكني كنارت چرا بايد ترس داشته باشي . آرزو دارم كه هميشه شاد باشي و پويا زندگي كني .







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)