خب عزیز من وقتی خودت رو با این فکرا درگیر کردی میخواستی اتفاق خاصی هم تو زندگیت بیفته؟اعتماد به نفسم پایین نیست ، افتضاحه ! چون متأسفانه همیشه به شانس اعتقاد داشتم که مثلاً یکی خوش شانسه و موفق ؛ بعد منِ بدشانس واسه موفقیت و خوشبختی آفریده نشدم.
من که نمیدونم تو الان چه مشکل حادی داری!چه بدشانسی آوردی؟ که حرف شانس و...میزنی:eek:
از این به بعد هم هر اتفاقی خوب یا بدی که برات بیفته،از شانست نیست،نتیجه فکر وعکس العملت در برابر زندگی هستش.پس سعی نکن با این حرفا خودت رو گول بزنی
هنوز اول جوونی هستی و خدارو شکر اول انتخاب های زندگی... پس حالا که متوجه مشکلت شدی خودش نصف قضیه حله!
ببین این تاپیک رو حتما بخون وباهاش پیش برو.مشکل تو همون ذهن سطحی فعال هست که تو این تاپیک جناب sci به یکی از کارابرا کمک کرده به حلش
http://www.hamdardi.net/thread-26620.html
و اینکه چرا با خواهرت در مورد مشکلت صحبت نمی کنی؟سعی کن از خواهرت که علم روانپزشکی هم داره کمک بگیری.
دختر خوب، باید از الان که متوجه مشکلت شدی برای رفعش هم اقدام کنی.مثل همون وقتا که رو خودت کار کردی وخوب شدی.اصلنم الان رویا نباشه برات.تو همون محیای چند سال پیش هستی که موفق شد ذهنش رو کنترل کنه،با این تفاوت که الان بزرگتر شده،عاقل تر شده، توانمندتر از پیش شده.پس هیچ مانعی نداری
هر چه میخواهد دل تنگت بگو:)نمیدونم چرا من اینقد حرف میزنم ؟! حوصله همه رو سر میبرم ... ببخشید ...
بیا از نتایجت هم اینجا بگو
اون تاپیک رو حتما دنبال کن








علاقه مندی ها (Bookmarks)