به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 5 از 8 نخستنخست 12345678 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 80
  1. #41
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 13 مرداد 92 [ 14:09]
    تاریخ عضویت
    1392-1-17
    نوشته ها
    69
    امتیاز
    792
    سطح
    14
    Points: 792, Level: 14
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 8
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    2

    تشکرشده 30 در 23 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام عمو ميلاد ممنو ن كه به تاپيك منم سر زدي اوضا و احوال شما هم دست كمي از من نداره با نظرات دوستمون بي وفا موافقم اما به نظر من صبر و تحمل بهترين كاريه كه ميشه كرد. حتما حتما منو از نتيجه دادگاه عدم تمكينتون با خبر كنيد مطمئنا تجربه اين جلسه به درد منم ميخوره. اما اينو آويزه گوشت كن تو اين زمونه نبايد خوب باشي بايد اتش بود و سوزاند و الا نابودت ميكنن. من و شما از كي خورديم؟ از شريك زندگيمون............ باور كن كاراي اونا خودش نوعي خيانته. خيانت فقط اين نيست كه با ديگري باشي اينو قبول كن. تو زندگي ما پرده هاي عفاف دريده شده. يعني اگه مجدد بريم زير يه سقف زندگيمون حكم چيني بند زده رو داره. نظر شما چيه؟

  2. #42
    ((( مشاور خانواده )))

    آخرین بازدید
    شنبه 06 تیر 05 [ 09:52]
    تاریخ عضویت
    1386-6-25
    نوشته ها
    9,627
    امتیاز
    325,293
    سطح
    100
    Points: 325,293, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.4%
    دستاوردها:
    VeteranCreated Blog entryTagger First ClassSocial50000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    7
    تشکرها
    23,885

    تشکرشده 37,361 در 7,159 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط farassoo نمایش پست ها
    اما اينو آويزه گوشت كن تو اين زمونه نبايد خوب باشي بايد اتش بود و سوزاند و الا نابودت ميكنن. من و شما از كي خورديم؟ از شريك زندگيمون............
    با سلام
    این چه کمکی هست....
    اگر این نظر شما درست باشد، خب همسر این آقا هم داره همین کار را می کنه....!!!!! یعنی آتیش هست و داره می سوزاند، اینطوری به نظر می رسه بیشتر نظر همسر ایشون را تصدیق می کنید. (لطفا دقت کنید تا احساساتت منجر نشود کار اشتباهی را پیشنهاد بدهیم.)

    البته موضوع دیگری هم هست.
    اگر همین آقا قبل از ازدواج اینجا مسائل خودش و این خانم را می گفت صد در صد می گفتیم چنین ازدواجی نکن
    دو خانواده از نظر مذهبی متفاوت....
    و از طرفی تعلق و محبت قبل از عقد، منجر به شناخت تحریف شده می شود.
    نقل قول نوشته اصلی توسط milad08 نمایش پست ها
    ببنید من از قبل هم همونطوری که گفتم این رفتارها رو تو خانومم می دیم البته خیلی خفیف ترش،ولی متاسفانه همیشه سعی میکردم خودمو گول بزنم که مثلا اگه ما بریم سر خونه و زندگی خودمون دیگه این مشکلات برطرف میشه و این رفتارهاش فقط به خاطر دخالت خانوادشه




    حداقل در یک بخش این آقا و خانم هر دو مقصرند.... و آن اینکه هر دو انتخاب اشتباهی داشته اند.


    پس نباید در خانواده سیاه و سفید کرد....
    البته ما اینجا قصد بحث در مورد مسائل تاریخ گذشته نداریم. اما چون خیلی از افراد جوان و در آستانه ازدواج که از قضا عاشق پیشه هستند ممکنه چنین تاپیکی را ببینند ما ناچاریم به نقش قبل از ازدواج این دو بزرگوار هم اشاره کنیم.

    غلام همت آنم که زیر چرخ کبـــود
    زهرچه رنگ تعلق پذیرد آزاد است

    http://www.hamdardi.com
    دسترسی سریع به همدردی و مدیر همدردی با عضویت در کانال همدردی در ایتا

  3. 10 کاربر از پست مفید مدیرهمدردی تشکرکرده اند .

