نمیدونم میفهمین یانه ... وقتی آدم درمورد مشکلاتش صحبت میکنه ، مثل این میمونه که نمک رو زخمش بپاشه ... لطفاً اگه کسی میتونه کمک کنه ؛ من در مورد مشکلم چیزایی رو گفتم که اگه حتی پیش روانشناس هم میرفتم ، درحین گفتنشون گریه م میگرفت . درسته من اینجا غریبه م ؛ هیچوقت هم خودمو اونقدر توی زندگی مجرب ندونستم که بتونم کسی رو راهنمایی کنم ؛ اما فعلاً تنها جایی که میتونم بیام و درد ودل کنم ، همینجاست .
وضع من تو جامعه هم دقیقاً همینه . حرف میزنم ، میخندم ، درمورد خودم توضیح میدم ؛ بعد برمیگردم و میبنم طرف مقابل داره یه جا دیگه رو نگاه میکنه . من هنوز منتظر کمک شمام . گرچه شما کاملاً بی توجهید و فقط چک میکنین که کی تاپیک رو شروع کرده .
ببخشید ، ولی دلم خیلی گرفته . نه ببخشید ، نگرفته ؛ شکسته .








علاقه مندی ها (Bookmarks)