به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 30

Hybrid View

  1. #1
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 23 آذر 92 [ 14:29]
    تاریخ عضویت
    1392-2-02
    نوشته ها
    232
    امتیاز
    1,214
    سطح
    19
    Points: 1,214, Level: 19
    Level completed: 14%, Points required for next Level: 86
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    128

    تشکرشده 214 در 130 پست

    Rep Power
    37
    Array
    نه خداروشکر،شوهرم آدم پاکیه اما همونطور که گفتم بخاطر کارش مدام با دیگران در ارتباطه و خانمهای زیادی هم باهاش در تماسند.

    البته یه چیزی هست و اینکه ما وقتی با هم عقد کردیم اون جایی کار میکرد که فقط دو نفر بودن که اون یکی خانم بود.یعنی اون خانم کارمندشوهرم بود.مجرد بود و از همسرم بزرگتر.اونها حدود دو سال

    از قبل عقد ما با هم اونجا کار میکردن و دفتر همسرم هم یه خونه بود که دربسته بود و محل رفت وآمد هم نبود.من اولا برام زیاد مهم نبود اما بعد مدت کوتاهی برام فاجعه شد.البته در

    اینکه هیچ چی بینشون نبود صد در صد مطمئنم.شوهرم فقط به فکر کارش بود اما اونها خیلی با هم راحت شده بودن و درمورد همه مسائل با هم حرف میزدن.اونجا هر روز با هم

    ناهار،میوه و ... میخوردن.اگه شوهرم لباس جدید میخرید اون تبریک میگفت.یا درمورد خریدای خودش توضیح میداد.تک تک اعضای خانواده همو با جزئیات میشناختن.درمورد همه کاراش با

    شوهرم مشورت میکرد.حتی بهش میگفت معده درد دارم دکتر سراغ ندارین.تنهایی شوهرم اونو چند بار رسوند خونشون و خیلی چیزای دیگه.ما اون موقع بارها و بارها بخاطر این موضوع

    با هه دعواهای شدیدی داشتیم.شوهرم کمی کوتاه اومد و دیگه اونجا ناهار نمیخورد اما نمیشد اون قضیه رو جمع کرد و چند ماه بعد عروسیمون اونو بیرون کرد و الان البته منتش رو سر

    منه که درامدش کم شده با رفتن اون اما من گفتم برام مهم نیست.و اینکه هنوزم دخترای هم کلاسی چند سال پیشش باهاش درتماسند.البته شاید به نظر شما اینا اصلا

    اشکالی نداشته باشه اما شوهر من آدمیه که به شدت رو من حساسه.اگه با پسرخالم که دو سال ازم کوچیکتره حرف اضافی بزنم حساسه.اگه یه کلمه با همکلاسی پسرم حرف بزنم

    ناراحت میشه.البته من از حساس بودنش ناراحت نمیشم و خودم دوست دارم و رعایت میکنم اما دلم میخواد خودشم مراعات کنه.حرفام طولانی شد.میخواستم بگم حساست های من

    از اونجا شروع شد.درمورد اون خانم هم باهام شوخی میکرد و اگه حوصله نداشتم کاریو براش انجام بدم زود میگفت میدم خانم فلانی انام بده ها...

    و این حساسیتها واقعا برام مونده و همیشه تو ذهنم داستان میسازم و همیشه بهش شک دارم.دانشگاه که میرفتم شوهرم ازم میپرسید ساعت چند میرسی خونه جوابشو نمیدادم

    و به ذهنم میومد برا چی میخواد دقیق بدونه.واقعا فکرام مسخره ست.گاهی حس میکنم مریضم

  2. #2
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 11 دی 95 [ 09:45]
    تاریخ عضویت
    1391-12-20
    نوشته ها
    343
    امتیاز
    5,466
    سطح
    47
    Points: 5,466, Level: 47
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 84
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    59

    تشکرشده 378 در 207 پست

    Rep Power
    55
    Array

    Heart

    عزيزم همسرت حق داره اگه ميخواي براش جذاب باشي اگه ميخواي اذيتت نكنه .به اون چيزايي كه ميخواد عمل كن بزار از خودم مثال بزنم براي خود منم سخت بود مدام به شوهرم ابراز علاقه كنم ولي اون خيلي دوس داره.خصوصا وقتي به چشاش عميق نگاه ميكنم و بهش ميگم خيلي دوس داره درمورد همه چيزم حرف ميزنيم وام قسط خونه پول وسايل خونه. خريد يا فروش ماشين.همه چيز و خيلي خوشش مياد كه از همه چيز سر در ميارم حالا خوب بخون من از هفته اول عقدم .شايد روزي چند بار شوهرم يا چنگول ميگفت يا گاز .جوريكه جاش مي افتاد باور ميكني روز عروسيم روبازوم دو تا گاز بود. بزور پنهونش كرديم انقده بهش محبت ميكنم مسخره بازي براش در ميارم بعضي وقتها ميرقصم حتي منم بهش حمله ميكنمو گازش ميگيرم.خيلي خوشش مياد. خودش هميشه ميگه من از پس تو بربيام كافيه برام . حتي ميگه گاهي وقتها جلوت كم ميارم. انقده از همه چيز لبريزش ميكنم از محبت.عشق.بازي.عشق بازي.شوخي.رابطه جنسي.از همه چيز انقده كه كم مياره. از كم شروع كن كم كم موفق ميشي. ولي اگه از اون حرفا زد بحثو عوض كن.ولي جبهه نگير كه لذت ببره و شرطي بشه.مثلا در مورد موهاش حرف بزن يا وضع بدنيش.يا بوسش كن و شروع كن به محبت كردن و عشق بازي فرصت ادامه دادن نده.بهش بگو تو ميتوني بجز من كسي ديگه رودوست داشته باشي؟ عشق من هيچوقت بجز من به كس ديگه فكر نميكنه و بوسش كن.نگاش كن و بوسش كن.با احساس. موفق ميشي

  3. 3 کاربر از پست مفید paria_22 تشکرکرده اند .

    nosh nosh (چهارشنبه 29 خرداد 92), reyhan (سه شنبه 28 خرداد 92), فرانک بانو (پنجشنبه 30 خرداد 92)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 22:01 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.