    Aram_577 (سه شنبه 21 خرداد 92), del (سه شنبه 21 خرداد 92), mohammad6599 (یکشنبه 06 مرداد 92), reihane_b (سه شنبه 21 خرداد 92), فرشته مهربان (دوشنبه 07 مرداد 92), گیسو313 (سه شنبه 21 خرداد 92), گل آرا (سه شنبه 21 خرداد 92), بهار.زندگی (چهارشنبه 22 خرداد 92), بالهای صداقت (سه شنبه 21 خرداد 92), راحیل خانوم (شنبه 25 خرداد 92)

  4. #43
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 03 مرداد 94 [ 21:52]
    تاریخ عضویت
    1392-3-11
    نوشته ها
    61
    امتیاز
    2,033
    سطح
    27
    Points: 2,033, Level: 27
    Level completed: 22%, Points required for next Level: 117
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    53

    تشکرشده 93 در 34 پست

    Rep Power
    0
    Array
    خیلی ممنونم از بالهای صداقت عزیز،مدیر همدردی و دیگر عزیزان که واقعا دلسوزانه کمکم می کنند
    قبل از اینکه جوابی در خصوص پست هاتون بدم،دیروز اتفاقی خیلی بدی برام افتاد که میتونه روی جوابم تاثیر بگذاره

    توی دادگاه مهریه بعد از اینکه رای صادره از طرف رئیس دادگاه به مذاق خانومم خوش نیامد، اومد بیرون توی سالن دادگاه به من گفت نه توی این دنیا خیر میبینی نه توی اون دنیا ، قرآن توی کمرت میزنه ( برام خیلی جالب بود،انگار یادش رفته چه بدی هایی به من کرده و قسم دروغ روی قرآن خورده و اینکه توی دادگاه من هر حرفی میزدم به من میگفت دست بزار روی قرآن،با اینکه خدا شاهده من اصلا دروغ نگفتم و حتی وقتی قاضی از حقوقم پرسید من راستشو بهش گفتم بدون اینکه یه هزار تومنی کمتر بگم ) ، منم بهم فشار اومده بود گفتم اون دنیارو کاری ندارم ولی تو این دنیا نمی گذارم روز خوشی داشته باشی؛ که ناگهان خانومم جلوی چشم همه زد تو گوش من ( خلاصه از قانون براتون بگم که به خاطر کار خانومم ، به جرم اخلال در نظم دادگاه 5 روز زندانی برا جفتمون بریدن )؛ نهایتا 2 نفر از حاضرین که اونجا بودن شهادت دادن که همسرم منو مورد ضرب شتم قرار داده؛ توی کلانتری با اینکه بهش گفته بودن اگه بخواد آزاد بشه باید رضایت منو بگیره،باز هم داشت برای من شاخ و شونه میکشید که فلان میکنم و زندان میندازمت و از اون طرف باز هم خواهرش اومد و هرچی از دهنش بیرون اومد بهم گفت؛ این سری هم فقط نگاهش کردم و حتی یک کلمه هم جوابشو ندادم ( با اینکه سری پیش گفتم برام عقده شده بود که چرا جوابشو ندادم، اما این سری خیلی از خودم راضیم که جواب خواهرشو ندادم )،کلا انگار توهم دارن به من می گفت که آره فلان کار و کردی به همان کارو کردی اما خدا شاهده من حتی یک کلمه از اون حرفایی که زد رو هم نگفتم و حتی یکدونه از کاریی رو که گفته بود رو هم نکردم.نمیدونم اما بعضی وقتها فکر می کنم اینا با دشمن فرضیی در کالبد میلاد دارن می جنگن؛انگار که از این کار لذت میبرن و هرچی من جوابشونو نمیدهم کینه ای تر میشن. آیا امکانش هست که این نظر من درست باشه ؟
    خلاصه اینو بگم که من به خاطر مشغله کاری که دارم و نمیتونم هر روز برای دادگاه وقت بگذارم ، نهایتا مشروط به اقرار خانومم رضایت دادم،ولی دریغ از یک معذرت خواهی و تا آخرین لحظه هم جوری رفتار می کرد که انگار اون کوتاه اومده و اون رضایت داده و خانوادش جلوی در کلانتری به من بدوبیراه می گفتن.

