سلام به مسافر زمان.
بابت دو تا جمله ای که گفتی اولین جمله خطاب به کس دیگه ای بود.دومیش هم به نظرم یه جورایی واقعیته.
نسبت به قسمت دوم حرفهات اره هر کسی از عشق تعریف خاص خودش رو داره.شاید من بیشتر از هر کس دیگه ای اینده ی اون فرد برام مهم باشه و همیشه ارزوی خوشبختیش رو دارم.( یه عمره با خودم میگم خدارو شکر خوشبخته خدارو شکر خوشبختی چقدر این گفتنش سخته) اره گفتن این جمله از همه ی دردهای دنیا دردناکتره.
من نه خواستم کار احمقانه ای بکنم نه از زندگی کردن افتادم.فقط خواستم در جمع دوستانی که من رو نمیشناسند و قرار نیست راز من رو فاش کنند به عشقم اعتراف کنم و ازشون کمک بخوام تا اینجا هم خیلی از دوستان کمک کردند و من تونستم از راهنماییهاشون استفاده کنم.من دلبری غیرعاقلانه نکردم همیشه خیلی عادی با این اقا برخورد کردم چند بار هم تاکید کردم که کسی از اعضای خانواده و دوستانم از این عشق خبر ندارند.فقط یکی از دوستانم در جریان هست که اونم توی یه شهر دیگه زندگی میکنه.فراموشش نمیکنم .اره فراموشش نمیکنم چون که اون بهترین فردی بود که تو عمرم دیدمش تا جایی که میتونم با یادش زندگی میکنم ولی شاید هیچوقت دیگه کسی از این احساس مطلع نشه.
شاید نتونم سالها به کسی دلبسته بشم یا اصلا ازدواج کنم.چون بعید میدونم فردی بهتر از این اقا پیدا بشه.
از همه ی دوستانم ممنونم از شما هم مسافر زمان جان ممنونم باور کنید ادم بی منطقی نیستم و کاری نخواهم کرد که بابتش یه عمر عذاب بکشم.








علاقه مندی ها (Bookmarks)