سلام الناز جون از این اینکه زندگیت به اینجا رسید متاسفم
من هم یه بار تجربه ی تلخ طلاقو داشتم من یه بچه هم داشتم بخاطر خیانت شوهرم ناخواسته ازش جدا شدم خیلی سختی کشیدم خیلی رنج کشیدم هنوزم به یادشم با اینکه خیلی بهم سختی داد ولی هنورم خاطرش تو ذهنم زندست و نفس میکشه بعد 4 سال!!!! من همه چیو بخشیدم و کاری هم نداشتم یعنی وضعم بدتر از تو بود
یه سال پیش هم به یه آقایی آشنا شدم و ازدواج کردم ولی ایشون یه دختر 14 ساله داره و اعتیاد هم داره همش بهم سزکوفت زندگی قبلیو میزد همیشه هم تنم کبود بود تا حرف میزدم که دوست نداشت کتکم میزد رفت کلیدو ازم گرفتو به خونه رام نداد از دستش شکایت کردم اومد گفت این دیونست خودش خودشو میزنه!!!!
دیروز هم تو جلسه شورا گفت که وسایلاتو بهت میدم تو هم رضایت بده منم رضایت دادم وسایلامو گرفتم الانم تو خونه مادرمم اگه بدونی من چه حالی دارم همش گریه میکنم با اینکه من هیچ دلبستگی به اون زندگی نداشتم ولی دارم خون گریه میکنم دلم برای اتاقم تنگ شده قانون هم زیاد به نفع زنا نیست منم الناز جون الان مثل توام شایدم بدتر از تو چون ازدواج دوممه...........
وقتی رفتم خونه وسایلامو بردارم وسایلای منو همه رو ریخته بودن تو اتاقم بعضی از وسایلامو هم داده بود به دخترش یه گربه هم براش خریده بود که تو خونه ویراژ میداد پس من چجوری تحمل میکنم عزیزم حتما یه تاپیکم بزن حتما آرومت میکنه و متوجه میشی که تنها تو نیستی که داری میکشی
- - - Updated - - -








علاقه مندی ها (Bookmarks)