سلام دوست عزیز،اصلا خجالتو کنار بذار،شده 10 جلسه دیگه هم بری حتما کل معیاراتو چک کن و اگه باهاشون همخونی داشت انتخابش کن،اصلا از معیارات نگذر،چون با این کارت علاوه بر اینکه تو از اون شناخت به دست میاری اونم از تو شناخت پیدا میکنه،اما تو این زمینه تو باید فعالتر باشی،چون شاید حجب و حیا اون خانم اجازه نده بیشتر از تو فعال باشه،سری بعد که رفتی باهاش صحبت کنی سلام و احوال پرسی و حال عمو و خاله و... رو کنار بذار برو سر اصل مطلب،معیاراتو رو یه کاغذ بنویس شروع به سوال کردن کن و مقابلشم یه جای خالی بذار که جلوش مثبت یا منفی بذاری(یعنی اینکه مثبت برای اینکه باهاش موافقی و منفی یعنی مخالفی و حتی اگه لازمه جلوش توضیح بنویس)نذار نشناخته مراحل دیگه پیش بره،شما الان دو جلسه رفتی اما هنوز از اون خانم شناختی نداری،اصلا شاید اون دختر خیلیم خوب باشه اما با معیارای شما جور نباشه و یا برعکس...گفتی فضول،نگو که منم دلم خونه از ادم فضول،اونقدر از ادم فضول بدم میاد که نگو،احتمالا اون فامیلاشونم فضول تشریف دارن،اما یه چیز بهت بگم ادم فضول تو بهش و جهنمم فکر کنم باشه،فکر اینکه بخای جایی بری که از ادم فضول اثری نباشه رو از سرت بیرون کن،حتی تو فامیلای خودتم بگردی میبینی یه سری فضول تشریف دارن،حتما این سوالاو ازش بپرس که حرف دیگران چقدر تو زندگیش براش مهمه و اثر داره،چون این خیلی مهمه بعضیا دهن بین هستن مثلا کافیه دختر خاله طرف بگه رنگ میز تلویزون تون بنفش بود بهتره طرف دیگه تا میز تلوزیونو بنفش نکنه خوابش نمیبره،کسی که دهن بین هست به درد زندگی نمیخوره،اما بر عکس بعضیا اصلا دهن بین نیستن و مردم هر چی میخان بگن اصلا براشون اهمیتی نداره،ببین این خانم کدوم طرفیه،صندلی هم اصلا به روش نمیاوردی حتما طرف خیلی خجالت کشیده با روی باز میگفتی اشکال نداره اصلا چیزی نشده چون لنگ راه رفتنت اون بیچاره رو به فکر فرو برده و باعث شده معذب شه و حتی شاید نتونسته سوالاشو بپرسه،ما رو بیخبر نذار،ایشالا موفق باشی








علاقه مندی ها (Bookmarks)