    قبل از اینکه برم دادگاه به خاطر اینکه از رفتار خانومم شوکه نشم به خودم گفتم ازش توقع خوبی نداشته باش و بجاش ازش توقع هر بدیی که فکر نمیکنی داشته باش ( که همونم شد )
    فکر کنم منی که از اسم دادگاه میترسیدم،حالا دیگه برام عادی شده ( خودم از خودم تعجب کردم که چقدر آروم بودم )

  5. 6 کاربر از پست مفید milad08 تشکرکرده اند .

    mohammad6599 (یکشنبه 06 مرداد 92), mylife (سه شنبه 21 خرداد 92), بهار.زندگی (چهارشنبه 22 خرداد 92), بالهای صداقت (سه شنبه 21 خرداد 92), جوانه؟؟؟ (سه شنبه 21 خرداد 92), راحیل خانوم (شنبه 25 خرداد 92)

  6. #44
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array
    میلاد گرامی


    نباید هیچ انتظاری از اونها داشته باشی . و نخواه که تحلیل کنی . فقط
    واقعیت را ببین ، باور کن و برای زندگیت

    بررسی کن
    و هیچ انتظاری برای تغییرنداشته باش و همینجوری که هست در نظر بگیر و بسنج که ادامه زندگی برات

    بهتر هست یا خیر و بهترین تصمیم را بگیر .
    مهم این است که هرتصمیمی می گیری با اطمینان باشد و تمام جوانبش

    را سنجیده باش و پذیرفته باشی .
    آدمها با رفتارهای متفاوت هستند و اینکه این رفتارها دور از انتظار شماست یعنی

    اینکه تا حالا مواجه نبوده ای با اینگونه رفتارها . اما حالا ببین و باورکن که هست . با نظر به روحیات و خلقیات و آداب و

    اعتقادات خودت از او یا هرکس دیگری انتظار نداشته باش .
    منطق شما از هم فاصله دارد و با هم بسیار متفاوت

    است و همچنین روحیات و شخصیت و ......
    اینها از قبل هم بووده . که متأسفانه شما توجه نکردی . بخاطر شدت

    احساساتناشی از رابطه ای که داشتید . همین وضعیت شما یکی از دلایل عینی منع روابط دختر و پسر هست که

    بخاطر احساسات به تحریف شناختی منجرمیشود و اگر ازدواجی هم صورت گیرد غالباً به طلاق می کشد .




    ویرایش توسط فرشته مهربان : سه شنبه 21 خرداد 92 در ساعت 17:17

  7. 6 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    del (پنجشنبه 23 خرداد 92), mohammad6599 (یکشنبه 06 مرداد 92), گل آرا (پنجشنبه 23 خرداد 92), بهار.زندگی (چهارشنبه 22 خرداد 92), بالهای صداقت (سه شنبه 21 خرداد 92), راحیل خانوم (شنبه 25 خرداد 92)

  8. #45
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    جمعه 30 خرداد 04 [ 16:15]
    تاریخ عضویت
    1388-7-01
    محل سکونت
    همین حوالی
    نوشته ها
    2,584
    امتیاز
    67,964
    سطح
    100
    Points: 67,964, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 97.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialRecommendation Second ClassTagger First Class50000 Experience Points
    تشکرها
    13,216

    تشکرشده 14,131 در 2,566 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    308
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط milad08 نمایش پست ها
    فقط نگاهش کردم و حتی یک کلمه هم جوابشو ندادم ( با اینکه سری پیش گفتم برام عقده شده بود که چرا جوابشو ندادم، اما این سری خیلی از خودم راضیم که جواب خواهرشو ندادم )


    قبل از اینکه برم دادگاه به خاطر اینکه از رفتار خانومم شوکه نشم به خودم گفتم ازش توقع خوبی نداشته باش و بجاش ازش توقع هر بدیی که فکر نمیکنی داشته باش ( که همونم شد )
    فکر کنم منی که از اسم دادگاه میترسیدم،حالا دیگه برام عادی شده ( خودم از خودم تعجب کردم که چقدر آروم بودم )

    اینکه از خودت راضی هستی
    اینکه با خودت قرار گذاشتی که توقع نداشته باشی
    اینکه آرام بودی
    همه و همه یعنی اینکه شما می توانی تصمیم درست را بگیری
    مطمئن باش وقتی با قلبی آرام و سرشار از رضایت عاقلانه تصمیم بگیریم
    بعدها از تصمیمان خرسند و خشنود خواهیم بود
    و روز به روز بر ارامشمان و رضایت قلبیمان، نیز افزوده خواهد شد

    ماه شعبان هست
    با خودت خلوت کن
    پست قبلی ام را بخوان و پاسخ بده
    و در نهایت به خدا توکل کن تا هرآنچه خیر هست و رضایت خدا در آن هست، برایت پیش بیاید

