بالاترين نرخ خودكشي دنيا در اروپاست و پايينترين آمار، در مناطق مديترانه شرقي و علت پايينبودن نرخ خودكشي در اين منطقه، اعتقاد به خدا و اهميتدادن به اين فاكتور ذكر شده؛ البته ايران نيز جزء اين منطقه محسوب ميشود. تمام محققين به اتفاق، مذهب را مهمترين عامل پيشگيري در خودكشي ميدانند. خداوند در قرآن (آيه 29 و30 سوره نساء) چنين عملي را صريحا نهي و منع كرده و مورد ملامت قرار داده است.
سن پرخطر خودكشي در ايران، بين 15تا25سال است. اين در حالي است كه در كشورهاي ديگر، اين سن براي مردان 45 و براي زنان، 55سال به بالاست.
نرخ متوسط خودكشي در جهان، 15 در 100هزارنفر است و 4تا6 درصد علل مرگومير را شامل ميشود. نتايج بررسيهاي سازمان بهداشت جهاني(WHO) نشان ميدهد از سال 1950تا1995ميلادي، سن خودكشي سير نزولي داشته است به طوري كه از دهه 70 ميلادي، نرخ خودكشي در جوانان، بيش از 3برابر شده است.
بهراستي چه اتفاقي ممكن است براي شخصي بيفتد تا تصميم به خودكشي بگيرد؟ خودكشي به علل و عوامل متعددي بستگي دارد.
در تحقيقاتي كه طي چندين سال در كشور انجام شده، بيكاري، عدم حمايت خانواده، شكست در تحصيلات و افسردگي، از مهمترين عواملي هستند كه در اقدام به خودكشي جوانان موثر بودهاند. علت 13درصد خودكشيها در جوانان، مشكلات تحصيلي است. افزايش آمار اقدام به خودكشي در زمان اعلام نتايج كنكور، از نمونههاي بارز اين مسأله است.
به طور مشخص در مورد شكست تحصيلي در كنكور، تحقيقات نشان ميدهد عدم آموزش تصميمگيري صحيح به كودكان در مواقع بروز مشكل و از طرف ديگر سختگيري نابجاي والدين در مسأله تحصيلات، نقش مهمي در اقدام به خودكشي دارد.
به اعتقاد روانشناسان، والديني كه آرزوهاي خودشان را در كودكانشان ميبينند، باعث انتظارات نامعقول از كودك ميشوند. نهايت اينكه قبولنشدن در كنكور يا نياوردن نمره مطلوب در مدرسه، جوان را با مشكل مواجه ميسازد كه گاه با تصميمگيري نادرست به خودكشي ميانجامد. دكتر سيدمهدي حسنزاده- روانشناس- به فشار تحصيلي كه نوجوان و جوان متحمل ميشود، اشاره ميكند و ميگويد: «اين فشارها از اول دبستان شروع ميشود و با بار سنگين تكاليف و حفظكردن درسها تا آخر دبيرستان ادامه مييابد و به غول بزرگي به نام كنكور ختم ميشود. در اين بين، خانوادهها بدون درنظرگرفتن توان بچهها، خواستههاي نابجايي از كودكان خود دارند».
وي ادامه ميدهد:«زماني هم كه بچهها به دانشگاه راه مييابند، وقتي متوجه بيكاري خود ميشوند، حاصل تحصيلات و تلاش خود را بيثمر ميبينند؛ سپس مشكل بزرگ ازدواج پيش پاي آنها ميآيد. جوانان ما از كودكي تا جواني هميشه با مشكلات بزرگ تحصيلي، كار، مسكن و ازدواج دست و پنجه نرم ميكنند. گاه به اعتياد و موادمخدر روي ميآورند و گاهي نيز دست به خودكشي ميزنند».
البته بعضي از جوانان نيز احساس گمشدگي هويت دارند؛ اينكه چه كسي هستند؟ هدف از زندگي چيست؟ از كجا ميآيند و به كجا ميروند... . به گفته دكتر حسنزاده، كساني كه بايد به اين سؤالات و صدها سؤال ديگر پاسخ دهند، مشاورين مراكز آموزشي هستند كه متأسفانه وجود ندارند يا متخصص اين حرفه نيستند. در نتيجه، جوان ما نميتواند با جايي يا كسي طرح مشكل كند.







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)