اول اینکه ایشون جدا شده و میتونه ازدواج هم بکنه و شما هم نباید روانی بشی ! یکم منطقی باش! تا وقتی این احساسات شدید رو نتونی کنترل کنی نمیتونی درست فکرکنی.
من بر خلاف دوستان نمیگم برو دنبالش! الان با این وضعیت روحی و احساسی بری دنبالش، حتما پدرت مخالفه و چه بسا بدتر از حرف های سابق رو به خانومت بزنه و شما در جریان نباشی و اوضاع چنان به هم ریخته بشه که دیگه هچوقت نتونی درستش کنی. یک بار با احساس رفتی جلو و منجر به طلاق شد. اگه میخوای به دستش بیاری احساسات رو بذار کنارو تصمیم عاقلانه بگیر.
دوست داره مستقل بشی، میتونی؟ میتونی جدا از پدرت استقلال مالی داشته باشی؟ میتونی یه خونه مستقل و یه کار مستقل جور کنی؟ چرا باید چند تا خونواده رو راضی کنی؟
خونواده شما خودت بودی و همسرت که از هم پاشیده شد یا پاشوندنش...الان که میخوای دوباره اون خونواده رو تشکیل بدی باز هم بقیه باید رخصت بدن؟
شما که یه نوجوون 16 ساله نیستی که بخوای به اذن پدرت بری خواستگاری.
من نمیگم بی احترامی کن، احترام همه رو حفظ کن اما اینکه خودت برای سرنوشتت تصمیم بگیری که اسمش بی احترامی نیست.








علاقه مندی ها (Bookmarks)