  9. 7 کاربر از پست مفید بالهای صداقت تشکرکرده اند .

    del (پنجشنبه 23 خرداد 92), milad08 (شنبه 25 خرداد 92), mohammad6599 (یکشنبه 06 مرداد 92), mylife (سه شنبه 21 خرداد 92), گل آرا (پنجشنبه 23 خرداد 92), بهار.زندگی (چهارشنبه 22 خرداد 92), راحیل خانوم (شنبه 25 خرداد 92)

  10. #46
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 13 مرداد 92 [ 14:09]
    تاریخ عضویت
    1392-1-17
    نوشته ها
    69
    امتیاز
    792
    سطح
    14
    Points: 792, Level: 14
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 8
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    2

    تشکرشده 30 در 23 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام آقاي ميلاد امكانش هست در مورد جلسه مهريه يه مقداري توضيح بدي؟ ميتونم بپرسم راي دادگاه چي بود؟ اصلا راي را همون موقع ابلاغ ميكنن؟

  11. #47
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 24 شهریور 92 [ 22:14]
    تاریخ عضویت
    1392-2-06
    نوشته ها
    122
    امتیاز
    575
    سطح
    11
    Points: 575, Level: 11
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 25
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    63

    تشکرشده 164 در 76 پست

    Rep Power
    26
    Array
    آفرين آقا ميلاد خوب كردى آرامش خودتو حفظ كردى واقاً أحسن داره اينجورى كه جوابشونو نميدى بيشتر كلافه ميشن چون ميخوان شمارو تحريك كنند كه رفتار اشتباهى ازتون سر بزنه كه به نفعشون تموم بشه.انشأاله موفق باشى

  12. #48
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 19 تیر 94 [ 19:52]
    تاریخ عضویت
    1390-7-30
    نوشته ها
    1,886
    امتیاز
    17,095
    سطح
    83
    Points: 17,095, Level: 83
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 255
    Overall activity: 61.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocial1000 Experience Points10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    9,194

    تشکرشده 9,665 در 1,930 پست

    Rep Power
    214
    Array
    سلام دوست عزیز

    یه عشق و آرامشی هست تو نوشته های شما که اگه تقویت بشه خیلی ارزشمنده.

    بعضی وقتها فکر می کنم اینا با دشمن فرضیی در کالبد میلاد دارن می جنگن؛انگار که از این کار لذت میبرن و هرچی من جوابشونو نمیدهم کینه ای تر میشن. آیا امکانش هست که این نظر من درست باشه ؟
    بالهای صداقت بهت گفت چرایی اتفاق رو بذار کنار اما میبینم هنوز درگیرشی.البته حق داری شاید ما هم بودیم همینکارو میکردیم.اما چون چند جای تاپیکت دیدم نوشتی چرا یهو اینطوری شد خواستم یاداوری کنم هیچی یهویی و یه دفعه ای اتفاق نمیفته اما چون ما عادت داریم معمولا بیرونیترین و پوستیترین حالتها رو ببینیم متوجه عمق ماجرا نمیشیم.اما همونطور که در دندون درد،درد اخرین نشونه پوسیدگیه؛تو ارتباطات هم جرو بحث و دعواهای شدید اخرین نشونه است و درواقع پوسیدگی روابط از مدتها قبل شروع شده.یعنی از قبل از ازدواج(همونطور که اقای سنگتراشان اشاره کرد) و یعنی حتی زمانی که فکر میکردین اوضاع خوبه و با خانومتون خوش میگذروندین در واقع اون پوسیدگی ادامه داشته،درست مثه موقعی که با دندون پوسیده هم غذا میخوریم تا وقتی که یه زمانی سر غذا جیغمون بره به اسمون و درددندون شروع بشه مثه دعواتون با خانومت سرنوشابه.

    تفاوتهایی که داشتین و احتمالا بی مهارتیهای هردوتون،والدین طلاق گرفته همسرت،خواهر و برادر مجردش و هزارتا دلیل دیگه رو میشه براش پیدا کرد.مثه مسواک نزدن و نخ دندون نکشیدن برای دندون.

