با سلام
پیشنهاد می دهم به مشورت اعضاء همدردی 2 فهرست تهیه شود.
1 - فهرست خصوصیات و پارمترهایی که معمولا قبلا از ازدواج منجر به دوستی و علاقه یک دختر و پسر به جنس مخالف می شود؟
2 - فهرستی از خصوصیات و پارمترهایی که پس از ادواج منجر می شود که یک فردی همسرش را دوست داشته و به او عشق بورزد؟
اگر این دو فهرست را با هم مقایسه کنید می توانید عمق، پایایی ، ثبات و اثربخشی این خصوصیاتی که در دو فهرست هست را بهتر با هم مقایسه کنید و نتیجه بگیرید.
معمولا علاقه با ثبات و با دوام نتیجه عملکرد و رفتار مستمر همسر هست.
اما شیفتگی و هیجان های قبل از ازدواج غالبا اثر تاثیر هورمونهای جنسی به همراه ذهن خوانی ها، فیگورهای کلامی و حسی و جسمی، زیبایی های ظاهری و حرکتی، یا ادعاها فرد مقابل هست. که با تخیل مستمر آبیاری می شود و غولی از علاقمندی بدون عملکرد و پشتوانه واقعی را وارد زندگی فرد می کند.
به دیگر سخن:
مانند اینست کسی که عاشق یک نامزد ریاست جمهوری به خاطر قیافه ، ادعاها و حرفها و برنامه اش می شود. و کسی که پس از فعالیت های ریاست جمهوری فردی ، علاقمند به می شود.
البته بنده برای ساده سازی این دو را اینقدر پررنگ کردم. استثناء همیشه در علوم انسانی هست. و در تحقیقات درصدهایی را نیز به اینگونه مسائل اختصاص می دهند اما آنچه که باید روی آن انرژی گذاشت، شناخت منطقی و تحریف نشده از طرف مقابل هست که پس از آن بر اساس آن بتوان علاقمندی را رشد داد.
یعنی ما هنگام ازدواج بذر علاقه را باید داشته باشیم، و پس از ازدواج به کمک همدیگر رشدش دهیم.
این تصور اشتباه هست که هنگام ازدواج درخت علاقه را وارد زندگی کنیم و بهره ببریم.
خلاصه:
باید با بررسی، تحقیق و گفتمان اساسی ، که با طرف مقابل داریم، بذر علاقه در دلمان بنشیند در غیر اینصورت ما اصرار نداریم با کسی که به هیچ وجه پس از شناخت دقیق و همه جانبه ، علاقه ندارید، ازدواج کنید.
اما اینکه با علاقه همه چیز پس از زندگی حل می شود هم درست نیست، هزاران نمونه در همین تالار هست که می توانید وقت بگذارید و مطالعه فرمایید










علاقه مندی ها (Bookmarks)