بارها و بارها باهم صحبت کردیم همیشه میگه عاشق زن و زندگیمم یک تار موتم با دنیا عوض نمیکنم یک مشکلی بود که تموم شد تو فراموش کن میگه با این کارات که چیزی عوض نشد حالا یه مدت خوب شو مثل قبل شو.منم سعی میکنم ولی قشنگ معلومه که ظاهری خوب شدم و به محض دیدن یه چیزی کلا یادم میره چه قولی داده بودم.بعضی وقتا شوهرم میگه تو داری زندگیمونو خراب میکنی ولی من اینقدر عصبانی میشم و میگم خیلی پررویی تو این بلا رو سر من آوردی آخر سر منو مقصر میکنی؟؟؟میدونم که خیلی مقصرم حرفای (یکی مثل شما) خیلی برام آرامش بخش بود توروخدا کمکم کنین تا من خودم رو عوض کنم تا شاید بتونم زندگیمم عوض کنم.ممنونم.








علاقه مندی ها (Bookmarks)