
گاهی حال و احوالم اینجوریه
حس میکنم قلیون یا سیگار آرومم میکنه
وقتی خیلی حالم گرفته است وقتی پرم از حرفهایی که نمیدونم کدوم درسته کدوم غلط
بعد تو ذهنم وای میستم جلو پنجره که اونورش داره بارون میاد و یکم تاریکه تو یه خونه چوبی و یه سیگار برگ میکشم
چشم هامو میبندم و عمیقا دودو میدم تو ریه هام این کار باعث میشه آررروم شم
گاهیم اونور پنجره یه دشت وسیع سبز هست با خورشیدی که نورشو پهن کرده رو سبزه ها یکدونه هم اسب که داره چمن میخوره
- - - Updated - - -
این پستو که برای الف قاف نوشتم یه تلنگر بزرگ بود به خودم
احساس میکنم چقدر آماده نیستم برای ازدواج ( من در حالی که اشک جمع شده تو چشمام)
و چقدر نیاز دارم
[align=center]ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمده ایم ...از بد حادثه اینجا به پناه آمده ایم[/align]
علاقه مندی ها (Bookmarks)