    اما حالا این شما هستین که تصمیم میگیرین دندونو بکشین یا ترمیم کنید.عمق پوسیدگی بهتون میگه راه درمانی هست یا صرفاً باید کندش.
    هردو عواقبی دارن.ترمیم دندون (روابط) نیازمند هزینه و تحمله و کشیدنش با درد و خونریزی همراهه و قطعا تو این حین به مسکن (آرامش) احتیاج دارید.

    منوبابت این مثال دندونی :) ببخشید.خواستم یه توضیحی بدم تا راحتتر چرایی رو بذارید کنار و بهتر به اینکه چه باید کنید فکر کنید.

    -----------

    یه توضیح جانبی بگم.

    قبلا ما یه بحثی تو تالار به اسم بانک عاطفی و نحوه خرج کردن و دریافت کردن داشتیم.معلومه شما آدم دهنده ای در محبت هستین اما حواستون باشه بانک عاطفی شما خالی نشه.لزومی نداره چرتکه بندازی که به طرف مقابلت چقد محبت کردی اما به طرق دیگه باید بانکتو شارژ کنی.با محبت خدا،ادمهای دیگه،طبیعت و... خودتو شارژ کن و گرنه کاملا از طرف مقابلت متوقع میشی.درسته هر گل یه بویی داره و مثلا محبت همسر یه چیز دیگه است اما وقتی بانکت از طرق مختلف شارژ بشه اگه یکی از راهها اسیب ببینه کمتر اذیت میشی تا وقتی چشمت به محبت 1نفره.

    ---------

    امیدوارم با کمک بقیه راه درستو پیدا کنی و بهترین تصمیم رو بگیری.

    موفق باشی

  13. 8 کاربر از پست مفید بهار.زندگی تشکرکرده اند .

    aysu (دوشنبه 27 خرداد 92), del (پنجشنبه 23 خرداد 92), milad08 (شنبه 25 خرداد 92), mohammad6599 (یکشنبه 06 مرداد 92), فرشته مهربان (پنجشنبه 23 خرداد 92), گل آرا (پنجشنبه 23 خرداد 92), بالهای صداقت (چهارشنبه 22 خرداد 92), راحیل خانوم (شنبه 25 خرداد 92)

  14. #49
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 03 مرداد 94 [ 21:52]
    تاریخ عضویت
    1392-3-11
    نوشته ها
    61
    امتیاز
    2,033
    سطح
    27
    Points: 2,033, Level: 27
    Level completed: 22%, Points required for next Level: 117
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    53

    تشکرشده 93 در 34 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط گل آرا نمایش پست ها
    هم به تبعات جدایی فکر کن هم به اینکه اگه بخوای زندگیت رو بسازی به قول خودت معجزه نمیشه به قول بال های صداقت عزیز باید خیلی انرژی بذاری و خیلی تلاش کنی و خودت هم خیلی از رفتارهات رو تغییر بدی. میتونی؟ ببین ارزشش رو داره؟

    یا ترجیح میدی اون انرژی رو بذاری برای روزهای بعد از جدایی و برای شروع یک زندگی جدید اما به این قیمت که از زندگی مشترک و علاقه و عشق بگذری؟

    هیچ کس به شما نمیگه جدا شو. اما اگه شما هر تصمیمی بگیری دوستان کمکت میکنن.
    با سلام و عرض معذرت بابت تاخیر در جواب
    * ببنید من اصلا آدمی نیستم که خشک و غیر قابل انعطاف باشم و اینکه بگم من همینم که هستم، من واقعا اگر بدونم که اخلاقای بدی دارم که باعث اخلال در زندگی مشترکمون شده حاضرم تغییرش بدهم ، ولی من خودم فکر می کنم درسته که من اشتباهاتی داشتم ( عدم قاطعیت در برخورد با زنم ، انتخاب اشتباه و ... ) ولی خانومم به بدترین نوع واکنش ها رو به رفتارهای من می داد.
    *به نظرم خرج کردن محبت برای کسی که محبت رو نمیفهمه یه نوع تلف کردن محبته؛ درست میگم?

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط بالهای صداقت نمایش پست ها
    عذر تقصیر مرا در تاخیرم به همفکری دادن به شما بپذیرید


    به دقت پاسخ هایتان را خوانده ام

    پاسخ های شما را حاکی از توانایی شما در تسلط بر خودتان و اوضاع و شرایط پیرامونتان دارد


    بزرگترین نکته ای که هم اکنون به شما کمک می کند این هست که


    مهم نیست که ادامه بدهی یا طلاق بگیری . مهم اینست که قوی باشی و تبعاتش را بپذیری و همچنین سبک و سنگین کنی که کدامیک می تواند منافع بیشتری برای همتون داشته باشه.



