
نوشته اصلی توسط
شکوفه کویری
ممنون از همه دوستان که وقت میذارین
/شماغ که اول دیدی رفتار اون خانوم طوری هست که موجب نارضایتی شماست می تونستی در کنار شوهرتون بمونی و دستشو محکم فشار می دادی تا حواسش جمع باشه ولی فکر کنم شوهرتون با اون خانوم رفتار دیگه ای جز احترام گذاشتن کار دیگه ای نکردن/
در جوابتون باید بگم من برعکس فکر میکنم یعنی به نظر من شوهرم باید این کارو میکرد باید منو به اونا معرفی میکرد من که اونا رو نمیشناختم ببخشید ولی من ازین کارا خوشم نمیاد که دست شوهرمو پیش بقیه بگیرم و جلب توجه کنم حس میکنم جلف بازیه
این شوهرم بود که باید منو کنار خودش نگه میداشت نه اینکه من برم اونطرف و اونم اصلا نیاد طرفم و شروع کنه با اونا به صحبت کردن و خوش و بش من فکر میکنم شوهرم هنوز این چیزا رو یاد نگرفته نمیدونم شاید چون اصلیت روستایی داره و زیادی ساده س به نظر من مردهای هفت خط اینجور مواقع خیلی بهتر برخورد میکنن چون زنهای پررو و بی حیا رو خوب میشناسم قبول دارین؟؟
در جواب دلپذیراد عزیز باید بگم قبول دارم من فکر میکنم الانشم شوهرمو زندگیمو از دست دادم چون با اون چیزی که روز اول بوده زمین تا آسمون فرق کرده
احساسم دقیقا مثل ناخدایی هستش که کشتیش داره به گل میشینه و به جز تماشا کردن کاری نمیتونه بکنه
علاقه مندی ها (Bookmarks)