ساحل عزيز يه كم بشين بيشتر فكر كن به نظرت اينا مشكله برو خدارو شكر كن تنت سالمه در مورد مادرت هم واقعاً منتظرى اون تماس بگيره يكم زيادى نيست وقتى تو براى مادرت غرور دارى اون كه ديگه مادر و بيشتر از فرزندش توقع داره خوب خودت باهاش تماس بگير هرچى باشه مادرت اون بيشتر از تو توقع داره و احترامشم كه واجبه تو بايد دلشو بدست بيارى اون الان منتظر كه ببينه ثمره يه عمرش براش ارزش قائله كه غرورشو كنار بذاره و دل مامانشو بدست بياره هر چقدر هم كه فكر ميكنى مقصر نيستى ولى بايد بدونى احترام هميشه از فرزند بايد باشه تو خودت هم يه روز مادر ميشى و مامانتو ميفهمى اگه يكم بيشتر فكر كنى ميفهمى كه اگه آدم با خونواده خودش نتونه رفتو آمد كنه (بالأخص پدر مادر) ميتونه كسى بهتر از اونا هم پيدا كنه، من كه فكر نميكنم تاپيك قبليتو خوندم واقعاً مشكل حادى نيست كه بخواى از زندگيت خسته بشى در مورد شوهرت هم كه ميگى حرفتو نميفهمه، اول رو خودت و نقطه ضعفهات كار كن تا بتونى با ديد بازترى مشكلاتتو با همسرت حل كنى .موفق باشى








علاقه مندی ها (Bookmarks)