سلام دوست عزیزم
دقیقا درک میکنم که چی میگی چون منم دقیقا همسن تو که بودم همچین مشکلی داشتم و خودم تنهایی حلش کردم جوری که حالا بیا ببین چه بچه پرو شلوغ اجتماعی هستم!
پس خوب گوش کن...تنها کاری که باید بکنی اینه که
بپر تو دل حوادثی که ازش می ترسی...میگی میترسی تحویلت نگیرن ضایع بشی ...دقیقا کاری بکن که همین جور بشه...جدی میگم!!
شاید اولش خیـــــــــــــــلی سخت و حتی نشدنی باشه اما باور کن بعد یه مدت معجزه میشه
نمی دونم چقدر از این زمینه روانشناسی اطلاع داری که الان میگم اما هر انسانی داخل خودش (منظورم روحا و رفتارا) یه والد درونی ، یه کودک درونی و یه بالغ درونی داره
متاسفانه کسایی امثال ما والد خیلی غر رغو و سختگیری دارند!! مثل یه مامان بابا که مدام به بچه اشون غر می زنن و ازش ایراد میگیرن حالا فکر کن تو همچین کسیو درون خودت داری... و از اونجایی که هر انسانی دوست داره کامل و بی نقص و عیب باشه مخصوصا در روابطش با آدم های دیگه هر کاری میکنی این والدت این قدر سختگیره که هی بهت غر میزنه
تنها کاری که باید بکنی اینه که یه مدت نا دیده اش بگیری...بذار غر غر کنه تو به کار خودت ادامه و تازه خودتو به خاطر هر جایی که فکر میکنی ضایع شدی یا درست رفتار نکردی تشویق هم بکن ...بهش بگو آره من اصلا می خوام این جوری باشم...آفرین به خودم که شجاعت داشتم و فلان کارو کردم حتی اگه اون جوری نشد که می خواستم
مطمئن باش اولش سخته و بعد از 1-2 ماه متوجه یه تغییر خیلی قابل ملاحظه توی خودت میشی
راستی اولین شرط شروع چنین کاری هم یه جمله اس «خودتو دوست داشته باش هر جور که هستی»
موفق باشی :)








علاقه مندی ها (Bookmarks)