    من تک تک کلمات شما در پست هاتون را از اول تا انتهای تاپیک خوانده ام ، از مدیر همدردی هم در این خصوص راهنمایی گرفتم

    الف)
    آنچه که مسلم هست و خود نیز به آن واقفید این هست که شما از توان بالایی برخوردار هستید و برای زندگی تان بسیار تلاش کرده اید...برای اصلاح یک زندگی اشتراکی می بایست طرفین هردو باهم بخواهند و در کنار هم سعی کنند تا مشکلات را مرتفع کنند، یک طرفه نمی توان شرایط را تغییر داد ، مثلا مشکلاتی که شما عنوان کرده اید مثل اقدام به دروغ ، قسم دروغ، تغییر در قول و قرارهای روز اول (نوع حجاب) و خصوصا اقدام به خودکشی همسرتون که مشکلی است که می بایست حتما زیر نظر مشاور و روانشناس حل شود ، از آن دسته مشکلاتی است که هر دو طرف زندگی باید دردست هم به رفع آنها اقدام کنند

    ب)
    نکته بعدی ، ظرفیت و تحمل طرفین در مسیر حل مشکلات می باشد، با نگاهی اجمالی به سیر زندگیتون و آنچه که در حال گذشتن هست ، می توانید دریابید که ظرفیت شما و همسرتان چه اندازه هست و تا چه اندازه ای نیز جا خواهد داشت و چه زمانی تکمیل می شود
    بررسی اینکه توی موقعیت های پرتنش قبلا چه رفتاری داشته اید (هردوتاتون) و هم اکنون در همون موقعیت ها و یا موقعیت هایی که تنش آن کمتر از قبل هست چگونه برخورد می کنید ، می تواند به دانستن گنجایش ظرفیتتان کمک کند
    حتی موقعیت هایی به غیر از مسائل خانوادگی ، مثلا در محیط کار ، در برخورد با یک دوست ، حتی در برخورد با خودتان ، قبلا چگونه عمل می کردید و اکنون چگونه نیز سرنخ هایی را در اختیارتان می گذارد


    بنابراین با توجه به توضیحات ارائه شده هم اکنون توصیه می کنم بار دیگر پستی که در آن به پرسش هایم پاسخ داده اید را بخوانید
    سپس به دور از هر هیایو و اضطرابی در کمال آرامش و به دور از احساسات
    فهرستی از منفعت های جدایی و منفعت های ادامه زندگی
    و همین طور فهرستی در خصوص ضررهای جدایی و همچنین ضررهای ادامه زندگی
    تهیه کنید


    منتظر پست شما هستم

    من نیز پس از خواندن پست شما ، با هماهنگی مدیر همدردی ، منفعت ها و ضررهایی را که به ذهنم می رسد بر فهرست شما می افزایم تا بتوانی روند فکری و اصولی خوبی را تا رسیدن به آرامش واقعی و رضایت از تصمیمت را در پی بگیری

    نگران نباش! خدای امروز فردا هم هست ، من مطمئنم ، تو هم مطمئن باش
    بالهای صداقت گرامی بسیار سپاسگذرام که در همفکری دادن واقعا کمک های به جایی انجام میدهید و سوالاتی رو مطرح کردید که تصویرهای صحیحی از زندگی رو در ذهنم ترسیم می نماید
    ابتدا عذر خواهی می کنم که قبل از اینکه جواب پستتون رو بدهم ، پستی در رابطه با دادگاه مهریه رو مطرح کردم ،تاخیر در جوابم به این علت بود که فرموده اید به دور از هیاهو و اضطراب جواب سوال هارو بدهم؛ به همین دلیل چندین و جند بار تک تک کلمه هایتان را مطالعه کردم و با توجه به توجه به پست قبلیم موارد الف و ب که به آن اشاره کردین ( واقعا چقدر مساله مهمی بود که من به کلی از یاد برده بودم ) به نتایچ زیر رسیدم.
    از منفعت های جدایی:
    - جلوگیری از خسارت های احتمالی روحی و روانی بیشتر در خودم و همسرم
    - احتمال ساختن زندگی بهتر و خوشبخت شدن با فرد دیگری
    - به علت کم بودن مدت زندگی زیر یک سقف شاید راحت تر از زمان های دیگه بتوانیم با تبعات جدایی کنار بیایم
    منفعت های ادامه زندگی:

    - حفظ نمودن نقش همسری و مکمل بودن
    - رسیدن به آرزو ها و هدف هایی که برای جفتمون خیلی مهم بود
    - در صورت اصلاح زندگی توسط دو طرف ، احساس خوش آیند غلبه بر مشکلات و از نوساختن زندگی
    ضرر های جدایی:
    - از دست دادن شخصی که روزگاری آرزوم بود دستش رو لمس کنم ( ببخشید احساساتی شدم )
    - از دست دادن زندگیی که با سختی های خیلی خیلی خیلی زیاد درست شده بود
    - برگشتن به دوران مجردی و این یعنی حرکت رو به عقب ( البته با کوله باری از تجربه )
    - از دست دادن طرح و ایده های مشترک بین جفتمون
    - عوض شدن نگاه دیگران نسبت به شخصیت و موقعیت اجتماعی،و تاثیر آن روی زندگی آینده
    - اتفاق افتادن احتمالی یکی از حالت های زیر برای همسرم
    1- باز شدن یک پرونده فحشا در جامعه
    2- بیشتر شدن مشکلات روانی همسرم به علت عدم توانایی تطبیق واقعیت و با ذهن
    3- رشد روز افزون کینه های همسرم و اقدام برای گرفتن انتقام
    ضررهای ادامه زندگی :
    - تلف و تباه شدن باقی زندگی جفتمون
    - بدبخت کردن یک نسل بعد از خودمون در صورت بچه دار شدن
    - طرد شدن توسط خانواده هامون
    - احتمال کم آوردن و اخلال در اعصاب و روان جفتمون
    - تبدیل شدنمون به یک شخصیت منفعل و بی خیال با شکسته شدن مداوم اعتقادات ، شخصیت و به طور کلی خط قرمزهای زندگی
    - عدم لذت از زندگی
    - درگیری مداوم فکری در قبال وقایع گذشته ( در صورت عدم بخشش قلبی و باطنی )
    - درگیری مداوم با خانواده همسرم

    بی صبرانه منتظر راهنمایی و نظرات شما در خصوص منفعت و ضررهای احتمالی هستم

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط farassoo نمایش پست ها
    سلام عمو ميلاد ممنو ن كه به تاپيك منم سر زدي اوضا و احوال شما هم دست كمي از من نداره با نظرات دوستمون بي وفا موافقم اما به نظر من صبر و تحمل بهترين كاريه كه ميشه كرد. حتما حتما منو از نتيجه دادگاه عدم تمكينتون با خبر كنيد مطمئنا تجربه اين جلسه به درد منم ميخوره. خيانت فقط اين نيست كه با ديگري باشي اينو قبول كن. تو زندگي ما پرده هاي عفاف دريده شده. يعني اگه مجدد بريم زير يه سقف زندگيمون حكم چيني بند زده رو داره. نظر شما چيه؟
    جناب فراسو خیلی خوشحال می شوم که بتوانم تجربیاتم رو در اختیارت بگذارم اما در این خصوص فکر می کنم که بهتر باشه به صورت خصوصی باهاتون ارتباط داشته باشم.
    درسته بهترین راه اینه که صبر کنیم و امیدوار باشیم به وعده خدا که گفته به حقیقت بعد از هر سختی آسونی خواهد بود
    در خصوص زندگی زیر یک سقف هم برای من که از همه مهمتر اعتمادی بوده که دیگه رنگ باخته

    تنهایی بهتر از همنشین بد، و همنشین شایسته از تنهایی بهتر، نکو گفتن از سکوت بهتر، و سکوت از بد گفتن بهتر

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط فرشته مهربان نمایش پست ها
    منطق شما از هم فاصله دارد و با هم بسیار متفاوت است و همچنین روحیات و شخصیت و ...... اینها از قبل هم بووده . که متأسفانه شما توجه نکردی . بخاطر شدت احساسات

    ناشی از رابطه ای که داشتید . همین وضعیت شما یکی از
    دلایل عینی منع روابط دختر و پسر هست که بخاطر احساسات به تحریف شناختی منجر

    میشود و اگر ازدواجی هم صورت گیرد غالباً به طلاق می کشد .
    نقل قول نوشته اصلی توسط مدیرهمدردی نمایش پست ها

    اگر همین آقا قبل از ازدواج اینجا مسائل خودش و این خانم را می گفت صد در صد می گفتیم چنین ازدواجی نکن
    دو خانواده از نظر مذهبی متفاوت....
    و از طرفی تعلق و محبت قبل از عقد، منجر به شناخت تحریف شده می شود.
    حداقل در یک بخش این آقا و خانم هر دو مقصرند.... و آن اینکه هر دو انتخاب اشتباهی داشته اند.

    پس نباید در خانواده سیاه و سفید کرد....
    البته ما اینجا قصد بحث در مورد مسائل تاریخ گذشته نداریم. اما چون خیلی از افراد جوان و در آستانه ازدواج که از قضا عاشق پیشه هستند ممکنه چنین تاپیکی را ببینند ما ناچاریم به نقش قبل از ازدواج این دو بزرگوار هم اشاره کنیم.
    با سلام و عرض تشکر از مدیر همدردی و فرشته مهربان
    با نظرتون کاملا موافم، همیشه پیشگیری بهتر از درمان است، این جمله ای کلیشه ایست که هر روز میشنویم ولی به اون عمل نیمکنیم
    بنده کاملا به این که عشق و عاشقی خام قبل از ازدواج ، بیشترین تاثیر رو در عدم درک صحیح دارد واقفم.
    با توجه به بازدیدی که از این تاپیک انجام شده دوست دارم برای جوان هایی که در آستانه ازدواج قرار دادند و این تاپیک رو می خوانند داخل پرانتز جدا از مباحث مطرح شده بگم : که اگه دست نوشته های دوران نامزدی و دوران دوستی من رو بخونین متوجه خواهید شد که من خیلی از این مشکلات رو پیش بینی می کردم ولی متاسفانه به خاطر احساسات و عشق و عاشقی های افراطی وارد زندگیی شدم که سرنوشتش رو میخونید. ضمنا شایان ذکر که دوستی من و همسرم فوق العاده سالم و تحت نظر خانواده هامون بود.
    همگی ببخشید خیلی دوست داشتم این حرفا رو بزنم تا شاید بتونم به کسی کمک کنم

    نکند که عشق در برابر عقل/دست از پا دراز تر باشد
    ویرایش توسط milad08 : پنجشنبه 23 خرداد 92 در ساعت 02:39

  15. 5 کاربر از پست مفید milad08 تشکرکرده اند .

    mohammad6599 (یکشنبه 06 مرداد 92), فرشته مهربان (پنجشنبه 23 خرداد 92), گل آرا (پنجشنبه 23 خرداد 92), پرنده غريب (پنجشنبه 23 خرداد 92), راحیل خانوم (شنبه 25 خرداد 92)

  16. #50
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 13 مرداد 92 [ 14:09]
    تاریخ عضویت
    1392-1-17
    نوشته ها
    69
    امتیاز
    792
    سطح
    14
    Points: 792, Level: 14
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 8
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    2

    تشکرشده 30 در 23 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام آقاي ميلاد بهتون تبريك ميگم هم بابت صبر و حوصله اي كه به خرج داديد و هم بابت جوابهاتون. كاملا مطمئن شدم روحيات و اهداف مشابهي با هم داريم . اما خواهش ميكنم به هر صورتي كه ميتونيد در مورد مسئله اي كه با شما در ميان گذاشتم كمكم كنيد. راهشو نميدونم اما واقعا ميتونه راهنماييتون تو تصميم گيري كمكم كنه


 
صفحه 5 از 8 نخستنخست 12345678 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. با شوهر دروغگو وخیانتکار خود چگونه رفتار کنم
    توسط مریم سبز در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: چهارشنبه 04 شهریور 94, 19:54
  2. زنی که همه دنیام بود وقیح و دروغگو شده (2)
    توسط milad08 در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: سه شنبه 14 آبان 92, 15:24
  3. با شوهر خیانت کار و دروغگو چطور برخورد کنم؟
    توسط باران بهار 64 در انجمن سایر مشکلات خانواده
    پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: پنجشنبه 02 آبان 92, 00:58
  4. با شوهر دروغگو و لجبازم چیکار کنم؟
    توسط شارلوت در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 28
    آخرين نوشته: شنبه 07 مرداد 91, 09:17
  5. خواص باور نکردنی روغن کنجد
    توسط parnian1 در انجمن علمی و آموزشی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: چهارشنبه 16 دی 88, 10:36

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 01:49 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.